همه چیز جدی می شود
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

نویسنده : سمانه صالحی

زن‌ها امتحان کردن را دوست دارند! بعضی وقت‌ها هوس می‌کنند بروند! نه به معنای واقعی‌ها، نه فقط هوس می‌کنند ادای رفتن را در بیاورند تا مردشان نازشان را بکشد، قربان صدقه‌شان برود و فدا‌ی‌شان شوند. به قول خودمان وقتی در را روی مردشان بستند، مرد از دیوار بالا بیاید و سنگ به پنجره بکوبد! بعضی وقت‌ها زن‌ها هوس می‌کنند که بروند تا بفهمند مردشان چقدر حواسش به او هست... اما حیف! حیف که مردها این مواقع آدم را رها می‌کنند به حال خودش؛ زن‌ها هم که لجباز! این را می‌بینند یک دفعه جدی جدی می‌گذارند می‌روند!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_mollaei
b_mollaei
٩٥/١٠/٣٠
١
٠
قیشنگ بود...قلمتان سبز...
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
مرسی ، شما نیز همینطور..
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/١٠/٣٠
١
٠
چه زود شوخی شوخی جدی می شود ..
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی زود...مرسی
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/٣٠
٣
٠
آخی... خاطرم اومد یه بار مامان بزرگم با بابابزرگم خدابیامرز بحثشون شد مامان بزرگم بقچه شو برداشت چادرشو سرش انداخت میخواست بره بابابزرگم دویید بقچه شو گرفت(مامان بزرگم مشهدی هستن پدربزرگم تهرانی بودن) مادرجونم با لهجه مشهدی میگفت ولم کن میخوام برم.. بابابزرگم میگفت خانووم جون کجارو داری بری بیا برو شیطونو لعنت کن اصن من غلط کردم :) خخ مامان بزرگمم زود رفت تو خونه... :)
f.farzad
f.farzad
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
خخخ ببینم خودت زرتی واسه خودت مثبت میزاری یا کار بچه های بالایه o_0
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
ن بابا الان این حرفا نیست ، اصن نباید حتی ریسک کنی..چون یا باید کلا بری یا با حقارت کامل خودت برگردی...الان دیگه این جواب نمیده...
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١١/٠١
٠
٠
نخیر من مثبت نگذاردم :|
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/٠١
٠
٠
خو یکی دیگه گذاشته دیگه...الانم من برات گذاردم...حالا بخند.. :))))
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١١/٠١
٠
٠
ممنااانم :)))
f.farzad
f.farzad
٩٥/١٠/٣٠
١
٠
نتونستم مطلبتو درک کنم :(
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
برات مثبت زدم.‌‌.دعوا نکین ، با هم دوست باشین .خخخخ...کجاشو درک نکردی؟؟؟!!
f.farzad
f.farzad
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
خخخ میسی ممنون // متن که روونه ولی اینکه زن ها بعضی وقت ها هوس می کنند بروند! زنی که پابند زندگیش باشه دیگه هوس چی رو می خواد بکنه، که بره؟ اگه توجه و محبت از سوی همسرش می خواد خب بگه، دیگه نیازی به رفتن نیست دیگه! اومدیم و به قول خودت یهو جدی شد! اونوخ خر بیارو...
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/٠١
٠
٠
خب همون که بگه دیگه..بعضی وقتا که نمیشه اینقد واضح گفت به محبت نیاز دارم ، یه کار دیگه ای انجام میدن تا ببینن واکنش طرف مقابل چیه و شاید دقیقا برای همون ناز کردن و اینکه کسی نازشونو بکشه باشه ...و متاسفانه واکنش هم اون چیزی نیست که فکرشو میکرده..اونجاست که دقیقا باید ، همون باقالی رو بار کرد.. که البته با توجه به این نتیجه می گیریم کلا نباید هوس اینجور چیزا رو کرد...
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٠١
١
٠
راستش رو بگم ؟ آی ام مخالف :ی
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/٠١
٠
٠
اوهوم بگو...نُ پرابلم...ولی دقیقا با کجاش مخالفی؟؟؟ همش؟؟؟
haayaz_t
haayaz_t
٩٥/١١/٠١
١
١
ایرادهاشو بگم؟ : از علامت تعجب زیاد استفاده کردین، می تونستین پیچ و تاب بدین به قضیه، با مقدمه و افزوده های توصیفیِ بعدی. اون سه نقطه بعد از هست، احتمالا دو تا نقطه اش اضافه است. نوشته های تک پاراگرافی(خلاصه گویی) جالب از آب در نمیان. از اسراف کلمه ها(البته با رعایت اصول) نترسین. قلمتون پُر دگرگون و پُر جنب و جوش :)
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/٠١
٠
٠
بفرمایید...بله ، ولی خب فکر می کنم اون علامت تعجب ها لازم بود...خب تو همین چند جمله هم منظور رو می رسونه دیگه ، البته حق با شماست ، شاید اگر یه کم طولانی تر بود جالب تر بود ، خیلی ممنون از نقدتون ...مچکرم
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/١١/٠١
١
٠
اون تاکید تون با "ها" بعد از واقعی رو خیلی قبول دارم ... . وقتی توی خانه هست با وقتی که نیست فرق اش را گلهای مصنوعی کنج اتاق ..بعلاوه های روی مانیتور ..حتی استکان های مانده ی ته سینک میفهمند ..من چطور نفهمم !!!؟
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/٠١
٠
٠
چه زیبا بود... بی شک همینطوره..
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/١١/٠١
٠
٠
قشنگ بود مطلب تون راستی
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/٠١
٠
٠
راستی مرسی از لطفتون.. :))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١١/٠١
١
٠
جالبه :) موفق باشید
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١١/٠١
٠
٠
مچکرم...سلامت باشید. :)))
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات