شاه بی سپاه
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

نویسنده : جشنواره نویسندگی نقطه سر خط

فرید متین

مانندِ یک سپاه؛ سپاهی بدونِ شاه...

یا بیش‌تر شبیه به یک شاهِ بی‌سپاه؛

یا مثلِ عابری، که میانِ مسیرِ خود

افتاده گیرِ برزخِ چندین و چند راه؛

یا چون محصّلی که بفهمد جواب‌هاش

در وقتِ امتحان، همه بودند اشتباه.... 

ــ این‌گونه‌ام: ضعیف... مردّد... پُر از تُهی...

یک شعرِ ناسروده... سپیدی پُر از سیاه

بر من تمامِ عالمیان گریه می‌کنند

در من تمامِ آدمیان می‌کِشند آه!

تنها تویی که حالِ مرا درک می‌کنی،

ای ابرِ پُرتلاطم و پُربغضِ مهرماه!

گاهی دلم بهانه‌ی پاییز می‌کند...

چشمِ من و ترنّم ِ بارانِ گاه‌گاه

* این مطلب بدون ویراستاری منتشر شده است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠١/٠٢
٠
٠
بسیار زیبا بود :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/٠١/٠٢
٠
٠
آفرین :)
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠١/٠٢
٠
٠
شعر قشنگ و آرومي بود!
رفیعه
رفیعه
٩٦/٠١/٠٢
٠
٠
یا چون محصّلی که بفهمد جواب‌هاش در وقتِ امتحان، همه بودند اشتباه.... با این قسمت خیلی همذات پنداری کردم :| ممنون و موفق باشید :)
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠١/٠٢
٠
٠
عالیه =)
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٦/٠١/٠٢
٠
٠
خوب بود
لیلی
لیلی
٩٦/٠١/٠٣
١
٤
آفرین، نقدی به شعرت وارد نیست چون مختصر و مفید نوشتی
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٦/٠١/٠٣
٠
٠
بیت اول خیلی خوب شروع شده بود..درکل هم خوب بود
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/٠٣
١
١
شعر فراتر از بسیار زیبا بود :) موفق باشید / من آدم بد پسندی هستم شعرتون بدل نشست
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/٠٢/٠٤
٠
٠
قشنگ بود:-)
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/١٨
٠
٠
خیلی زیبا بود تبریک
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠