رقص بهار
شعری سروده خودم

رقص بهار

نویسنده : سلیمان حسنی

میلاد طبیعت و بهاران آمد 

صد قاصدک ‌سپید و رقصان ‌آمد 

افسون ‌کند این ‌شکوه هر آدم را 

آواز خوش و نغز هزاران آمد 

شد پهنه‌ی ‌دشت‌ پر گل ‌آبی ‌و سرخ 

سر مستی ‌گل، شکوفه باران آمد 

با موج قشنگ، سبزه‌آرایی شد 

یک‌جرعه ‌نفس ‌به‌ سینه ‌مهمان ‌آمد 

بیدار شده زمین و رخ می‌شوید 

آبی ‌خنک‌ از چشمه‌ی جوشان آمد 

شد محو هنرمندی ایزد، حامی 

احسن به زبان ‌و دیده ‌و جان آمد 

با دست توانای خداوند بزرگ 

تصویر یگانه‌ای به دوران آمد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠١/٠٢
٠
٠
عـــــــــــــــالی =) عیدتون مبارک.. بهارتون زیبا و دلنشین.. سالتون شیک و مجلســی =)
پربازدیدتریـــن ها
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
فصل تاریکی

بی نقطه بی پایان

٩٦/٠٧/٢٩
وقتی فقر در کشورمان بی داد می کند

کدام اولویت است؟

٩٦/٠٧/٢٩
تبلیغات