راست می گویم
شعری سروده خودم

راست می گویم

نویسنده : سلیمان حسنی

دیده‌ام ‌شد کاسه خون، راست‌ می‌گویم ببین 

چهره ‌شد از غصه٬ گلگون٬ راست می‌گویم‌ ببین 

هر چه می‌آید سرم ‌ازعشق پر معنای ‌توست 

گشته‌ام ‌شیدای‌ مجنون٬ راست می‌گویم ببین 

بی‌حضورت شادمانی ‌و قرار و دلخوشی 

می‌رود از سینه ‌بیرون٬ راست می‌گویم‌ ببین 

تا که آید نام ‌تو٬ هرجا٬ به ‌هر لب٬ هر زمان

 تن شود پر لرزه خاتون٬ راست می‌گویم‌ ببین 

در دل غمگین من، ازابتدا تا انتها 

نیست‌ جز مهر تو اکنون٬ راست می‌گویم ببین 

رو به هر سو می‌کنم٬ روی‌ تو ظاهر می‌شود

 گشته ‌حامی ‌سخت ‌افسون٬ راست می‌گویم ‌ببین 

جای ماندن٬ بی‌نوای ‌دلکش‌ات ای ‌نازنین 

کی ‌بود این چرخ گردون٬ راست می‌گویم ‌ببین

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٥/١١/٠٤
٠
٠
شعرتان بود خوب و دلچسب، راست می گویم ببین/ موفق باشید
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/١١/٠٥
٠
٠
فوق العاده بود:) عجب ردیف ردیفی:) پاینده انشالله^__^
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١١/٠٦
٠
٠
چه دلنشین :))
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات