بالاتر از عشق
شعری سروده خودم

بالاتر از عشق

نویسنده : سلیمان حسنی

 

افتخاری نیست بالاتر ز عشق 

ساحلی آرام و زیباتر ز عشق 

گرمی دستان یارم آرزوست 

عطر و بویی ‌نیست ‌بویاتر ز عشق 

کس تواند بهر من گوید سخن 

یک کلام گرم و شیواتر ز عشق 

چهچه بلبل برابر کی شود 

چون‌ نوای صاف ‌و گیراتر ز عشق 

در جهان پیدا نمی‌گردد چنین 

حظ پنهانی پیداتر ز عشق 

سایه‌سار قامتش٬ آرام جان 

هیچ سروی‌ نیست ‌رعناتر ز عشق 

در چه ‌کس پیدا شود این‌گونه‌ای 

یک دل پر مهر و دریاتر ز عشق 

در تمام زندگی کس‌ دیده است 

خاطراتی سبز و ماناتر ز عشق 

شعر حامی هم ندارد یک غزل 

ناب‌تر٬ پربار و معناتر ز عشق

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/٠٦
٠
٠
عجب دبیر پرورشی خوش ذوق و باحالی...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٦
٠
٠
سلام:ممنون ازلطفتون.پرورشی اگربادانش آموزان رفیق وهمدل نباشد که کارش به دردخودش میخوردوبچه هاحرف دلشان رانمیگویند.دلتان شادوخدایارتان
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
استاد واجب شد شعر ارسالی ام که قرارِ بیاد تو جیم رو بخونین :) چه تقابل عقیده و سخنی داره با این شعر :)موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام برشما:خوشحالم که باشماهم عقیده ام.شعرتون راهم دیدم.قشنگ بود.زنده وپاینده باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
ممنون خوندین شعرام رو :) ولی بعدی رو میگم هنوز نیومده ؛ و عقیده هم مقابل شماست ٬ واسه همین میگم بخونین ؛ شما از عشق تعریف کردین و من بالعکس.اسمش هست (آن کبوتر که شبی بر لب دیوار نشست)امروز واسه جیم ارسال کردم. موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام مجدد:فکرکردم شعر سنگ رامیگویید.خداپناهتان باد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام مجدد:فکرکردم شعر سنگ رامیگویید.خداپناهتان باد
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
عطـــــر و بویـــی نیستـــ بویــــاتــر ز " ع ش ق " خیلی قشنگـــ و تاثیر گذاره :) ممناااانم استـــــاد :}
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام برشما:ازلطفتون سپاسگزارم.درپناه خداسلامت باشید
خورشید
خورشید
٩٥/١٠/٠٨
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
با ایشون چه نسبتی دارید؟

آقازادگی

٩٧/٠٦/٢١
می‌خوام برم آسمون

سقوط رو به بالآ

٩٧/٠٦/٢١
او سیب باغ دیگری‌ست

دل بکن

٩٧/٠٦/٢١
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
بد دردی‌ست

وابستگی

٩٧/٠٦/٢٢
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

فرزندت کجاست؟ شعر طنز

٩٧/٠٦/٢٢
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت چهارم

٩٧/٠٦/٢٣
سرمان را گول مالیده‌اند

پاییز فصل مزخرفیست؟

٩٧/٠٦/٢١

پدر، پسر و بستنی‌ای که آب نشد

٩٧/٠٦/٢٢
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠