یاد خوبان
شعری سروده خودم

یاد خوبان

نویسنده : سلیمان حسنی

باز افتاده به دل یاد عزیزان٬ ای ‌داد 

جگرم ‌سوخت‌ ز نامردی ‌دوران٬ ای‌ داد 

همه رفتند دگر جای‌ تمامی ‌خالی ‌است 

بهر من‌ مانده ‌فقط ‌سینه سوزان٬ ای‌داد 

شاد بودیم ‌تمامی٬ دل ‌مردم ‌خوش‌ بود 

حیف‌ و افسوس ‌شدم‌ دور ز آنان‌ ای‌ داد 

کاش می‌شد بروم ‌یک سفری در تاریخ 

باز تکرار شود صحبت یاران٬ ای‌ داد 

کاشکی ‌ساعت ‌آن ‌دوره‌ توقف می‌کرد 

تا ابد٬ پر ز شعف بود دل ‌و جان٬ ای‌ داد 

صد دریغا که دگر٬ باز نگردد٬ حامی 

مانده‌ای‌ با غم‌ و با دیده‌ی‌گریان٬ ای‌ داد

گر بیایند به‌ خواب‌من غم‌دیده٬ شوند 

مرهمی بهر دل‌ پر غم و نالان٬ ای ‌داد 

روحشان ‌شاد٬ شود قسمت‌ آنان ‌جنت 

نظر لطف کند خالق سبحان٬ ای ‌داد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٥/١٢/١٥
٠
٠
زیبابود:)
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات