دهان سوخته
شعری سروده خودم

دهان سوخته

نویسنده : سلیمان حسنی

آشی که نخوردیم دهان سوخت حسابی 

بهر دل ما نیست، در این برهه جوابی 

خوردند و ربودند، همه هستی ما را 

در کار ددان نیست، حسابی و کتابی 

آن عده به کاخند و همه، غرقه ثروت 

در چنته ما نیست نه نانی و نه آبی

گویند که در خدمت خلقیم، به عالم 

پنهان شده ابلیس چنین، پشت نقابی 

هر چند بگوییم امید است ره کار 

تصویر کند آتیه را، مثل سرابی 

یک عده گرفتند به خود، ظاهر نیکی 

گرگی که عیان گشت به صد رنگ و لعابی 

خورشید چو بیند که خطاکار زیاد است 

سنگین شده بر شانه او کوه عذابی 

شد سینه پر از درد، ز مظلومی آن یار 

افسوس که حامی است و یک حال خرابی 

باید بشوم همره او از دل و از جان 

فریاد حقیقت بودم، عین ثوابی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M :)
NA30M :)
٩٥/١٢/٠٩
٠
٠
عالی :)
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٥/١٢/٠٩
٠
٠
زیبا:)
ali_zohri
ali_zohri
٩٥/١٢/١٠
٠
٠
قشنگ بود
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/١٢/١١
٠
٠
سلام آقای حسنی . شعر خیلی زیبایی بود . ممنون
پربازدیدتریـــن ها
به دور از هرگونه طنزیجات

در توصیف دوستان جیمی

٩٧/٠٤/٢٨
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

جوانی و خامی

٩٧/٠٤/٢٧
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

٩٧/٠٤/٢٧
ناراحتم که در حال تمام شدن است

یک روز فوق العاده

٩٧/٠٤/٢٨
دانشمندها چه غلطی می کنند؟

چقدر رابطه ی نیمه کاره در من مرد

٩٧/٠٤/٢٧
نفرین کدام خداست؟

در برزخم، به تاریکی سوگند

٩٧/٠٤/٣٠
توجه به توانمندی بازیگران

مواد لازم جهت یک فیلم کمدی ایرانی

٩٧/٠٤/٢٦
بهترین دوست دنیا

املی را در سینما دیدم

٩٧/٠٤/٣٠
این روایت هر صبح من است

فرشته ای در حیاط

٩٧/٠٤/٢٧
گرما طاقت فرساست

مورچه ها

٩٧/٠٤/٢٨
مرا آمدن منجی خوش است

منجی

٩٧/٠٤/٣٠
فمینیست وارداتی!

نامه‌ای برای دختران سرزمینم

٩٧/٠٤/٢٥
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
چشم بر ناز لبت

سوگند

٩٧/٠٤/٢٦
رفیق صد ساله!

صمیمیت از نوع الکی

٩٧/٠٤/٣٠