تنها نمی گذاری مرا
شعری سروده خودم

تنها نمی گذاری مرا

نویسنده : باران_رزمخواه

تو رفته‌ای و چشم تو در قاب باقی‌مانده است

عطری که می‌پیچد ولی، تختی که خالی مانده است

گاهی خیالت ناگهان در خانه پیدا می‌شود

در خانه‌ای که ماه‌ها از عشق عاری مانده است

یکبار می‌خندیدی و از عشق می‌گفتی به من

تو زودتر رفتی ولی، آن عشقِ فانی مانده است

آن خانه از تو خالی است اما در آغوشِ من

از رد بازوهای تو گویی شیاری مانده است

یک نطفه از تو ناگهان در من تکانی می‌خورد

از نبض پر تشویش من انگار چیزی خوانده است

این یادگار کوچکت اثبات حرف آن شب است

تنها نمی‌ذاری مرا؛ قولی که باقی مانده است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شهاب الدین تقوی
شهاب الدین تقوی
٩٦/٠٢/٢٠
١
١
آفرین خیلی عالی و پرمعنی
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیز
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیز
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٢٠
١
٠
فقط کاش در نوشتن مصرع 7 تجدید نظر میکردی. اگر به جای(اما) مینوشتی" افسوس " وزن شعر کاملا حفظ میشد امیدوارم این نکته را به ویرایش این شعر عالی و فوق العاده زیبا اضافه کنی
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٠
٠
٠
اره چه عالی شد.مرسی که گفتین🌼🌻
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٦/٠٢/٢٠
١
٠
یک نطفه از تو ناگهان در من تکانی میخورد/انگار در تاریکی ام نور چراغی مانده است.گمونم با بیت بعدیش هم ارتباط معنایی داره هم مشکل ردیف و قافیه حل میشه. حس خوبی داشت؛موفق باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٢/٢٠
١
٠
جناب رفائی صحیح میفرمایند ٬ شعر خوبی بود ولی قافیه هاش کمی اشکال داشت :) فقط توی ترانه (ی) رو قافیه میگیرن :) موفق باشید
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٠
٠
٠
اینجوری زیبایی شعر از بین میره یکم.. بعضی وقتا انتخاب بین اصولی بودن و زیبا بودنه...هرچند آدم بایستی پیرو اصول باشه اما خب...بهرحال ممنون از شما دوست عزیز فرمایشتون کاملا درسته.
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٢/٢٠
١
٠
راستی ! این شعرتون رو بیشتر از اشعار قبل پسندیدم :)) اون حس دخترونه ای که گفتم توی اشعارتون باید باشه و نیست ٬ توی این شعر هست :) موفق باشید
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیز
y-naeemi
y-naeemi
٩٦/٠٢/٢١
١
٠
من زاویه دید و نوع نگاهتون توی این شعر رو خیلی دوست داشتم.مستقل از کلیشه های عاشقانه بود.آفرین.به امید پیشرفت های خیلی بیشتر
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢١
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیزم😊🙏🌻
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٢١
١
٠
«شیاری مانده است»، چکامه سرا نخشگر نیز آمد. //// چکیده ای از نگارشِ این مهرورز، پیش کش باد، از دَرِ سپاس شمای را. //// هنــــــــگامه ز بی هنـــــگاهی//// روزگاهی ست، خنک ز بادِ شمال، // وَزَد بر خنچه گانِ بسختی بشکفته، // دل تنگم زین دمِ گرمِ از پیکرت خفته. // خیال در سرم بازخورد زآن چه در بگذشته. // در این ابرناکیِ بس گره درهم، // جوی پندارم شود همه روان، // آن چه از تو در خود کِشَم، // یک نگاه پَسِ نگاهِ دگر، // شوری همه درآن بنهفته، // وان دمی ک اخگری ژرف ا ژرف، // زبانه کشد از دو چشمت هم تفته. // ////// بخشِ پسین، و پایانی، نگارش را نیاوردم. هر گونه هم آوا و هنجاری (قافیه و وزنی) پیش آمدی ست(اتفاقی ست)، که این مهرورز، نگاه به جان مایه دارد.
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢١
١
٠
ممنون از شما بسیار زیبا و دلنشین بود😊
پربازدیدتریـــن ها