خورشید عشق
ترانه ای سروده خودم

خورشید عشق

نویسنده : محسن_قربانی

تو مثه طراوت باغ بزرگِ نو بهاری،

تو مثه شکوفه‌های تازه‌ی دونه اناری،

تو مثه نگاه تازه‌ای که از چشام می‌بینم

اشکِ تازه، تلخِ لبخند، می‌دونم بی تو همینم

نگذار طراوتت و

بادِ پاییزی بگیره

می‌دونی بدون گل‌ها

باغ عشقمون می‌میره

من همون غریبه‌ی رهگذر تو کوچه باغم

دنبال قناریم که بیادش یک روز سراغم

بخون برام، از اون باغ پر از شکوفه‌ی تو

رنگینِ آسمونش خوشبو شده از رویش تو

باغمون، بدون گل قناری‌ها چیزی نداره،

وقتی تو بخندی می‌دونم دیگه فصل بهاره

نگذار طراوتت و

باد پاییزی بگیره

می‌دونی بدونِ هم،

خورشید عشقمون می‌میره

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
امیر رستم زاده
امیر رستم زاده
٩٥/١٠/٠٤
٠
٠
افرین خیلی خوب بود
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/٠٤
٠
٠
مرسی
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/١٠/٠٦
٠
٠
ترانه ی قشنگی و با احساسی بود ..
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/٠٦
٠
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام برشما:زیباودلنشین است.شادکام باشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/٠٧
٠
٠
سلام. مرسی از شما. خوشحالم خوشتون اومد
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٠
٠
٠
این یکی واقعا زیبا بود :)) میدونم چون ترانه اس با خوندنتون اصلاح میکنین و تو ترانه دست آدم باز ترِ ولی چون واقعا ترانه ی خوبیه گفتم بگم اینو( بخون برام، از اون باغ پر از شکوفه‌ی تو رنگینِ آسمونش خوشبو شده از رویش تو)قافیه اش به هم خورده فک کنم :) ببخشید جسارت کردم :) موفق باشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١١
٠
٠
نه درست میگی توی ترانه خیلی مقید به رعایت قافیه نیستم و بیشتر سعی می کنم تو آوا به گوش خوش آیند باشه
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات