روز موعود نزدیک است
بازگشت همه به سوی درس و دانشگاه است

روز موعود نزدیک است

نویسنده : b_mollaei

آن‌ها شوق دیدار آن را دارند. شاید بگویید این آن‌ها چه کسانی هستند و شوق دیدار چه چیزی را دارند؟ منظورم از آن‌ها همان‌هایی هستند که از الان از سفره‌های هفت‌سین خود عکس گرفته و در حال بازتاب مجازی آن هستند. این‌ها همان عاشقان تعطیلی نام دارند که عاشق تعطیلی عید و گرفتن عیدی هستند. ای عاشقان تعطیلی بدانید که اگر عید فرا برسد منتظر گرفتن عیدی نباشید چون هیچ‌کس حقوقش را نگرفته. متاسفم بدانید که در روایتی گفته شده روزی فرشتگان هفت صبح  وسط عید به دیدار عاشقان تعطیلی رفته و به آن‌ها گفته‌اند((بدانید و آگاه باشید که تعطیلات عید روزی به پایان خواهد رسید و بازگشت همه به سوی مدرسه و دانشگاه است)) 

عاشقان با شنیدن این حرف پوزخندی زدند و گفتند((هرچه باداباد...)) اما روز موعود که فرا می‌رسد فرشتگان هفت صبح به بالای سر عاشقان می‌روند و می‌گویند((برخیزید که روز موعود است باید به سمت مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها روانه شوید)) عاشقان نیز با چشمانی که مملو از اشک بود گفتند ((ما را با کار و تلاش سازگار نیست... بگذارید فقط ده دقیقه‌ی دیگر بخوابیم.)) فرشتگان نیز سری تکان می‌دهند و می‌گویند((وای بر شما باد...گریه‌کنندگان بر شما بگریند.. مگر ما به شما نگفتیم که روزی هفت صبح‌ها به صدا درمی‌آیند و شما را فرا می‌خوانند..! مگر ما نگفتیم که تعطیلات عید تعطیلاتی فانی است و روزی به پایان خواهد رسید پس به آن دل نبندید...)) عاشقان نیز همان‌طور که با دو دست بر سر خود می‌کوبند عازم مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها می‌شوند. پس از وارد شدن آن‌ها به محیط تحصیل بدبختی‌ها شروع می‌شوند و تازه این اول کار است.

بدبختی‌هایشان تازه زمانی شروع می‌شود که صوراسرافیل ریاضی به صدا درمی‌آید و خبر از یک بلای جان فرسا را می‌دهد... پس از آن‌که از محیط تحصیل رهایی می‌یابند به عامل بدبختی خود فکر می‌کنند و درمی‌یابند که یاران ناباب باعث به وجود آمدن بدبختی‌هایشان شده است.سپس نزد یار ناباب خود رفته و موضوع را با او درمیان می‌گذارند اما چیزی نصیبشان نمی‌شود و ادامه‌ی ماجرا را هم که خودتان می‌توانید حدس بزنید...! ای دوستان جیمی عزیز... خوب به این روایات گوش سپارید و از گذشتگان عبرت بگیرید. حال با روایتی که گفته شد آیا ایمان نمی‌آورید؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٨
٠
٠
طنز جالبی بود :) موفق باشید
b_mollaei
b_mollaei
٩٥/١٠/٠١
٠
٠
ممنون از اینکه مطالعه کردید...
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/٠٩/٣٠
٠
٠
باید هم ایمان بیاریم و هم تقوای الهی پیشه کنیم...که حتما همانا نمره های بالا از آن نیکوکاران است...خخخخ باحال بود :)
b_mollaei
b_mollaei
٩٥/١٠/٠١
٠
٠
ممنونم:))))
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات