Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48 جیم - چهل سالگی www.jeem.ir
چهل سالگی
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

نویسنده : جشنواره نویسندگی نقطه سر خط

مریم مزارعی

داشتم فكر مي‌كردم چهل سالگيم را چطور قرار است شروع كنم؟ 

مثلا شايد غريبه‌اي به نام همسرم كيكِ بزرگي بخرد ، با دو شمع به شماره‌هاي صفر و چهار...! 

بعد يكهو وارد خانه‌مان شود و و بچه‌هاي قد و نيم قدم دست و جيغ و هورا بكشند و بعد هي تند تند فلش‌هاي دوربينِ خانوادگي‌مان، چشم‌هاي چروكيده‌ام را به زحمت براي شاد بودن بيندازد و لب‌هاي جمع شده‌ام هم لبخندي به نشانه ، نمي‌دانم ، شايد به نشانه "ممنون بابت زحمت‌هايتان" بزند...! 

بعد يكي يكي كادوهايشان را باز كنند، دخترِ كوچكم نقاشي‌اش كه تصويرِ زني قد بلند با موهاي كم و بيش سفيد شده را كشيده است را بياورد و ادعا كند "من" را كشيده است و دخترِ بزرگ‌ترم برايم از بافتني‌هاي خوش‌رنگِ دوست داشتني گرفته باشد و پسرم يك انگشترِ.... نمي‌دانم ، شايد يك انگشترِ نگين فيروزه، شايد هم عقيق سرخ! 

درحالي هيچ‌كدام‌شان نمي‌دانند كه چقدر رنگِ سبزِ انگشتر به دست‌هايم مي‌آيد! 

اين‌ها كه "تو" نيستند كه بدانند.

و بعد هم نوبت مي‌رسد به كادوي پدر بچه‌هايم بازش مي‌كنم، همه دست و جيغ و هورا مي‌كشند و من مات و  وحشتِ يك خاطره‌ي دور! 

عطري با بوي "تـــو"! 

اصلا ولش كن، حالا كه فكر مي‌كنم اين چهل سالگي نمي‌تواند مال من باشد! 

من چهل سالگيم را تنها با خودم و خودم شروع مي‌كنم ، يا اصلا نمي‌دانم.  

چه لزومي دارد وقتي تــــو نيستي  چهل سالگي‌ام را شروع كنم؟

* این مطلب بدون ویراستاری منتشر شده است
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/٠٣
٥
٠
پاراگراف سوم : شود و و بچه‌
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/٠٣
٥
٠
این قسمت هم ایراد ویراستاری داره: لب‌هاي جمع شده‌ام هم لبخندي به نشانه ، نمي‌دانم ، شايد به نشانه "ممنون بابت زحمت‌هايتان" بزند...!
رفیعه
رفیعه
٩٦/٠١/٠٣
٦
٠
این "نمیدانم" در بعضی جاها، تردید یادداشت بود عایا؟! :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/٠٣
٣
٠
بعد یکهو، قد و نیم قد ، تند تند! ایراد ویراستاری زیاد داشت به لحاظ محتوا هم برای بار اول خوب بود از نویسنده تشکر می‌کنم امیدوارم با تمرین و دقت نظر بیشتر در مسابقات بعدی موفق باشند.
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠١/٠٤
٢
٠
ایده تکراری
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٦/٠١/٠٤
١
٠
موفق باشید:)
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠١/٠٥
١
٠
ایده تکراری بود. اما پرورش ایده رو به خوبی انجام داده بودید. فقط من هیچ حس تردیدی از نوشته نگرفتم. نکات نگارشی مثل استفاده ی صحیح از علائم در یکی دو مورد بسیار خوب بود. نیم فاصله و فاصله ها رعایت شده بود. اما در کنار همه ی این ها من شروع نوشته رو دوست نداشتم. بر عکس پایان که به نظرم خوب بود. و خب یکمی در پایان نوشته حالت تردید رو دیدم... اما اونم با خیلی ارفاق! موفق باشید.
S_rasa
S_rasa
٩٦/٠١/٠٥
٠
٠
تردیدش کجای متن بود؟ اینکه ندونید چهل سالگیتون رو چطور شروع کنید، تردیدش بود آیا؟ برای دلنوشته، متن قشنگی بود، ولی شاید مناسب این مسابقه نباشه. به علاوه ی عدم رعایت صحیح علایم نگارشی، که متاسفانه در بیشتر آثار دیده میشه...