عاشقانه ای برای پدر...
به یاد روزهایی که در کنارم بودی

عاشقانه ای برای پدر...

نویسنده : b_mollaei

دیشب بدجور هوایش را کردم. یاد آن روزهایی که بود. نمی دانم... هرچه که بود حس عجیبی بود... پدرم را میگویم. یاد آن شبهایی که دیروقت به خانه می آمد. آن هم با دستهایی که از سردی هوا زخم شده بود. من هم پا به پایش می‌نشستم و دستانش را کرم می‌زدم. حال سال‌ها گذشته، من دیگر آن پدر را ندارم. پدرم برای من مانند بابالنگ درازی بود که نه مرا از خود می‌راند و نه اجازه می‌داد با سایه‌اش زندگی کنم، او تمام قلبش را برای من می‌گذاشت تا زندگی کنم. پدرم... کاش وقتی آموزگار می‌گفت: «بابا آب داد.» بیشتر ارزش‌ات را می‌فهمیدم. پدرم... امشب به خوابم بیا... بیا تا گریه کنم و تو مرا در آغوش بگیری. بیا تا این‌قدر در خواب کوچه‌های قلبم را برای پیدا کردنت زیر و رو نکنم. فقط بیا... من فقط از یک چیز خوشحالم. از این‌که می‌دانم در بهشت، دیگر نه دستانت زخم می‌شود و نه نیاز به کرم زدن داری... همین...!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
وقتی برای رفتن یه نفر ناراحتی، در واقع این ناراحتی برای رفتن اون آدم و سرنوشتش نیست، برای دلتنگی خودته... انشالله که جاشون خوبه خوبه خوب باشه و روح شون همیشه شاد باشه/ برای رفع دلتنگی هم براشون زیاد خیرات کن. اینجوری حال ت بهتر میشه.
b_mollaei
b_mollaei
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
ممنون از ابراز محبتتون این مطلب در واقع برای یکی از دوستام بود که برای اون نوشته بودم...ولی چشم حتما توصیه تون رو بهش میگم...ممنون
faezeh76
faezeh76
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
ممنون بابت مطلبتون... مي فهممش
b_mollaei
b_mollaei
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
ممنون که خوندین...
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
:( متاثر شدم!
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/١٠/٠٥
٠
٠
اگه بابام نباشه میمیرم طاقت دوریشو ندارم خدایا حفظش کن میسپرمش به خودت .ممنونم به خوابت میاد حتما همین که به یادشی یعنی کنارته
b_mollaei
b_mollaei
٩٥/١٠/٠٨
٠
٠
ممنونم...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام:خدا تمام پدر ومادرهای درگذشته رارحمت فرمایدو سایه زندگان را بر سرفرزندان حفظ نماید.ایزدسبحان یارتان
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
تبلیغات
تبلیغات