دلتنگت خواهم شد «95»
وداع با سال 1395

دلتنگت خواهم شد «95»

نویسنده : sedamir_s98

حال پس از گذشت سیصد و شست و اندی روز گذر از تک تک لحظاتی که خوشحال، ناراحت، هیجان زده و... بودیم، زمانش فرارسیده که بدرود گوییم با آنچه که گذشت و شد و اتفاق افتاد. شاید ما حقشان ادا نکرده‌ایم و یا بلعکس، اما زمان با درگذر بودنش تنها یک چیز را می‌آموزاند،که قدر بدانیم دوست داشتن‌ها و قهرمانان زندگی‌مان را هرچند که کوتاه و دور باشند. شما را نمیدانم اما من امیدوارم به روزهایی که کسی بیاید و صادقانه پای حرفش بایستد و باشد.

دنیا با همه تلخ کامی‌هایش، با همه کمی و کاستی‌اش می‌تواند شیرین‌تر ازین رقم بخورد چنانکه شاید تا بحال برای دیگران و یا حتی خودمان رقم خورده باشد. درین واپسین لحظات که به نفس‌های آخر زمستان رسیده‌ایم باید اعتراف کنم ابتدا دلم برای پادشاه فصل‌ها پاییز تنگ می‌شود که شاید برگ ریزانش نماد ریختن تمام زندگی به پای کسی است که دوستش داریم. بعدش برای زمستان بخاطر تمام قدم زدن‌های غرق در سکوتش زیر برف و باران. و چه حیف که این دلتنگی‌ها و امثال آن شاید بوجود بیایند اما از بین نخواهند رفت و فقط از زمانی به زمان دیگر منتقل می‌شوند.

از من می‌شنوید گوش سپارید به صدای پای بهار، به آمدنش، به ماندنش و به رفتن غریبانه‌اش که شاید از یک جایی به بعد با این شور و ذوق و اشتیاق نباشد. و یادمان باشد که نه آمدن‌ها مهم‌‌اند در آخر کار و نه رفتن ها، بلکه خاطراتی خاک خورده که برای یکدیگر به ارث می‌گذاریم. شاید سرنوشت آنچنان رقم خورد که جایی دیگر و در زمان و مکانی دیگر، یکدیگر را دیدیم. و من هنوز امیدوارم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٢/٢٩
٠
٠
چه امید خوبی.../ ( دلم گرفت ) راست میگین.. واقعا امسال همشم بد نبود دیگه ، اون وسطاش چیز میزای خوبی هم پیدا میشد..ولی خداکنه سالی که میخاد بیاد همش خوب باشه... :)
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٢/٢٩
٠
٠
چه امید خوبی.../ ( دلم گرفت ) راست میگین.. واقعا امسال همشم بد نبود دیگه ، اون وسطاش چیز میزای خوبی هم پیدا میشد..ولی خداکنه سالی که میخاد بیاد همش خوب باشه... :)
Rasa_s
Rasa_s
٩٦/٠١/١١
٠
٠
آره بابا، واقع بین باشیم. همه ی سالها اتفاقات خوب و بد دارند. اونقدی که به سال ۹۵ بیچاره فحش و ناسزا گفته شد، به داور بازی ایران و آرژانتین داده نشد! کمی با سالها ملایم تر باشیم و بدانیم این همان زندگی است... سپاس بابت متن
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
آغاز مکتب نمادگرایی جادویی

کتاب پایان نامه؛ جادوی قرن بیست و یکم

٩٧/٠٣/٠٣