دلم می خواهد...
نگاهت می کنم

دلم می خواهد...

نویسنده : Narges_V

بعد از مدتی‌که از آن اتفاق گذشت، امشب دوباره «او» در کنارم آرام گرفته بود. برای هر دوی‌مان سخت بود؛ برای او بیشتر...

دلم می‌خواهد دستانش را بگیرم و به چشمانش خیره شوم. چقدر دلم برای چشمان زیبا و آرامش تنگ شده بود. به راستی چگونه که من بدون تو و این دلتنگی زنده بودم را فقط خدا می‌داند. دلم می‌خواست تا صبح بنشینم در کنارش و فقط او را نگاه کنم آخر می‌دانی که من از نگاه کردن به تو سیر نمی‌شوم. نگاهت می‌کنم و به تو لبخند می‌زنم و زیر لب نجواکنان می‌گویم بغلم کن که من طاقت یعقوب ندارم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/١٠/١٩
٠
٠
زیبا بود وآرام بخش موفق باشید
Narges_V
Narges_V
٩٥/١٠/٢٥
٠
٠
ممنونم از شما
علیرضا
علیرضا
٩٥/١٠/١٩
٠
٠
قشنگ نوشته بودید :)
Narges_V
Narges_V
٩٥/١٠/٢٥
٠
٠
مرسی
f.farzad
f.farzad
٩٥/١٠/٢٠
٠
٠
که من طاقت یعقوب ندارم.... زیبا بود بانو :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٠/٢٠
٠
٠
جمله آخر چقدر قشنگ بود :) کاش تیتر هم همین بود اصلا :) ان شاالله همیشه همه کنار هم آرام گرفته باشن و غمی نباشه...
Narges_V
Narges_V
٩٥/١٠/٢٥
٠
٠
ایشاالله ممنونم ازتون
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٢٠
٠
٠
بسیار خوب بود ٬ مخصوصاً شروع و پایان خوبی داشت :) موفق باشید
Narges_V
Narges_V
٩٥/١٠/٢٥
٠
٠
ممنونم
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/٢٠
٠
٠
که اینطور!!! 0_o
Narges_V
Narges_V
٩٥/١٠/٢٥
٠
٠
:دی
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات