با مذاکره هم می شد ها؟!
واکنش چهره ها به آزادی حلب

با مذاکره هم می شد ها؟!

نویسنده : محمدرضارضایی

واکنش بعضی شخصیت‌ها به آزاد شدن حلب

همان‌طور که حتما شنیدید شهر حلب در سوریه آزاد شد. تنها راه 1آزاد شدنش هم مقاومت بود. هیچی همین دیگر خواستیم بگوییم مقاومت شد، راه پیروزی. ای بابا هیچ منظور خاصی نداریم، چرا به خودتان می‌گیرید، مقاومت راه پیروزی شد، همین. 

ای بابا حالا هرچقدر هم که بگوییم منظور خاصی نداشتیم شما باور نمی‌کنید. اصلا بی‌خیال برویم سراغ پیشبینی واکنش شخصیت‌های مختلف!

صادق زیباکلام: خب حالا کاریه که شده. فقط مواظب باشید یه وقت پاتونو رو پرچم داعش نذارید. بالاخره پرچم‌شون برای خودشون محترمه. 

معصومه ابتکار: یعنی توی حلب درگیری و جنگ بوده؟ عجیبه! پس چرا من بشار اسد رو توی مراکش ندیدم؟! یعنی مونده بود تو سوریه؟

محمدجواد ظریف ( در حال هورت کشیدن چایی): در هر صورت ما می‌خواستیم برای اونم مذاکره کنیم. حالا این یه دفعه رو شما زودتر به نتیجه رسیدید. 

یک روشن‌فکر: باز شماها افراطی بازی در آوردین؟ چرا همون پولی رو که خرج آزادی حلب کردید، خرج فقرای حلب نکردید؟

بانکی مون: نگاه کن تو رو خدا! یه روز خواستیم ابراز نگرانی نکنیم، با زن و بچمون بریم پارک خوش باشیم‌ها! اگه گذاشتن. 

بی بی سی فارسی: حیف شد. خیلی خوب پیکار می‌جوییدن. البته یکم ابله بودن. ما بهشون می‌گفتیم پیکارجو ولی خودشون به خودشون می‌گفتن تروریست. 

کروبی: قطعا تقلب شده! چیه؟ خب ربطی نداره که نداره! اصلا چرا جواب نامه‌ی من نمیاد؟!

نعمت‌زاده: ای بابا چرا خودتونو به زحمت انداختین؟ می‌گفتین من یه حلب نو براتون از خارج، وارد می‌کردم. 

عباس آخوندی: البته حلب بیمه بوده‌ها! آزاد نمی‌شد هم جای نگرانی نبود. 

اوباما: او چیز خاصی نگفت. فقط به یک نقطه خیره شد!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/٠٩/٢٥
٠
٠
خخخ..خیلی خوب بود..
n_rezaei
n_rezaei
٩٥/٠٩/٢٥
٠
٠
لطف دارید. ممنون بابت وقتی که گذاشتید.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٩/٢٥
٠
٠
من فکر میکردم فقط جناب عارف و سیامک انصاری سکوت می کنن، نگو اوباما هم میتونه :)) قسمت روشن فکرش رو زیاد دوس داشتم :) و البته رو تیتر رو " با مذاکره هم میشد! ها ؟! " :)))
n_rezaei
n_rezaei
٩٥/٠٩/٢٥
٠
٠
من خودمم روشن فکر رو دوست داشتم. ممنون بابت وقتی که گذاشتید.
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٩/٢٦
٠
٠
لابـــــــــد دیگه :|
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٩/٢٦
٠
٠
جالب بود :) خوب نوشته بودید و خوبم مرتبط کرده بودید موضوع رو به اشخاص :))
n_rezaei
n_rezaei
٩٥/٠٩/٢٧
٠
٠
لطف دارید. ممنون بابت وقتی که گذاشتید.
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات