بی انتخاب های سازگار
هر جور پیش آمد!

بی انتخاب های سازگار

نویسنده : صدیقه حسینی

آدم‌هایی که از یک حیوان خاص یک گل خاص یک رنگ خاص یا چه می‌دانم یک غذای خاص حتی! خوششان می‌آید خیلی تکلیفشان با خودشان معلوم‌تر است تا آدم‌هایی که می‌گویند من همه‌ی حیوان‌ها... همه‌ی رنگ‌ها... همه‌ی غذاها را دوست دارم. این جور آدم‌ها انگار هیچ چیز قابل تفکیک و قابل ترجیحی برایشان وجود ندارد. یا حتی آدم‌هایی که یک میلیون تا دوست دارند و می‌گویند با هر جور آدمی کنار می‌آییم. این‌ها من را می‌ترسانند. به نظرم هیچ‌وقت هیچ انتخابی نداشته‌اند. حتی وقتی رفته‌اند یک پیراهن بخرند و فروشنده چندتایی را گذاشته جلویشان شانه بالا انداخته و گفته‌اند که همه‌شان خوبند دیگر و بعد همین‌طوری شانسی دست برده‌اند یکی را برداشته‌اند و رفته‌اند پی کارشان! یعنی می‌خواهم بگویم این که بگویی هر کدام شد. هرچی شد. هر جور پیش آمد... دیگر اسمش انتخاب نیست!

شاید خیلی هم خوب نباشد که آدم تا این حد منعطف باشد و تا این حد با همه چیز کنار بیاید و تا این حد سازگار و سازگارتر باشد. این است که من هنوز هم وقتی یک نفر را برای بار اول می‌بینم قبل از هرچیز می‌خواهم بدانم از چه رنگی خوشش می‌آید؟ چه گلی؟ چه غذایی؟ فرقی نمی‌کند جواب‌هایش مثل جواب‌های من باشد یا نه؟ همین که بدانم از بین آن همه، یکی را انتخاب کرده و خودش می‌داند کدام را بیشتر دوست دارد خوب است. اصلا همین که خودش بداند کافی‌ست. به نظرم با این جور آدم‌ها بهتر می‌شود دوستی کرد. و بعدتر که در عالم دوستی‌تان مثلا می‌خواهید برایش کادو بخرید با خودتان نمی‌گویید خب هرچیزی بخرم خوشش خواهد آمد. می‌دانید که بالاخره یک چیزهایی توی این دنیا هست که خوشحال‌ترش می‌کنند و همین که این انتخاب‌ها محدودند و شامل همه چیز و همه کس نمی‌شوند، خودش خیلی خوب است دیگر... مگر نه؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M :)
NA30M :)
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
یعنی چی تکلیفشان با خودشان معلوم نیست!! اتفاقا من شخصا همه ی رنگ هارو دوست دارم و معتقدم هررنگی زیبایی خاص خودش رو داره و بسته به زمان و مکان زیبایی های خودش رو بروز میده... :|
f_akbari
f_akbari
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
یک دوستی داشتم،اوایل برام عجیب بود،تکلیفش با خودش و اطرافش مشخص بود.میگفت از این خوشم نمیاد و از فلان خوشم میاد.همون اوایل بهش خرده میگرفتم که خیلی اعلام موضع میکنی،اما بعدها به همین حرف شما رسیدم.دوست داشتنی ماند،و دوست داشتنی تر شد
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
هرچه پیش آید خوش آید هستند دیگه... البته اینکه آدم بدونه چی میخواد خیلی خوبه ولی خوب بعضی وقتا این دوست داشتنها یه مکملهای خیلی مهمی نیاز داره و الا تئوری میمونه! مثلا اینطوری که: من ماکارانی رو خیلی دوست دارم اما خوب اشکنه مادرم رو به ماکارانی بعضی ها ترجیح میدم! یا سبز و سفید رو تو رنگا خیلی دوست دارم اما یه پیرهن سبز بیشتر ندارم!! نمیدونم تونستم بگم منظورم رو یا نه!؟
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات