بعدش سکوت می شنوی!
گاهی باید دست کشید

بعدش سکوت می شنوی!

نویسنده : سمانه صالحی

آدم است دیگر، احساس دارد. یکهو می‌بینی در یک جایی ناگهان دیگر حرف نمی‌زند، یکهو صحبتش را تمام می‌کند. احساس است دیگر، کار کردن نمی‌شناسد که، بین‌اش تلفن صحبت کردن نمی‌شناسد که، نمی‌فهمد که آن وسط‌ها جواب دیگری را دادن مثلا مهم است؛ به روی خودش نمی‌آورد؛ می‌گذارد همه‌اش جمع می‌شود. تلمبار می‌شود. روی هم می‌ریزد، بعد که به خودت می‌آیی، تازه گوش‌هایت را که آماده شنیدن می‌کنی، می‌بینی دیگر حرف نمی‌زند. نه که نخواهدها، نمی‌تواند...

احساس است دیگر، نمی‌تواند این قدر‌ها هم بی‌تفاوتی و بی‌ارزشی را درک کند، نمی‌داند که مثلا می‌شود به دو صدا گوش داد، نمی‌فهمد که همراهش می‌توان کتاب هم خواند. نمی‌فهمد دیگر...! قهر می‌کند با همه، حتی با بقیه گوش‌های حاضر آماده‌ی دیگر، که هر چه قدر اصرارش کنی دیگر نمی‌گوید... آن‌قدر نمی‌گوید که بفهمی کار انجام داده‌ات آن قدرها هم مهم نبوده...

گاهاً لازم است وسط آن همه بی‌توجهی یک آن تصمیم بگیری دیگر حرف نزنی تا بفهمند، که گذاشته‌ای ارزش‌اش بماند در دلت برای خودت...

آدم است دیگر... آن قدرها هم دمای غرورش پایین نیامده که... می‌فهمد... همه چیز را خوب می‌فهمد که تو آدم گوش کردن نیستی، هیچ نمی‌گوید‌، فقط سکوت می‌کند!

گاهاً باید دست کشید و قشنگ لجبازی کرد با همه آن بی‌تفاوتی‌ها، که دیگر فقط سکوت باشد که بشنود، که بفهمد آن قدرها هم بی‌جرئت نیستی، که بداند حرف‌هایت آن‌قدر اهمیت دارد که باید، کارش را کنار بگذارد و چند دقیقه با احترام، بدون هیچ‌کاری با نگاهی چشم تو چشم، گوش‌هایش را، حواسش را، بسپارد به صحبتت. بعد زل بزند در نگاهت و بفهمد همه‌ی آن هیجان کلامت را...! 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/١١/١١
٠
٠
بله، آدم است دیگر :)
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/١١
٠
٠
بله دیگه...چیکارش میشه کرد...ممنون
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١١/١١
٠
٠
احساس است دیگر... کاش دیگرها رو مختص همین نوع جمله هات میکردی. البته نظر منه. "تلنبار" درسته که تو خوندن قلب به میم میشه و میشه "تلمبار" / اگه تو املای کلمه ای شک داشتی از سایت واژه یاب استفاده کن :) / متن خیلی قشنگی بود. آفرین :)
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/١١
٠
٠
نظر خوبی بود..اره اصلا حواسم نبوده ابدال داره / مشکل اینجاست اخه من اصلا به چیزی شک نمی کنم ، با اعتماد ب نفس می نویسم..خخخ....ولی باشه حالا اگه یه وقتی شک مک داشتم ، استفاده می کنم...مرسی که اینطوری فکر می کنی...مچکرم..
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٥/١١/١٢
٠
٠
یادداشت خیلی خوبی بود :)
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/١٢
٠
٠
خیلی مرسی از نظرت..
NA30M :)
NA30M :)
٩٥/١١/١٤
٠
٠
:) خوشمان آمد :))
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/١٧
٠
٠
چه خوب..ممنونم.
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات