لطفا قبل از مصرف تکان دهید
حکایت آمارهای تکان دهنده

لطفا قبل از مصرف تکان دهید

نویسنده : سامان-قربانی

هیچ توجه کردید که در چند سال اخیر کلی آمار تکان دهنده در کشور اعلام شد؛ آمار تکان دهنده فساد، آمار تکان دهنده طلاق، آمار تکان دهنده بیکاری. یعنی در سیصد و شصت و پنج روز سال حداقل دویست روزش ما هی تکان می‌خوردیم. تکان خوردن خیلی هم خوب است به خصوص که در همین چند سال اخیر آمارهای تکان دهنده‌ای از کم تحرکی ایرانیان نیز منتشر شده. احتمالا هدف مسولین بیشتر همین بوده است وگرنه ما که خیلییی خوبیم! 

من چند سالی است که شربت نخورده‌ام یادم هست قبلا روی شربت‌ها می‌نوشتند قبل از مصرف تکان دهید، حالا این آمارها هم قضیه‌شان همین است فقط بدی‌اش این است که بعد از مصرف هی ما را تکان می‌دهند. به قول شاعر "نوشدارو بعد از تکان سهراب". البته باید اعتراف کنیم که ما را "توپ هم تکان نمی‌دهد." حالا این که چرا الان دارند تکان‌مان می‌دهند دلایل زیادی دارد از جمله اینکه کلا"قدیم همه چی خوب بود" کما اینکه در ادبیات عامیانه برای قیاس گذشته و آینده همه و همه اعم از آدم و  شتر‌مرغ می‌گویند "شترمرغ هم شتر مرغ‌های قدیم". 

دلیل دیگر هم اینکه قدیم که این همه شبکه‌ اجتماعی نبود. اگر کسی می‌خواست بچه‌ش را نصیحت کند،  فلک‌ش می‌کرد یا چنین چیزی ولی الان زرتی می‌آید برای زهر چشم از پسر یا دخترش یک آمار تکان دهنده منتشر می‌کند. غافل از اینکه ما می‌نشینیم به این آمار تکان دهنده هر هر می‌خندیم و جوک می‌سازیم. احتمالا الان به یکی از مسولان بربخورد و برود آمار تکان دهنده‌ای درمورد غمگینی ایرانیان منتشر کند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٠/٢٠
١
٠
مشکل متن این بود که یکم آشفته بود و سیر روایی یکدستی نداشت. چیزهایی که برای ربط قضایا استفاده میکنین هم باید واقعا دوتا رو به هم مربوط کنه وگرنه خرابکاری میکنه! خوب طنز مینویسین. ادامه بدین :) ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات