جهش افسار گسیختۀ خاله بازی در کشور!
طنزیات

جهش افسار گسیختۀ خاله بازی در کشور!

نویسنده : s_a_taheri

عضو شورای سیاست‌گذاری کودک و نوجوان شهرداری تهران تاکید کرد بازی کودکان را برای زندگی آینده آماده می‌کند. حال به بررسی مشاغل کودکان در دهه‌های مختلف و آمادگی ایشان برای زندگی و آینده‌شان می‌پردازیم:

مشاغل کودکان در دهۀ چهل:

- اقدس میای خاله بازی کنیم؟

- آره ﺑﺘﻮﻝ بذار اون ذغال بیارم سبیل بذارم یکم شبیه خاله بشم.

- پس منم برم زنبیل مامانم بیارم هم سبزی پاک کنم هم بچه نگه دارم هم غذا بپزم هم بشورم هم بساوم هم شوهر داری کنم هم خونه‌داری کنم. ای خدا بازم شکرت.

- وا چه نازک نارنجی با هشت تا بچه یه ایل مهمونی می‌دم و دم نمی‌زنم فکر کردی سبزی پاک کردن کاری داره؟! مگه کوه کندی!

- حالا ولش کن خواهر بیا پشت سر خواهر شوهر آینده‌ام غیبت کنیم دلم خنک شه.

- باشه خواهر من که سواد ندارم ولی فکر کنم 8 سال و 10 ماه و 14 روز و 21 ساعته ترشیده مونده.

- ورپریده آمار همه چیو داریا آره با هشت تا تجدید قصد ادامه تحصیل داره!

مشاغل کودکان در دهه پنجاه:

 -اکرم میای خاله بازی کنیم؟

-آره عصمت بذار اون سرخاب سفیداب بیارم یکم شبیه خاله بشم.

-پس منم برم مثل مامانم برای ناهار آبگوشت بار بذارم.

- حالا ولش کن خواهر بیا پشت سر خواهر شوهرم غیبت کنیم جیگرم حال بیاد.

-تو سفره قیصر خانوم دیدی خواهر شوهرم چه سر و شکلی بهم زده بود. دختره موهاشو سوسکی گذاشته بیرون! فکر کرده با این کارها می‌تونه شوهر پیدا کنه.

-چرا آش پشت پای محمد پسر اعظم خانم نمی‌گی همچین آش بهم می‌زد من ترسیدم دیگ سوراخ بشه.

مشاغل کودکان در دهه شصت:

-سهیلا میای خاله بازی کنیم؟

-آره محبوبه بذار مقنعه چونه دارم بیارم یکم شبیه خاله بشم. اپل مانتوم هم آب رفته بذار برای مامان رو بپوشم آبرومندتره.

-پس منم برم از اکبرآقا برنج کوپنی بگیرم با هم پاک کنیم. برنج پاک کردن حین غیبت خیلی می‌چسبه.

-خب در مورد کی حرف بزنیم خدا رو خوش بیاد.

- کی از خواهر شوهرم بهتر میگن مزاحم داره؟ 

-وا خدا مرگم بده تو از کجا شنیدی؟

-همسایه بغلی‌شون می‌گفت باباهه صداشو برده آسمون که این مرتیکه کیه هی زنگ می‌زنه فوت می‌کنه؟

مشاغل کودکان در دهه هفتاد:

-مریم میای خاله بازی کنیم؟

-آره هانیه بذار اون رژ لب آبجی‌مو بیارم یکم شبیه خاله بشم.

-منم برم عروسکمو بیارم بذارم رو پام لالایی بگم.

-شنیدی یه عروسک‌هایی اومده خودش حرف می‌زنه.

-خواهر یکم یواش‌تر بچه بیدار می‌شه. وا به حق چیزهای نشنیده حالا چی میگه؟ غیبت هم می‌کنه؟!

-نه در اون حد پیشرفته نیست.

-پس مثل خواهر شوهرمه تو غیبت کم میاره لام تا کام حرف نمی‌زنه.

-اون بدبخت اینجا غایبه. خب نیست که لام تا کام حرف نمی‌زنه.

-اگه بودم فرق نمی‌کرد جرأت نداشت چیزی بگه.

مشاغل کودکان در دهه هشتاد:

-کیمیا میای خاله بازی کنیم؟

-آره نیلوفر بذار با خودکار ابروهامو تاتو کنم یکم شبیه خاله بشم

- حواست باشه اشتباه نکنی دیگه غلط گیر کاربرد نداره‌ها.

-می‌دونم فکر کردی بار اولمه اون تلفن بیار زنگ بزنیم نیازمندی روزنامه.

-وا نیازمندی روزنامه واسه چی؟!

-زنگ بزنیم اسم خواهر شوهرمو به عنوان کارگر خدماتی چاپ کنن هر روز زنگ بزنن به موبایلش.

-چه فکر بکری اینجوری که خریدار نداره لااقل مشتری پیدا کنه واسه نظافت!

-وای خیلی باحال میشه.

مشاغل کودکان در دهۀ نود:

-آرشام میای خاله بازی کنیم.

-آره هیراد بذار گلکسی نوت هفت بیارم یه پست بذارم شبیه خاله بشم.

- پسر باس عطر تلخ بزنه خوبه؟

-نه خاله که از این پست‌ها نمی‌ذاره بیا یه سلفی از خودمون بگیریم بذاریم لایک بخوره.

-پس بذارابروهامو بردارم و لب‌هام هم ژل بزنم لایک خورش بیشتر شه.

-پس لااقل نقش خواهر شوهر فرضی منو بازی کن بلاکت کنم یکم دلم خنک شه. پوسیدیم از بس کسی رو بلاک نکردیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/٠١
٤
١
سلام، کتابهایی که به زبان انگلیسی و المانی نوشتی درمورد چه موضوعاتی هست؟
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/١٠/٠١
٤
٠
سلام از ماست. سه تا داستان کوتاه، یه رمان، دو تا کتاب کودکان، یک کتاب نقد اجتماعی و یک کتاب تخصصی رشته تحصیلی ام. داستان هام بیشتر تم اجتماعی داره.
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
کتاب عالی، متعالی: )
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
پشنهاد میکنم داستانک ها و نقد اجتماعی که به صورت کتاب نوشتید، در جیم ثبت کنید تا در روزنامه هم چاپ بشه
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
همچین چیزی میشه؟ یعنی دقیقا چیکار باید بکنم؟
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/٠٣
٠
٠
داستانک ها و نقد اجتماعی را در قالب پست در جیم ثبت کن، به احتمال زیاد ستون کاربران هفته نامه یا هم به عنوان مطلب برگذیده تو روزنامه چاپ میشه
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/١٠/٠٣
٠
٠
آها از اون نظر ممنون پیشنهاد قابل تاملیه ولی فعلا مطالب دست اولم زیاده باید برای انتشار تو سایت جیم بمونه تو صف:)))
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/٠١
٠
٠
خدا به خیر کنه دهه ی بعدی رو‌‌... خیلی باحال بود...
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/١٠/٠١
٠
٠
فکر کنم خدا باید نسل های بعدی رو منقرض کنه شاید نسل بشر از نو اصلاح بشه:)))) اینجوری تضمینی هم هست؛))
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
دقیقا باید بکوبه از نو بسازه 😊😊 ، من ک با این وضعیت هیچ امیدی ندارم 😞
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
آره باید بکوبه از نو بسازه فقط این وسط ما به عنوان نسل سوخته فدای این نسل جدیدی ها میشیم:((
n_rohani
n_rohani
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
سلام و درود بر شما و بدرود:)))
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
درود و سپاس بی کران به شما دوست بزرگوار:)
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
جالب بود ..ممنااانم :)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/١٠/٠٢
٠
٠
خواهش می کنم چشمان تون جالب می بینه:))
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/٠٤
٠
٠
خخخ چشام جالب میبینه؟خخخ
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/١٠/٠٤
٠
٠
معمولا میگن قشنگ بود در پاسخ میگم چشمان تون قشنگ می بینه شما فرمودین جالب بود دیگه نمی دونستم چی پاسخ بدم تقلب کردم:))))
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/٠٤
٠
٠
خخخخخخخخ باحال بود ممناانم که اسباب خنده و شادی مارو فراهم کردید خداوند اجرتان دهد خفن :))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات