کمی مثل بَگُم باشیم
شتری به اسم طلاق!

کمی مثل بَگُم باشیم

نویسنده : سامان-قربانی

خب شاید اصلا برای شما مهم نباشد که دیروز ساعت ٣ نسرین ٢٣ ساله با یک بچه از شوهرش طلاق گرفت .

اما باید گفت که متاسفانه امروز مثل قدیم‌ها نیست که فقط شتر ازدواج و مرگ در خانه آدم بخوابد، راستش را بخواهید شترها زیاد شده‌اند. از شتر طلاق و طلوق بگیر تا شتر بیکاری و بی‌عاری و فلان. یعنی یکهو دیدی ساعت سه نصفه شب یکی از همین شترها درخانه‌مان را زد، حالا است که باید نگران نسرین ٢٣ ساله باشیم.

علاوه بر قضیه شترها، خودمان هم دیگر پوست‌مان حساس شده است. کافی است اینترنت‌مان قطع شود، زیر هفت لحاف رفته و هی فین فین می‌کنیم. پنج دقیقه بعد هم به این نتیجه می‌رسیم که هوای رابطه سردست و به بن بست رسیده‌ایم و ...

شده‌ایم آدم‌هایی با انتخاب‌های اتوبوسی، پای خودمان هم نمی‌ایستیم. نصیحت هم که اه اه پیف پیف. آخرش هم می‌شویم نسرین مطلقه (به ضم میم و فتح طا و لام) .

خداوکیلی بیاییم یک‌بار هم که شده مثل بَگُم (زن زینال بندری) باشیم؛ پای غلط غلوط خودمان و شریک دلبندمان هم کمی بایستیم .

راه دوری نمی‌رود...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٩/٢٠
٠
٠
خخخ بــــاشه بگُم میشم ... ممنااانم :}
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١