جنگ غرور
شعری سروده خودم

جنگ غرور

نویسنده : سلیمان حسنی

با ما سخنی بگو که دلتنگ‌ شدیم 

با کهنه غرور خویش‌ در جنگ ‌شدیم 

بودیم چو سرباز پیاده در رزم 

ازلطف ‌و محبت تو سرهنگ ‌شدیم 

فردای ‌شبی ‌که‌ لحظه‌ی‌ دیداراست 

ما لحظه شمار، تا تلاونگ شدیم 

تا یک نظری ز مهر بر ما بکنی 

با سوی نگاه تو هماهنگ شدیم 

از روی مه‌ات‌ چو دیده را برداریم 

انگار که دور، هزار فرسنگ شدیم 

در وصف تو واژه‌ای دگر یافت ‌نشد 

وارد به لغات و غرق ‌فرهنگ شدیم 

چرخیم چو در هر طرفی دنبالت 

سرگیجه گرفته همچو آونگ ‌شدیم 

تا وصف تو در کلام حامی آمد 

با زمزمه‌ی شعر، در آهنگ شدیم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M :)
NA30M :)
٩٥/١١/٢٦
٠
٠
خیلی زیبـــــــــــــــاست استـــاد :)
m.javadi
m.javadi
٩٥/١١/٢٦
٠
٠
بسیار عالی
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

حملات کیهانی

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

طبل ناسوری

٩٧/٠٤/٢٠
نگاهم به من می گوید...

لطفا به من گوش کنید

٩٧/٠٤/٢٠
اینجا ایران است...

ملت جو!

٩٧/٠٤/١٩
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
دوستت دارم

آرام جان

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

ضریح چشمانت

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

زخم خورده چشم

٩٧/٠٤/٢٠
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
یادداشتی بر فیلم Her

عشق مجازی

٩٧/٠٤/٢٠
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
کار سخت برای اثبات خود

کمال طلبی چیست؟

٩٧/٠٤/١٩
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
به همین سه نقطه ها

عادت کرده ایم

٩٧/٠٤/١٩
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

٩٧/٠٤/٢٣
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥