قسم به طرز نگاهت
شعری سروده خودم

قسم به طرز نگاهت

نویسنده : سجاد رفائی نیا

قسم به چشم خمارت، قسم به طرز نگاهت

خدا خودش متحیر شد از جمال چو ماهت

منم نشابور خسته و نگاه تو چون چنگیز

به خاک و خون بکش مرا به زخم تیغ سپاهت

میان باد که شانه کشیدی به خرمن گیسو

هزار دل که در افتاد به دام زلف سیاهت

اگر درافتد به چاه زنخدان تو عزیز مصر

دعا کند که مبادش نجات از آن چاهت

ز روی لطف خدارا صنم، بیا و ببین

چگونه چشم "رفائی" بمانده در راهت

میان باد که شانه کشیدی به خرمن گیسو

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_s
ali_s
٩٥/١٠/٢٠
١
٠
اولش خوب بود آخرشم زیبا بود ولی قسمت میانی یکم لنگ میزد. زیبا بود ممنون
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٥/١٠/٢١
٠
٠
ممنون از شما بابت نگاهتون و نظرتون :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/١٠/٢٠
٠
٠
شعر زیبایی بود ..استعاره های قشنگی استفاده کرده بودین ...نکات عروضی رو دوستان حتمن خواهند گفت ..لذت بردم
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٥/١٠/٢١
٠
٠
ممنون، لطف دارین..مرسی ک خوندین
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٠/٢٠
٠
٠
پس تخلصتون رو هم رفائی انتخاب کردین. خیلی هم عالی. واقعا زیبا بود. شعروگرافی تون هم زیبا بود. موفق باشید :)
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٥/١٠/٢١
٠
٠
ممنونم، لطف کردین خوندین..موید باشید :)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/١٠/٢٠
٠
٠
شعر زیبایی بود ولی فکر می کنم یک جاهایی مشکل وزن داشت . ممنون آقای رفایی نیا
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٥/١٠/٢١
٠
٠
ممنون که خوندین، آره بعضی جاها مشکل داره..موفق باشید دوست من :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢١
٠
٠
خوب بود٬ موفق باشید
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٥/١٠/٢٢
٠
٠
شمام همینطور
ali_s
ali_s
٩٥/١٠/٢١
٠
٠
تصویری که گذاشتین پایین متن متن رو گوارا کرده.
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٥/١٠/٢٢
٠
٠
نظر لطفتونه، ممنون از توجهتون
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات