آن کبوتر که شبی بر تن دیوار نشست
شعری سروده خودم

آن کبوتر که شبی بر تن دیوار نشست

نویسنده : محمدرضا مهدیزاده

نت به نت با تپش قالب گیتار نشست

به لب از غصه و غم‌های تو سیگار نشست

پرد از خواب ٬ به یک ضربه‌ی

سنگ آن کبوتر که شبی بر تن دیوار نشست

مثل دردی‌ست که پروانه به یک پیله کشید

بختکی بود که بر سینه‌ی بیدار نشست

عشق تشبیه همان واژه‌ی مرگ‌ست کمی

عرقی سرد که بر چهره‌ی بیمار نشست

گرد پیری که به صد غسل و وضو پاک نشد

به تن آینه از لحظه‌ی دیدار نشست

در دلم پیر و به ظاهر که کمی شادترم 

مثل پاییز که بر شاخِ سپیدار نشست  

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
عکسش منو گرفت خخخ
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
:|
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
مصرع سومش ناقصه
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
ناقص نیست ؛ پرد از خواب به یک ضربه ی سنگ ... آن کبوتر که شبی بر تن دیوار نشست ... :) نمیدونم چرا سنگ رفته پایین ؟!!؟!!! :(( واسه مصرع بالاس :) ممنون از حضورت :) موفق باشی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
پرد از خواب به یک ضربه ی سنگ،/ آن کبوتر که شبی بر تن دیوار نشست" عالی "
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
:)) سنگ رفته پایین ٬ تو سایت اشتباه گذاشتن ٬ بقیه فک میکنن من اشتباه گذاشتم یا ناقصه :(ممنون :) لطف دارین ٬ موفق باشید٬
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١٠/١٦
٠
٠
فقط کمی دقت لازم داره تا بشه فهمید چه اتفاقی افتاده ^_^ نگرانش نباشین :)
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
خیلی نسبت به شعرای قبلیتون ضعیف تره مصرع اول به نظرم درست ادا نشده؛ کلمه سنگ باید در ادامه ی مصرع سوم میبود؛ مصرع هفت و هشت خیلی معنای دقیقی نداره و بهم نمیخورن... خیلی چیزای دیگه البته من از نگاهِ یه خواننده فقط مظر دادم عذرخواهم... به امید اشعار بهترتون :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
مصرع اول یه ارتباط ذهنی واسه خودم با مصرع دوم داره ٬ ولی حق باشماست :) سنگ رو سایت اشتباه گذاشته واضح هست مال مصرع بالاست :) اصلا اون مصرع اسم شعرم هست ٬ سنگ نداره ؛ در مورد ابیات هفت و هشت و کلاً شعر از بیت دوم به بعد تشبیه عشق هست و باهاتون هم عقیده نیستم و خودم تشبیه هاش رو دوست دارم :) ولی نظر شما محترم هست و همین که لطف کردین و گفتین لطف تون رو میرسونه :)) بازم ممنون ٬ موفق باشید
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
:) خواهش
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
اتفاقا این شعرشون به نظر من جز قشنگ ترین شعرایی هست که تا حالا گذاشتن! پخته و کامل! به جز دو هجای کوچولویی که کمه:))
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
شایـــد :)
مریم شیعه علی
مریم شیعه علی
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
بیت عشق تشبیه همان واژه ی مرگ است..‌. خیلی خوب بود... سپاس
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
ممنون از شما :) موفق باشید
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
زیبا مثل همیشه امیدوارم موفق وپیروز باشید. خیلی وقتا یه احساسی شاعر از شعرش داره که خواننده ممکنه نداشته باشه ولی در کل خوب بود
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
نه دیگه ضعف منِ شاعر هست که نمیتونم چیزی رو که میخوام رو در اختیار ذهن خواننده قرار بدم و عذر خواهم اگه گنگ هست :) در مجموع فقط یک سری تشبیه تاخ واسه عشق هست نه چیز دیگری ٬ ممنون از شما ٬ لطف دارید ٬موفق باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
تشبیه تلخ *
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
خوب است.. :))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
ممنون از شما :) موفق باشید
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/١٠/١٣
١
٠
مصرع سومتون دو هجا کم داره:) عجب شعری بود:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
رفتم دیگه کاغذ خودکار برداشتم :) حق با شماست ٬ نمیدونم چرا متوجه نشده بودم :) یه تقطیع کامل کم داره ٬ ممنون که گفتین :) ممنون از لطف تون ٬ بله شعر جالبیه :)) موفق باشید
آلاء
آلاء
٩٥/١٠/١٧
٠
٠
شعر زیبایی بود:) فقط مصرع اول بنظرم خیلی یهویی شروع شده باید قبلش مثلا از عشق حرف میزدین بعدش گفته میشد که نت به نت... که بشه تصور کرد مثلا عشق در نت به نت گیتار خودشو نشون داده.... گرچه خود مصرع اول هم یکمی مشکل داره تو حیطه گیتار و گیتار زنی کلمه قالب استفاده نمیشه
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٨
٠
٠
ممنون از شما لطف دارین :) مصرع اول (نت به نت ...) میخواستم بگم که همه ی اتفاقات منظم و زیبا اتفاق افتاد ٬ ولی گنگ هست قبول دارم در مورد قالب هم حق با شماست :) ممنون واسه نکات نقدی تون :) موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات