کافه
شعری سروده خودم

کافه

نویسنده : باران_رزمخواه

لبخند ناپیدای تو از دور پیدا می‌شود

تو ساکتی و فکر من غرق تماشا می‌شود

فنجانِ چایِ داغ را در دست خود می‌گیری و تصویرِ تو در دوده‌ها یک آن هویدا می‌شود

در کافه‌ای غمگین، تو، یک نور در خود داری و

آن نور همچون واژه‌ای در یک غزل جا می‌شود یک مشت حرف بی‌صدا در عمق دستان تو است در لای گیسوهای من یک شعر پیدا می‌شود

از کافه بیرون می‌روی گم می‌شوی در جمعیت

یک خاطره از تو در این کافه شکوفا می‌شود

بی‌شک در این کافه تو هم یک روز را گم کرده‌ای یک روز آن یک روزِ تو در کافه پیدا می‌شود

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شهاب الدین تقوی
شهاب الدین تقوی
٩٦/٠٢/٢٦
١
٠
بسیار خوب:-)
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٦
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیز😊
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/٢٦
١
٠
یک روز ان یک روز تو در کافه پیدا میشود خدا کنه زیبا بود
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٦
٠
٠
انشالله😊ممنون از شما دوست عزیزم
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/٢٦
١
٠
دلنشینه :)
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٦
٠
٠
ممنون از شما نسیم جان😊
AsedHamid
AsedHamid
٩٦/٠٢/٢٧
١
٠
قشنگ و دلنشین بود، ولی در کل زیاد غصه نخورین یا خودش میاد یا نامه ش :))
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٧
٠
٠
😂😂ممنون از شما دوست عزیزم
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠٢/٢٨
١
٠
آ سد حمید من که به شما گفتم "مظلوم نسل تنهای ما" اما شما مخالفت کردید! بفرما این هم شاهد..
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٢٧
١
٠
شـــــــــیـــرشــــــکــــــــلات //// نشسته در یک کافی شاپ // نگاه ام به یه کافه گلاسه می افته // جلو رفته می گم . . . تو چه زیبایی // با یه کوکی . . . بهترینی // راستی کوکی خونه دارم. // آوای دختری، با نگاش رو من، می گه: // اما من شیرشکلات دوس دارم. // با شرم ساری می گم // «اوه، ببخشید، با لیوان بودم.» // اندوه تو چشاش می دوِ، از اونجا دور می شه. // لیوان رو برمی دارم و به دنبالش، // دست شو می گیرم، می گم: // «خب، می شه هردو رو داشت، تانگو یک رقص دو نفره س.» (برگرفته از دَوانتِی هَریس Davontay Harris )
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٢٧
١
٠
زیبا بود☺ممنون از شما دوست عزیزم🌼
foad_akk
foad_akk
٩٦/٠٣/١٢
١
٠
شعراتون اکثرا حسیه ولی اگه با عروض آشنایی دارین حتما تقطیع کنید و وزن شعرتونو اصلاح کنید...
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/١٣
٠
٠
شعر مشکل وزنی نداره آقای اکبری.متاسفانه بد منتشر شده اینجا و هر مصرعش تو یک خط نیست و به خط های دیگه رفته.باعث میشه این تصور بوجود بیاد. که البته با کمی دقت میتونید راحت و صحیح بخونیدش!
فوادک
فوادک
٩٦/٠٣/١٤
٠
٠
اره انگار حق با شماست :-) یک جایی ویرگول اومد بین واژه ها و لغات هم پیوسته بود اصلا شعر از زبانم گم شد....موفق باشید...
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیز🌻
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات