سیگارت بهمن / قسمت آخر
از آن روز دیگر بهاره را ندیدم

سیگارت بهمن / قسمت آخر

نویسنده : بهمن بهمنی

قسمت قبل را از اینجا بخوانید

سیگاری روشن می‌کنم، سکوت شب  و صدای جغد، بهمن به نیمه رسیده است برف از زمین و آسمان می‌بارد و سیگارم که نصفش خاکستر شده است، بدون خداحافظی رفتی ! صدای تق تق کفش‌هایت انگاری دوباره می‌آید، بعد از آنکه گفتی قبلاً ازدواج کردی نیت کردم بروم باغ تا سیگاری بیادت کشیده باشم شاید بهاره خواستم فراموش‌ات کنم. شاید امشب برای من هرگز صبح نشود! آخر می‌دانی فراموش کردنت سخت است از مرگ هم سخت‌تر، راستی چگونه آدم می‌تواند لحظه‌ای را تصور کند که بدون کام گرفتن از تو بمیرد بهاره! اینکه تو قبلاً ازدواج کرده باشی و اینکه گذشته‌ات چه بوده برایم دیگر مهم نیست! همین که عاشق تو باشم در این دنیا برایم کافی است، باتری گوشی‌ام خاموش می‌شود، در این تاریکی فقط نور قرمز سیگار دیده می‌شود، رودخانه رسی(1) شب‌هایش آنقدر ترسناک است که اگر سیگار نباشد زوزه‌ی شغال‌های وحشی آدم را از راه رفتن باز می‌دارد.  آسمان را نگاه می‌کنم. پُکی از سیگار می‌کشم، خدایا خودت کمک کن تا بهاره را بگیرم!

صدای شکسته شدن هیزم، انگاری که داخل تاریکی سقوط می‌کنم و صدای «شالاپ» آب ...

تا کمر داخل آب فرو رفته‌ام  تاریکی محض چاه و صدای جیغ های ممتد ...

«بسم الله الرحمن الرحیم، پناه می‌برم بخدا از شر اجنه و شیاطین»

ترس اراده‌ام را گرفته، باید آیت الکرسی بخوانم!

«اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» باقی‌اش یادم نمی‌آید»

دادم می‌زنم، خدا... خودت کمک کن! انعکاس صدا داخل چاه هیچ‌کس نیست .چشمانم را باز می‌کنم، کاش همه چیز خواب باشد شعری از حافظ به ذهنم می‌رسد: 

قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مکن/ ظلمات است بترس از خطر گمراهی 

خدایا می‌دانم که هیچ لذتی بالاتر از عشق رسیدن به تو نیست و من راه را اشتباه رفتم، خودت کمک کن! سعی می‌کنم تکان بخورم، پاهایم با جسمی برخورد می‌کند ، موتور کفکِش چاه آب است، کابل برقش را دنبال می‌کنم به ریسمانی گره خورده است! کورکورانه ریسمان را می‌کشم دستم به نرده بین کَول‌های چاه آب می‌خورد. آرام آرام از نرده‌ها بالا می‌آیم. نزدیک دهانه چاه ماه از پشت ابر بیرون می‌آید. خودم را بالا می‌کشم. زیر لب صلوات می‌فرستم و به سمت خانه حرکت می‌کنم .

فکر کردن به آن شب کذایی مو را به تنم سیخ می‌کند. بهزاد مرخص شد و من دیگر بهاره را ندیدم. مادر مجبورم کرد تا بروم خواستگاری کوکب دختر همسایه، با وجودی که هیچ علاقه‌ای به ازدواج نداشتم ولی وقتی کوکب را از نزدیک دیدم نظرم عوض شد! کوکب برای خودش فرشته‌ای بود و حالا زندگی بدون کوکب برای من هیچ است. پسر اولم به دنیا آمده است، قبل عقدمان سر بچه با کوکب حسابی صحبت کرده بودم، گفتم اگر دختر بود اسمش را تو انتخاب کن ولی پسر باشد اسمش با من! حالا آمده‌ام اداره‌ی ثبت! هر چه به این کارمند زبان نفهم می‌گویم پسر خودم هست و دوست‌دارم اسمش «بهمن دوم» باشد می‌گوید نمی‌شود !

آن طرف‌تر شخصی آمده است، ظاهرش شبیه دکترها است. می‌گوید اسم همسرش بهاره است و می‌خواهد اسم دخترش را بگذارد بهار!

* رودخانه رسی: اسم رودخانه‌ای پر آب در محدوده طرقبه.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faezeh76
faezeh76
٩٥/١١/١٦
٠
٠
آخي!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/١١/١٦
٠
٠
:)
faezeh76
faezeh76
٩٥/١١/١٦
٠
٠
حيف شد بهاره نشد ! :))))))))))))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/١١/١٦
٠
٠
ها جدا :| حیف بهاره
NA30M :)
NA30M :)
٩٥/١١/١٦
٠
٠
که اینجوریا!!!!!!! :))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/١١/١٧
٠
٠
ها دیگه:)
بهاره بهاری
بهاره بهاری
٩٥/١١/١٧
٠
٠
لیاقت ....
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/١١/١٧
٠
٠
برو پی زندگیت بهاره :)
f_rezaee
f_rezaee
٩٦/٠٥/١٣
٠
٠
ینی این بهاره بهاری یک شخصیت واقعی بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠٥/١٣
٠
٠
:) خودمم نمی دونم کی این پیام رو گذاشته
بهزاد
بهزاد
٩٥/١١/١٧
٠
٠
بهمن دوم :| عالی بود :))) عوض شدن تصویر سازی هات خیلی عالیه ٬ نقطه ی قوت نوشتنت عوض شدن صفحه ایِ تصویر سازی هات هس ٬ بدون هیچ کلمه ی اضافی ای تصویر سازی ات عوض میشه کار هر کسی نیس خیلی خوبه :))) البته یه جاهایی هم شورش دراومده بود خخخخ :)) خلقیاتت شبیه شخصیت بهمن هس؟ یه کم مزاجت یه هو نیس ؟ یاد شعرِ (یک شبی مجنون نمازش را شکست) افتادم ... آخر شعرش همینطوری تموم میشه :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/١١/١٧
٠
٠
سلام ممنون از شما آقای بهزاد سپاس از شما که همراهی کردین:)))) شخصیت خودم کمی به داستان نزدیک هست خخخخ
فائزه
فائزه
٩٥/١١/١٨
٠
٠
ای بابااا :| :(
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/١١/١٨
٠
٠
قسمت همین بوده :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/١١/١٩
٠
٠
سلام. من امروز فرصت کردم بشینم و چهار قسمت رو با هم بخونم. چند تا نکته به نظرم رسید که مینویسم براتون: - دیالوگ ها بعضی جاها محاوره و بعضی جاها دستورزبانی نوشته شدن، که بهتره یکدست بشن. - سرعت داستان یک نواخت نیست. یعنی سه قسمت اول (و حتی نصفی از قسمت چهارم) سرعت پیش روی کمی داره و یکدفعه توی پاراگراف آخر همه چی مدل گزارش و خیلی سریع توضیح داده شده. پاراگراف آخر رو به نظرم کمی غیر مستقیم تر بازنویسی کنید:) - اگر قراره داستان کلا طنز باشه بهتره که یک دور بازنویسیش کنید و کاملا روند طنز بهش بدین. الان بعضی قسمت ها طنز نوشته شدن و بعضی قسمت ها معمولی یا حتی تراژدیک. فکر می کنم می تونید حتی توی لحظه های سیاهش کمی طنز وارد کنید :) کلا تشکر از داستانتون. ببخشید که این چند تا نکته رو هم گفتم. نظر شخصیمه. البته مورد اول (دیالوگ ها) رو بهتره توی تما داستان هاتون رعایت کنید. موفق باشید :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/١١/١٩
٠
٠
سلام خانم نیک بنیاد ، خیلی خوشحال شدم از اینکه خوندین ، چشم :) با راهنمایی شما مطلب رو دباره بازنویسی و تو داستانک های بعدی حتماً دقت می کنم .
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠١/٢٥
٠
٠
بهمن دوم...خخخخخخ..... عالیه...دختر شد بذارید ستاره به کوکب بیاد... چه ساده و قشنگ و ملموس بود... بازم بنویسید! ان شاءالله تو داستان بعدیتون به عشقتون برسید!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/٢٥
٠
٠
:) سعیم رو می کنم ممنون
پربازدیدتریـــن ها
به دور از هرگونه طنزیجات

در توصیف دوستان جیمی

٩٧/٠٤/٢٨
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

جوانی و خامی

٩٧/٠٤/٢٧
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

٩٧/٠٤/٢٧
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
دانشمندها چه غلطی می کنند؟

چقدر رابطه ی نیمه کاره در من مرد

٩٧/٠٤/٢٧
توجه به توانمندی بازیگران

مواد لازم جهت یک فیلم کمدی ایرانی

٩٧/٠٤/٢٦
ناراحتم که در حال تمام شدن است

یک روز فوق العاده

٩٧/٠٤/٢٨
این روایت هر صبح من است

فرشته ای در حیاط

٩٧/٠٤/٢٧
فمینیست وارداتی!

نامه‌ای برای دختران سرزمینم

٩٧/٠٤/٢٥
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥
چشم بر ناز لبت

سوگند

٩٧/٠٤/٢٦
طنز

ایده‌هایت را برای سوژه کردن دوست دارم

٩٧/٠٤/٢٦
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

٩٧/٠٤/٢٣