حمله پارادوکس ها
بیا باهم سرما بخوریم

حمله پارادوکس ها

نویسنده : خورشید

چراغ را خاموش می‌کنم و از پشت پنجره به ماه خیره می‌شوم.

بخار فنجان قهوه‌ای که دست‌هایم را پوشانده، می‌خورد به زیر چانه‌ام.

پارادوکس‌ها به ذهنم حمله می‌کنند.

وسوسه می‌شوم و پنجره را کمی باز می‌کنم .

هوا سرد است .

باد سرد می‌خورد به صورتم 

دلم می‌خواهد ساعت‌ها همین‌جا بایستم و به حمله پارادوکس‌ها اجازه پیروزی دهم ...

اما این باد و این هوا مدام در گوشم می‌گوید 

میل داشتی بیا باهم سرما بخوریم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٠٩
٠
٠
زیبا بود ولی راستش چیزی متوجه نشدم :)یعنی شاید واژه ی پارادوکس رو کاربردش رو متوجه نشدم :) موفق باشید
خورشید
خورشید
٩٥/١٠/٠٩
٠
٠
پارادوکس یعنی تناقض ، قضیه ای که ظاهرش تناظر رو نشون میده . حمله پارادوکس ها که به کار برده شده ، یعنی یه دنیا واژه های متناقض که حمله ور شدن به ذهن من :-)
خورشید
خورشید
٩٥/١٢/٠٢
٠
٠
چه خوب که حس خوبی داشت
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/١٠
٠
٠
میل داشتی بیا با هم سرما بخوریم... جالب بود..مچکرم
خورشید
خورشید
٩٥/١٠/١٠
٠
٠
من مچکر از شما برای خواندن
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/١٠
٠
٠
چه باکُلاسی خورشیــد قهوه میخوری؟؟ من نهایتا شکلات داغ بخورم خخ ولی قشنگه متنت ممنااانم :)
خورشید
خورشید
٩٥/١٠/١٠
٠
٠
برای اعتیاد های شبانه یک نویسنده بودن هیچی مثل قهوه جواب نمیده ، شکلات داغ که گرون تر تموم میشه خخخ با کلاس ترم هست :))) من اصلا چایی دوست ندارم و نمیخورم سالی یه استکان اونم شاید ، براهمین قهوه میخورم
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/١٠
٠
٠
واقعا قهوه ارزون تر میشه؟؟؟ فک می کردم گرونه حتی به خودم اجازه نمی دادم بهش فکر کنم خخخ پس باید امتحان کنم :)
محمد گنجلو
محمد گنجلو
٩٥/١٠/١٠
٠
٠
خوب بود انصافا.
خورشید
خورشید
٩٥/١٢/٠٢
٠
٠
ممنون
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
بیا باهم سرما بخوریم " خیلی از این خوشم اومد " ^_^
خورشید
خورشید
٩٥/١٢/٠٢
٠
٠
این جمله هم از شما خوشش اومده شک نکن :)
مریم شیعه علی
مریم شیعه علی
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
حس خوبی داشت شبیه آرامش... ممنون خورشید عزیز..‌.
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات