شهرزاد
شعری سروده خودم

شهرزاد

نویسنده : باران_رزمخواه

شهر بر سلسله‌ی موی تو برپا شده است

خم ابروی تو محراب تمنا شده است

پرده از چهره برانداختی اندر دل شب

شب چو روز است و جهان مهد تماشا شده است

در شبستان تو ما گرم شرابیم ولی

رخت بربسته‌ای وغصه‌ی سرما شده است

چالِ بر گونه‌ی تو نهر وصال و غزل است

تو نمی‌خندی و این نهر، سرابی شده است

شهرزاد غزلم زاده‌ی این شهر نبود

او همان ماهی تنهاست که دریا شده است

در پی خانه‌ی خود از فلک و خاک گذشت

آنقدر گشت که امروز ثریا شده است

خاک او چون من و تو از تن این باغچه نیست

خاک او گَردِ تنِ غنچه‌ی لب وا شده است

گیسوانش ز همان خط فروخفته‌ای است

که به پاسخ نرسیدست و معما شده است

شهرزاد غزلم گرچه ز این شهر نبود

شهر از چین لبش زاده و پیدا شده است

تا تو بر شهر رسیدی دو جهان خالی شد

هرچه گویی تو، درین شهر محیا شده است

این غزل را سر گیسوی تو حک می‌کنمش

خط مخدوش من انگار که خوانا شده است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠٢/٠٢
١
٠
قشنگه... شهر بر سلسله‌ی موی تو برپا شده است خم ابروی تو محراب تمنا شده است بیت اغازینش رو خیلی دوست دارم.
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیزم بخاطر توجه و لطفتون🌻🌼
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠٢/٠٢
١
٠
:) من همینطور زیبا بود
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/٠٢
٢
١
قشنگه فقط " تو نمی‌خندی و این نهر، سرابی شده است " سرابی با بقیه ابیات خیلی نمیخونه و در " شهرزاد غزلم گرچه ز این شهر نبود " اگر به جای " ز " ، " از " باشه ریتمش روون تر میشه.. ولی در کل واقعا شعر خوبیه =) شاعر خوبی هستی موفق باشی عزیزم =)
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٢
٠
٠
در مورد*از*بله فکر میکنم حق با شما باشه حتما تعویض میکنم.برای سراب هم چیز بهتری بنظرم نرسید ولی چشم بازم حتما روش فکر میکنم..ممنون از نظر شما دوست عزیزم
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
"سرابی شده است"هیچ عیب و ایرادی نداره دست تو دست باقی ابیات هم داره میخونه شاعرجان لطفا دست به این بیت نزن، نسیم خانم وقتی چال روی گونه نهر وصال و غزل است و معشوق نمیخنده معلومه که این نهر سراب میشه دیگه. چون عاشق، مجنون زیبایی صورت یار شده در حین لبخند، وقتی معشوق لبخند نزنه هرکسی جای عاشق باشه سراب میبینه و هیچ کلمه ای نميتونه جایگزین سراب بشه
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
مصرع6ریتم شعر را کند کرده،بهتر بود این جایگزین را انتخاب میکردی "رخت بربسته و اینک غصه سرما شده است" چون غصه سرما شده است فعل مناسب رخت بربسته ای نیست. در مصرع 15کلمه فروخفته برای پایان دادن به مصرع مناسب نیست و آهنگ کلام این شعر را ناقص کرده بهتر بود کلمه دیگری انتخاب میکردی باقی ابیات هم عالی و زیبا سروده شده،موفق باشی
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/٠٣
٢
٠
خانوم لیلی نقد و جایگزینی ابیات رو از طرف شما تا به حال زیر چند تا شعر از کاربرها دیده بودم برای همین الان کنجکاو شدم ببینم مطالب خود شما چطور هستن.. و وقتی شعر " کامنت بیا" شمارو خوندم به این نتیجه رسیدم که واقعا صلاحیت نقد اشعار رو دارید.. موفق باشید :)
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٢/٠٢
١
٠
این شعر واقعاً خوب بود :)) توی بیت پنجم «سرابی» با بقیه قافیه نیست ٬ حواس تون نبوده ٬ این و گفتم که شعر اشکالی نداشته باشه :) و اینکه شعری که سرودین شعری هست که اگه عکس تون نبود به طور قطع میگفتم شاعرش آقا هست ٬ بهتر نیست از ذوق تون واسه سرودن اشعاری با ذوق دخترونه استفاده کنین ؟! نمیدونم منظورم و چه طوری برسونم ! در هرصورت شعر خوبی بود ٬ موفق باشید
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٣
٠
٠
بله سرابی رو یکی دیگه از دوستان بهش اشاره کردن..حتما اصلاحش میکنم.ممنون از شما. در مورد شعر هم هدیه ای به دوستم برای تولدش بوده برای همین اینجوریه...باز هم بسیار ممنون و متشکر بخاطر نظرات سازندتون🙏
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/٠٢
١
٠
چه شعر قشنگی خیلی خووب بود
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیزم
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
زیبا و حافظ گونه ست، سپاس که پایان خوشی ست بر این روز. شما حافظ بسیار می خوانید؟ دگر این که، چکامه جان سپار هم هم آوا* نشد، بل هم آوا و هنجار* هم سرای شور بود. فریاد از دست هم آوا و هنجار ۶ در ۸ که هم سرای بِشکَن ست و نَه بیش، چرا که شور از آن رخت بربسته. // *هم آوا = قافیه// *هنجار = وزن، ریتم.
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
آیا «بلایی» جای گزین زیبنده ی از برای «سرابی» (می) بینید، ارچه ریخت (فُرم) را دگرسان می کند، چرا که چمواژه (هم معنا[ی]) آن نیست؟
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
خودت جواب خودت را دادی،به نظرمن سرابی ایرادی نداره
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
من زیاد متوجه نشدم😅ولی سپاس گزارم از شما دوست عزیز. بیشتر شهریار میخونم ولی حافظ هم بله خیلی علاقمندم.
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
چشم براه چکامه های دیگرین تان خواهیم بود، دو چکامه سرای، گرامیِ، دیگر نیز دیدگاه خود گذاشته اند که شور افزون کند.
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
آها الان متوجه شدم... بله بلایی هم زیباست الان که فکر میکنم بهش..اشکال تو خوانِش هم ایجاد نمیکنه..ولی بازم معنای سرابی زیباتره تاحدودی..بازم روش فکر میکنم..جالب بود ممنون
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
باران جان،اگر نظری درمورد انتقادی که نوشتم داری خوشحال میشم بدونم چون کامنت دومم را در پاسخ به کسی نفرستادم ولی اشتباهی ثبت شده
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٣
٠
٠
سلام و بسیار ممنون از نظرات سازندتون.میخواستم پاسخ بدم ولی متاسفانه همینجور که خودتون اشاره کردین امکان ریپلی نبود ممنون که دوباره کامنت گذاشتید.بله با نظراتتون موافقم مخصوصا در مورد مصرع پانزدهم.حتما اصلاحش میکنم.مجددا ممنونم از نظرتون😊🌼🌻
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٣
١
٠
لیلی گرامی خوشنودم هم گفتار هم شدیم از نو.
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٠٤
١
٠
:)
لیلی
لیلی
٩٦/٠٣/٢٢
١
٠
میشه لطفا بگین چرا انتقادی که از شعرها داشتم و بیت جایگزین پیشنهاد دادم تا به حال در اشعار لحاظ نکردی؟
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/٢٢
٠
٠
لیلی جان شما اکثر مواقع پاسخ بقیه رو ریپلی میکنید و امکان پاسخ دهی به شما دیگه نیست مثل همین الان که زیر یه کامنت دیگه حرفتونو زدید و برای من امکان ریپلی کردن نیست.برای همین پاسخ شما رو زیر یک کامنت دیگتون میدم. اشکالاتی که شما و دیگر دوستان تا به الان از اشعار من گرفتید رو تک به تک بررسی کردم و با دو تا از دوستام که دکترای ادبیات دارن درمیون گذاشتم.بعضا به جا بودند بعضی هم اشکال محسوب نمیشدند.که البته اشکالاتی رو که صحیح گرفته شده بود از من اصلاح کردم و در دفترم نوشتم. من نمیدونم این چه توقعیه که شما از من دارید ک یه اصلاحیه وارد جیم کنم مختص به شما یا اشعار رو اینجا ادیت کنم که امکانش نیست بهیچوجه:/ در مورد بیت هایی هم که پیشنهاد دادید متاسفانه هیچکدوم به دل من ننشستند.دو مصرعی که تا به حال اشکال داشتند رو خودم با یه سری کلمات جایگزین درست کردم. باز هم بهرحال از شما ممنونم لیلی جان.علت اصلی انتشار اشعارم در جیم هم دوستانی مثل شما هستند که با تیزبینی و دقت میتونن کمکی در جهت پیشرفت من داشته باشند:) سپاس گزار از شما.
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٣
٢
٠
دید درون من نیز (in my mind's eye به گفته هاملت) با این واژه کلنجار می رفت آن زمان که خود جای شما گذاشتم. آیا که هنجار و هم آوند را بایستی نگران بود، و، یا جان مایه سخن. در دید این مهرورز (اردت مند) چکام نیز نگارین (نقاشی) را ماند، در کنار مونه، پیزارو و ون گاخ، بایستی که دالی و پیکاسو را آزمود. سوای آن، در این دوران، ادیب و نخشگر (نقاش) چون گونه و آیین گذشته (گان) هماره برشان چیره گردد، از بیان همه فراگیر چم دار (fully expressive) باز مانند، چراکه: نخست، ما نه ایم همه گان مان فرزانگان سخن سده ها (ی) پیشین، دگر این که، حال باید گیتی دگر آزمود و در آن پرهای پروانه، شاهین وار گشودندی، که می آموخت مولانا و رودکی و و و . . اگر می بودندی. باید زنجیرها گسست چون فروغ و نیما، بی آن که به بی سالاری (آنارشیسم) سخن روی آوریم. تا رخصتی دگر دم فروبندم
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٤
١
٠
خنده ات کو، زنخدان سرابی شده است
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٤
١
٠
با توجه به اینکه زنخدان روی چانه است و مصرع قبلی حرف از چال گونه بوده فک نمیکنم تعبیر چندان مناسبی باشه.باز هم سپاس از لطف شما دوست عزیزم😊
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٤
١
٠
شرم ساری و خنده هر دو با هم. این کژی کودک وار هر از گاه از این مهرورز سرزند. شیفته فرهنگ و زبان خود و از آن دورم. سپاس گزارم از یادآوری شما.
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٤
١
٠
« از آب بیرون می‌خزد نقش خیال قامتت // بی‌کفش در من می‌دَوَد تا چشم، بالا می‌رسد »// (خوابیده بر موج) //// این فراراستینه شما آرامش از من برید.
b_razmkhah
b_razmkhah
٩٦/٠٢/٠٤
١
٠
خوشحالم که خوشتون اومده☺
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٥
١
٠
فرتابی از چکام سورریالیستی، شما، در ریخت هم گونه اش به زبان انگلیسی ارایه کردم روز پیشین، (که) پدیدار نگشت امروز. رخصت که فرتاب / برگردانی دیگر در زیرین به شما و دیگر یاران پیش کش کنم.
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٥
٤
٠
بر فراز آبهای آن دریای از شور وامانده // دَمِ زنده بودن، همه از آن رخت بسته //// سکوتی زیر به روی چون شب کور، مرگ خواب آلود، // مرغ دریای شکم دریده را ماند //// واژ گون، بالها از هم بگسسته // مردار بَس در پَسِ مردار - آرامیدنی همه اندوه وار //// رویه نازک خاکستری کشد بر خود - چون رخ پوش // بر ورای آرامش رنگ پریده آن رخسار. /////// و فرشته گان خردپیکر، بهارین گونه در خفتنی ژرف // بسان سوسن آبی بر ورای آن ژرف نای دهشت ناک، از خروش وامانده //// همه زیبا! موی های شان، روشنین رنگ، برنیاشفته // کاکلی بر پیشانی لخت از چین، و چشمانی که بود // بر سنگ مزارهای مرمرین تراشیده، مه گرفتگی ی رنگ باخته! // و گودی گون های - خندان، خنچه لبان، //// کیپ در کیپ، گوی روحی همه یگان // در رویایی همه از خویشتَنِ خویش، آوایی از دل سادگی: //// این چنین عاشقانه آرمیده اند، فرازین // از زاد-شام آرامیدنی چنین، که هستی برای شان گریست. /////// ( برتابی از The Sea of Death از Thomas Hood )
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٠٥
١
٠
هرچند درکش برای من تاحدودی سخت بود اما تا جایی که در توان داشتم در فهمیدنش تلاش کردم... آن تعبیر زیبایی و وحشت و زیباییه وحشت که برای شعر*خوابیده بر موج*گفتید برای این متن بسیار مناسب تر است و مصداق بیشتری دارد..واقعا زیبا بود.ممنون از شما دوست عزیز و ناشناس🙏🌻
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٥
١
٠
چکام سورریالیستی همانی را گفتم که در *خوابیده بر موج* آوردید، پس شما و من یک نگاه داریم در راستای چکامی که به نگارش آوردم (فرتابی از چکامه سرای لندنی.) شاید اگر چکام (به انگلیسی) دیروز را می دیدید همه روشن تر بود. // دریایی را گوید همه مرده، مردنی که چهره اش در واژگون مرغ آب از هم بگسسته تنها توان به گمان آورد. مزاری را ماند که زاد-شب (زاد-روز) آن فرشته گان خرد اندام (که بر روی سنگ مزار تراشند) برجسته کنند. زیبایی، دهشت، مرگ، خشونت بی صدا، چنان درهم تنیده که هستی را اشک بر گونه روان شود. فریاد رسایی ست از زیباشناختی، از دید این مهرورز // ساعت های دگر که برگردم، گفته (ها) نیوش گوش جان کنم. // سپاس از شما دوست نیک ام.
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٥
١
٠
پوزش از دریافت شتابانه از دید گاه شما. دریافت زیبایی وحشت و وحشت زیبایی با خوانش چکام یار دریا گرفته شما، بر می گردد به حال روان ام ( حالتی رفت که محراب به فریاد آمد) آن گاه، پوزش از نو - چکام شما، اما که، هنوز در من نخش بسته.
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٠٥
٢
٠
ترجمه ی آن به قول خودتان چکام لندنی نسبت به شعر من بسیار ملموس تر بود و عبارت*فریاد رسای زیباشناختی*به غایت برازنده ی آن چکام بود..به شخصه از شعری که فرستادید بسیار لذت بردم و فهمیدم برای پرداختن به زیبایی هرچه تمام تر به این گونه به قول شما فراراستی ها هنوز راه زیادی در پیش دارم. امیدوارم روزی بتوانم در این موضوع شعری بگویم که بهتر از قبل باشد و رضایت شما را جلب کند.باز هم هزاران بار ممنون از نظرات جالب و سازنده ی شما دوست عزیزم:)
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٥
١
٠
هم ساز و هم داستان دیدگاه تان نیستم، شوربختانه ( نی، نیک بختانه). اگر شدنی ست ساعتی چند بیش این جا نگاهی دگر اندازید.
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٥
١
٠
فراموش کردم، مرا شرمنده می کنید، بیانی چنان نشان دارد از آزرم روان (حرمت نفس) آدمیت. سپاس شمای را دوست نیک.
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠٥
٢
٠
چم گفتارم دگر از دریافت شماست، این نیز نیست سوای خردی توان ام در بیان، شاید. نخست این که (این) مهرورز فراز «زیبا شناختی» به برداشتی از فرتاب و برگردان خود از Thomas Hood نمی گویم، بل به خودِ چکام او به زبان مادری اش. پس، هم آن گونه که شما یادآور شدید، زیبایی و وحشت و یا زیبایی وحشت بایستی باید گونه ی چکام او را نامید ( و شاید فرتاب / برگردان من، اگر که پیروزمند بودم ). // چکام شما در *خوابیده بر موج* از ژانری دگرست - همانی که سرآغاز این داستان. برگردان از چکام Thomas Hood جرقه اش پاسخ به کار زیبای شما بود - برگردانی که نه بیش از ۴۵ دقیقه برای توانستم کنار بگذارم، امید که ارزش آن چکام بسیار خرد نکرده باشم.// در پایان این که ما دیگری را رهرو باشیم یا همراه تا شاهد پیروزی و شادروزی در آغوش کشیم، چون نیتچه گویم «همراه.» از این روی شمای، گرامی، فرا خوانم نگاهی به پاراگراف، زیرین پایانی فکنید:// رهرو راستین راه خود دنبال کند، رهنمودی ست فرزانه پیش روی آموزگار، نمونه ای از آن چه بدان توان دست یازید، نه آن چه سوای آن هیچ دگر (نمی بایستی.) که او چوبان ما نی، بل همرهی خردمند که چون فانوس خانه دریایی امیدگاه، شاید گسسته شده گان از امید، دریانورد (ها). فانوس، فانوس خانه، دریانورد همه همراهان، یک دگر، تا شب تاریک بوسه بر گونه پگاهان زده، فریاد مرغ وحشت زده موج های هول (شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل, . . .) را سنفونی هیاهوی شادی مرغان امید ساحل مژدگانی دهد. // تا یادداشتی دگر، ciao
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٠٥
١
٠
شعر اصلی را نخوانده ام اما به هرحال برگردان شما از آن بسیار زیبا و ملموس بود.باز هم هزاران سپاس
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠٢/٠٩
١
٠
شعر خیلی خوبه ولی بیت اول بی نظیره! عالی! عالی!
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٠٩
١
٠
خیلی خیلی ممنونم
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠٢/٠٩
١
٠
می تونم از بیت اول شعرتون در شعری استفاده کنم؟
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/٠٩
٢
٤
چون چاپ نکردم هنوز اگه استفاده نکنید ممنون میشم😊😅
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠٢/٠٩
٢
١
خیلی دیر گفتید من استفاده کردم!
behnam_mlk
behnam_mlk
٩٦/٠٢/٠٩
٢
٠
این شعر خیلی خوب بود.در جيم شعرایهa_tavassoliiعالی بودن این شعرم در سطح شعرای اونا و حتی بهتر بودن افرین
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٢/١٠
١
٠
ممنون از شما دوست عزیزم.
پربازدیدتریـــن ها