مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

نویسنده : محمدرضا مهدیزاده

در ایستگاه چشم به هر قطار سپرده‌ام

دل را به جاده‌های انتظار سپرده‌ام

چرخیده‌ام به دور این قفس دیوانه‌وار

دل را به یک قمر در این مدار سپرده‌ام

من عاشق کسی در آن شب و پرچین شدم

دل را به یک غزالِ در حصار سپرده‌ام

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

دل را به خنده‌های یک شکار سپرده‌ام

دیگر سکوت و غرور من دردی نداشت

خود را به واژه‌های در غبار سپرده‌ام

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/١٠/٢٨
٠
٠
زیبا بود موفق باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٨
٠
٠
خیلی ممنون :) سلامت باشید ٬ همچنین
علیرضا
علیرضا
٩٥/١٠/٢٨
١
٠
شعر خوبی بود ولی یکمی از نظر وزنی خوش وزن نبود به نظرم
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٨
٠
٠
حق با شماس ٬ وزن شعر تو قسمت آخر روی قالب های تعریف شده نیس :) ممنون :) موفق باشی
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/٢٨
٠
٠
قشنگ بود..
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
ممنون ٬ لطف دارین :) موفق باشید
zamana_f
zamana_f
٩٥/١٠/٢٨
٠
٠
انشاالله در زندگی به هر قطاری دل نسپارین زیبا بد موفق باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
دل که نه ٬ چشم به هر قطار سپرده ام واسه انتظار مسافر :) ممنون از حضورتون ٬ لطف دارین :) موفق باشید
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
خود را به واژه های در غبار سپرده ام... خیلی قشنگ بود :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
خیلی ممنون از لطف تون :) موفق باشید
تقی زاده
تقی زاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
به ویرگول اعتقاد داری آیا؟ خخخ/ الان حواسم سمت برجام و عینک است، خوب شعرتو نفهمیدم بعدا خوب می خونمش
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
خخخ آره ولی ویرگول لازم نداشته جایی :) ای بابا ... برجام و که صحبت نکن پدر ملت رو درآوردن فقط :(( ممنون از حضورت :) موفق باشی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود. فقط یک جاهایی لنگ میزدم تو وزنش. از همه قشنگتر این مصراع بود: "دل را به یک قمر در این مدار سپرده‌ام" تا به حال ندیده بودم شاعر معشوقش رو به بند بکشه. معمولش این بود که معشوق آزاد باشه و عاشق در بند! اما اینجا شما عاشق غزال توی حصار و شکارتون شدین. خیلی جالبه ولی کاش ادامه ش میدادین. بیشتر میگفتین از این عشق خاص :) مثل گرگی که عاشق آهو شده... شما ما رو همراه این عشق ناب کردین و یکهو با گفتن "خود را به واژه‌های در غبار سپرده‌ام" رهامون کردین! دوست داشتم بیشتر همراهی کنم و از این عشق بدونم :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
غزال در حصار منظور این بوده که عاشقم نشده که از همه ی تعلقات دل بکنه و هنوز تو حصار هست ٬ و توی مصرع بعدی میگم پس باید عشقش رو توی دلم میکشتم چون دیگه چیزی دست من نبود ولی خنده هاش منو عاشق کرده و مانع میشه از اینکه فراموشش کنم (خنده بیشتر منظور خوبی هاش هس) ؛ خیلی ممنون از وقتی که گذاشتین :) لطف دارین ٬ موفق باشید
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
دلیل اینکه بهش گفتین شکار چیه؟
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
تشبیه متقابل هس دیگه چون خودم و به تفنگی که عاشق شده تشبیه کردم مخاطب رو به شکار تشبیه کرد توی بیت قبل هم به یک آهو تشبیه شده :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
قافیه هم البته احتمالاً تاثیر داشته ٬ این شعر با (چشم هایم باز شد دیدم کنارم نیستی) هم زمان سروده شدن یه نیم ساعتی هم بیشتر طول نکشید ٬ واسه همین الان خیلی چیزی یادم نیست :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
پس تو قضیه عشق تفنگ به شکار بیشتر همونی میشه که برداشت کردم :دی عشق شکارچی به شکارش! یه بار برا این شعر بگین. به نظرم قشنگه :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
تفنگ باید وظیفه اش رو انجام بده و نمیتونه هیچ کاری غیر از اطاعت انجام بده ٬ زیبایی ماجرا به همینه :) شکار به شکارچی رو ارتباط برقرار نمیکنم خیلی ٬ ولی اگه طرح اش بیاد واسه شکار و تفنگ یکی کامل میگم احتمالاً جالب میشه ٬ ممنون از پشنهادتون :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود. فقط یک جاهایی لنگ میزدم تو وزنش. از همه قشنگتر این مصراع بود: "دل را به یک قمر در این مدار سپرده‌ام" تا به حال ندیده بودم شاعر معشوقش رو به بند بکشه. معمولش این بود که معشوق آزاد باشه و عاشق در بند! اما اینجا شما عاشق غزال توی حصار و شکارتون شدین. خیلی جالبه ولی کاش ادامه ش میدادین. بیشتر میگفتین از این عشق خاص :) مثل گرگی که عاشق آهو شده... شما ما رو همراه این عشق ناب کردین و یکهو با گفتن "خود را به واژه‌های در غبار سپرده‌ام" رهامون کردین! دوست داشتم بیشتر همراهی کنم و از این عشق بدونم :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
وزنش تویِ قالب تعریف شده نیست در تقطع هجایی های آخر ٬ حق باشماست :) موفق باشید
ali_s
ali_s
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
متن زیبایی بود ممنون
مداحی
مداحی
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
به اینجور متن ها میگن شعر۱
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٩
٠
٠
به جان خودم هم وزن هم قافیه داشت میشه شعر دیگه :( خخخ حتماً خوش وزن نبوده انشااء... بعدی بهتر میشه :) موفق باشید
faezeh76
faezeh76
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
دیگر سکوت و غرور من دردی نداشت خود را به واژه‌های در غبار سپرده‌ام قشنگ بود....
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی ممنون :)لطف دارین ٬ موفق باشید
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
کلا شعرایی که توش غزال داره قشنگه حالا حتی اگر خوش وزن نباشه:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
ممنون از شما :) موفق باشید
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی خوبه :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی ممنون :) لطف دارین ٬ موفق باشید
b_mollaei
b_mollaei
٩٥/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی قشنگ و زیبا بود...مخصوصا بیت "دل را به جاده های انتظار سپرده ام" یه جوری به دل می نشست...قلمتان سبز و جاویدان...
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١١/٠١
٠
٠
خیلی ممنون از شما :) لطف دارین ٬ موفق باشید
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٠١
٠
٠
چقدر تند تند شعر میگین ، جلل خالق ! باریکلا
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١١/٠١
٠
٠
خیلی هم نه ولی سرعتم خوبه الحمداء... :) انشاء... کیفبت و سرعت با هم بیشتر هم بشه :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/١١/٠١
٠
٠
بیتهای دوم ...سوم .و چهارم مصرع دوم شون عالی بود ...موفق باشی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١١/٠١
٠
٠
خیلی ممنون :) لطف دارین ٬ همچنین ٬ سلامت باشین
پربازدیدتریـــن ها