تو به یغما ببر مرا
شعری سروده خودم

تو به یغما ببر مرا

نویسنده : محسن_قربانی

آن‌چنان که نگاهت اسیر می‌گرداند

ولی به اسارت نبرده چشمان وحشی سرکش مرا

تو به یغما ببر مرا

من اگر اسیر تو هم نباشم

دوران اسارت تو را خواهم کشید.

نه آن‌گونه که تقدیر به من حکم می‌کند

و نه آن‌گونه که روزگار برای من می‌چیند

به هیچ یک تن نخواهم داد

اما واقعیت چیز دیگری است.

بدان که دوران اسارت تو را خواهم کشید.

شاید آن‌گونه که بخواهم زندگی نکنم

ولی این را بدان که

آن‌گونه که دیگران هم بخواهند زندگی نخواهم کرد.

ولی دوران اسارت تو را خواهم کشید.

باید دلم را به آسودگی دنیا بسپارم

تا خواب خوشی از گلویم پایین رود.

چه آنکه بی‌دغدغه بخوانم و بنویسم و بیامیزم

و از این آمیختن مولودی به‌نام تفکر زاییده شود

ولی در نهایت دوران اسارت تو را خواهم کشید.

به زندگی چنان وابسته‌ام

که خودم را بی او و او را بی‌خود متصور نیستم

فقط برایم لاینحل است

نمی‌دانم من زندگی می‌کنم یا نه؟

ولی بدان تو هم یک روز دوران اسارت مرا خواهی کشید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
یا زندگی مرا؟
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
عجب!!! :}
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٩/٢٩
٠
٠
این جمله ، جایگزین مصرع اخره؟
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٢٩
٠
٠
خط یکی مونده به آخر
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
خیلی ارتباط برفرار نکردم باهاش :) عاشقانه اس؟ موفق باشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
مفهوم فلسفی داره. یک جور نگاه خاصه
faezeh76
faezeh76
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
شاید آن گونه که بخواهم زندگی نکنم ولی... زیبا بود
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
مرسی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
نمی دانم من زندگی میکنم یا نه؟ بسیار زیبا
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
مرسی.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٩/٢٩
٠
٠
ایثار خاصی برای زندگی بهتر و تامل در لحظات زیستن برای فهم وجود دو نفر، تمام مفهوم کلماتی بود که در اغوش ترانه ای زیبا جای گرفته اند
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٢٩
٠
٠
مرسی. بیشتر مفهوم فلسفی داره تا عاشقانه.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٩/٣٠
٠
٠
بخاطر همینه که متفاوت شده
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٣٠
٠
٠
ممنون :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/٣٠
٠
٠
حس عمیقی داشت اقای قربانی ...
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٣٠
٠
٠
مرسی ممنون از شما
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات