قلوه سنگ
شعری سروده خودم

قلوه سنگ

نویسنده : محمدرضا مهدیزاده

مشت ویرانه از آن شهر شکوه آورده است

این پریشانی مرا هم به ستوه آورده است

بعد تو شورش درآمد روزگار، این لعنتی

قلوه سنگ عاشقی را درد کوه آورده است

گرچه درد دیگران را هم به چشم خود دیده‌ام

آنچه را من می‌کشم بر یک گروه آورده است

عشق تو تنها تب و تلخی نبود؛ که عاشقی

اعتبار دل شده بر ما وجوه آورده است

اهل غُرغُر یا گلایه نیست مرد؛ شرمنده‌ام

این پریشانی مرا هم به ستوه آورده است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faezeh76
faezeh76
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
قشنگ بود
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
ممنون :) موفق باشید
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
تو این قسمت «این پریشانی مرا هم به ستوه آورده است» به نظرم یک ویرگول نیاز داره چون من خودم 3-4 بار خوندمش تا بالاخره نحوه خوندن درستش امد دستم. به نظرم باید این شکلی باشه: "این پریشانی، مرا هم به ستوه آورده است" | به صورت کلی از شعرهای قبلیت از نظر وزنی یکمی ضعیف تر بود به نظر من. خوندنش کلا روون و راحت نبود.
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
ویرگول که مکث میخواد حق باشماست :) وزنی و روون بودن رو میگم شاید واسه سبکش هست کلن ولی حق باشماست :) ممنون واسه وقتی که گذاشتی:) موفق باشی
faezeh76
faezeh76
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
قشنگ بود
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
اهل غرغر یا گلایه نیست مرد ، شرمنده ام...این پریشانی مرا هم به ستوه آورده است...خیلی این قسمتش قشنگ بووود :))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
خیلی ممنون از لطف تون :) موفق باشید
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
مثل همیشه خیلی خیلی خوب ^_^ گرچه درد دیگران را هم به چشم خود دیده‌ام آنچه را من می‌کشم بر یک گروه آورده است
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٩
٠
٠
الان دارم فک میکنم اگه واقعا یه شعر خیلی خیلی خوب بزارم از چه جمله ای استفاده میکنین؟ خخخ :) خودم اینو جز ضعیف ها طبقه بندی میکنم (البته بیت دوم رو نه) ولی خب ایناهم باید خونده شه دیگه) ممنون بابت روحیه دادنتون :) موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام مجدد:نگران نباشید.دلنوشته به دل میشینه.همین انتشارشعرتون خودش خیلی جسارت میخاد.حرف دلتون رابدون دلواپسی بنویسیددرودبرشما.شادوسلامت باشید.
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٩/٢٩
٠
٠
:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٩
٠
٠
(:
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/٣٠
٠
٠
انصافا مثه یه شاگرد زرنگ همیشه ادم انتظار بهترین ها رو ازت داره ...موفق باشی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٠١
٠
٠
به استادم بگین اینو خخخ ؛ شایدم مثل یه شاگرد زرنگ که خودش و آخر ترم نشون میده :) ممنون :) موفق باشید
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٩/٣٠
٠
٠
"گرچه درد دیگران را هم به چشم خود دیده‌ام" این مصراع اگه چشمم بود به جای چشم خود بهتر بود یا من احساس میکنم؟ / قشنگ بود ولی من تو بعضی از بیتها به راحتی متوجه مفهوم نشدم! پیچ در پیچ بود :) موفق باشید :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٠١
٠
٠
(چشمم) وزن رو به هم میریزه :) مفهوم هم اگه پیچ در پیچ بوده عذر میخوام :) ممنون که گفتین :) موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام برشما:زیباست درودبرشما.فقط بعضی موارد وزن به هم خورده که مثلامیشوداینگونه نوشت»مصرع اول بیت۳» گرچه درددیگران رادیده ام باچشمِ خود««مصرع اول بیت۴» عشق تو٬تنهاتب وتلخی نبوده٬عاشقی «« عذرخواهم ازجسارتم.شادکام باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
خیلی ممنون استاد از وقتی که گذاشتین :)) حتما از این به بعد بیشتر با کلمات بازی میکنم و وزن رو هم بیشتر دقت میکنم :) حق با شماست ٬بازم ممنون٬ موفق باشید
آلاء
آلاء
٩٥/١٠/١٧
٠
٠
مشت ویرانه استعاره از چیه؟؟ مرجع این لعنتی کدوم کلمه است؟؟ اینای سوالایی که برای خودم پیش اومد ها قصدم این نیست که بهتون خرده بگیرم:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٨
٠
٠
اول تشکر میکنم واسه وقتی که گذاشتین :) خیلی ممنون :) این شعر رو گفته بودم نخونین چیزی رو از دست ندادین (گفته بودم ترانه و چشم هایم باز شد دیدم کنارم نیستی رو بخونین ٬ این و نخونین هم چیزی رو از دست ندادین) ٬ اما پاسخ ٬ مشت ویرانه از آن شهر با شکوه آورده است ٬ به مرا در مصرع بعد برمیگرده یعنی من شبیه یک شهر با شکوه هستم که عشق ازش یه ویرانه ساخته (در مورد بد سروده شدن و اینا هر چی بفرمایید حق با شماست:) این لعنتی که واضحه به روزگار برمیگرده :)
آلاء
آلاء
٩٥/١٠/١٧
٠
٠
بین ( قلوه سنگ عاشقی را ) و (درد کوه آورده است) باید ویرگول باشه؟؟ یا من اشتباه خوندم؟؟////// یا شاید (این لعنتی قلوه سنگ، عاشقی را درد کوه آورده است) اینجوری درسته؟؟
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٨
٠
٠
نه دیگه طبیعتاً میشه (بعد تو شورش درآمد روزگار ٬ این لعنتی ... قلوه سنگ عاشقی را ٬ درد کوه آورده است...) // واسه یک قلوه سنگ اندازه ی یک کوه درد و رنج آورده // بازم ممنون :) موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات