چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

نویسنده : محمدرضا مهدیزاده

چشم‌هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

خوب می‌دانم که دیگر بی‌قرارم نیستی

کوپه‌ها را یک به یک می‌گردم و فهمیده‌ام

در مسافرهای امروز قطارم نیستی

من شبانه آمدم شاید که پیدایت کنم

تو چراغ جاده‌های انتظارم نیستی

من دلم آن سوی پرچین در قفس افتاده است

بی‌خودی دل داده‌ام تو در حصارم نیستی 

ای تمام كاینات دورات بگردن ماه من

در مدارت هستم اما در مدارم نیستی

از لبم حتی نرفته لحظه‌ای هم نام تو

در سکوت واژه‌های در غبارم نیستی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٨
١
٠
خیلی اهل شعر نیستم. ترانه رو بیشتر می پسندم. ولی انصافا اشعارت مارک خودش و داره. در ضمن این عکس میزوریه پیزوریه فوتبالیستا رو برش دار عکس خودت بذار بشناسیمت آقا محمدرضا. :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
فک نمیکردم شعر هام رو خونده باشین :) ممنون که گاها دنبال کردین :)) حتما میزوگی رو برمیدارم ولی خب هنوز زود هس شعر های خوبم رو هر وقت گذاشتم عکس ام رو هم میزارم؛ ترانه هم دارم یکی که تو وبلاگم هس الان و بعدی رو در جیم ترانه میزارم امیدوارم خوشتون بیاد :) باز هم ممنون ٬ موفق باشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
ترانه هات و بذار می تونم با گیتار روشون آهنگ بذارم و بفرستم تو جیم همه گوش بدن.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
این داستان موفق باشید چیه آخر همه کامنتات میذاری؟ :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٩
٠
٠
ترانه هام فک کنم سبکش طوری نیس که خوندن روش جالب دربیاد ٬ ولی حتما بعدی که جیم میزارم ترانه اس :) موفق باشید هم داستانی نداره فقط از روی عادت برای همه ی دوستان آرزوی موفقیت میکنم :)
تقی زاده
تقی زاده
٩٥/٠٩/١٨
١
٠
ای تمام كاینات دورات بگردن ماه من/ دورات یا دورت؟
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
دورت دیگه دور ات وزن به هم میریزه :)
تقی زاده
تقی زاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
چشم‌هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی خوب می‌دانم که دیگر بی‌قرارم نیستی کوپه‌ها را یک به یک می‌گردم و فهمیده‌ام در مسافرهای امروز قطارم نیستی/ هعیییییی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
هعییییییی ؛ ممنون از حضورت؛ موفق باشی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
بی‌خودی دل داده‌ام تو در حصارم نیستی / این مصراع سکته زد فک کنم! این بیت هم عالی بود: چشم‌هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی خوب می‌دانم که دیگر بی‌قرارم نیستی / پیشرفتتون خیلی خوبه واقعا. احسنت :) / البته من قرار بود بیام فقط بگم: «ممنون :) موفق باشید» خالی که تلافی بشه! :|
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
(بی خودی دل داده ام در انحصارم نیستی ... ) به این شکل راحت تر خونده میشه نه ؟طبق اختیارات اون (تو) هجا ی بلند حساب میشه وزنی موردی نداره ولی وقت خوندن اذیت میکنه ٬ حتما درستش میکنم ٬ ممنون که میگین :) وژداناً طنز قبلی رو که کلی تعریف کردم خیلی خوب بود این رو ارتباط برقرار نکردم با طنزش گفتم نویسنده ی خوبی مثل شما رو نباید الکی ازش تعریف کرد :) توقع ها رو بردین بالا خب :))ممنون که تلافی نکردید ٬ موفق باشید
زینب_خالقی
زینب_خالقی
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
شعر زیبایی بود. این که می‌گردن رو به شکل محاوره نوشتید ایرادی نداره؟ چون باقی افعال کتابی هستن
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
حق با شماست :) از روی ضعف بنده کلمه به اون شکل قرار گرفته ٬ رو شعرش کار نکردم خیلی حالا انشاا... بعداً درستش میکنم :) ممنون از شما ٬ موفق باشید
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
ااااااااااااااااای چه سوزناک بود دلم گرفت:(
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
خوبه میخواستم غم داشته باشه :) ممنون که خوندین ٬ موفق باشید
faezeh76
faezeh76
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
عاليييييييي
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
خیلی ممنون از شما :) موفق باشید
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
شعراتون و کم و بیش دنبال میکنم. این نسبت به قبلی ها پخته تر و جا افتاده تر بود.
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
( حیف که روی من اینجا به تو هم باز نبود) و (شهر دنبال من و من پی تو میگردم) رو هم خونده بودین ؟! خودم به این دو تا حس بهتری دارم و فک میکنم پخته ترن :) خیلی ممنون از حضورتون ؛ موفق باشید
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
در تمام کاینات دورات بگردن ماه من؟ ینی چی؟ ///در کل زیبا بود مخصوصا دو بیت اول :) ///یه چیزی دیگه اینکه میفرمایید یه بیت یا مصرع سکته داره ینی چی؟
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
کاینات یا کائنات اینجا به عنوان اجرام آسمانی به کار رفته فک کنم میگن بهش مجاز در ادبیات :) یعنی گردش تمام سیارات و غیره مثل من دور تو هس ولی گردش تو دور من نیست (مفهوم کل بیت) ؛ در مورد سکته هم هر جا شاعر آهنگ ذهنیِ خواننده رو به هم بزنه در حالی که ایراد وزنی نداشته باشه میگن سکته ایجاد شده :) خیلی ممنون :) موفق باشید
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
خخخخ نگفتم که معنی کنید همون جوابتون به جناب تقی زاده مشکلمو حل کرد«دورت دیگه!»...بهتر نبود به جای «الف» فتحه میذاشتید عایا؟ یعنی میشد دورَت...
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
خب کسره نیس فتحه اس :) دورَت هس :) مرتضی گفته بود دور ات یا دورَت فک کنم ٬ منم گفتم دورَت :) پس من متوجه حرف مرتضی هم نشدم :) شرمنده فک کردم معنی کاینات رو پرسیدین البته برای خودم هم خیلی عجیب بود ولی توضیح دادم :) عذر خواهم
faezeh76
faezeh76
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
راستي آقاي مهديزاده اگه در مصرع در مسافرهاي امروز قطارم نيستي به جاي در مي گفتين از مسافرهاي امروز قطارم نيستي بهتر نمي شد؟
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
چرا اینم پشنهاد خوبی هست ؛ کلن این شعر رو سریع نوشتم دو تا ایراد اصلی داره یکی همون قطارم که در حقیقت قطار هم هس ٬ یکی (بگردن) که لفظ محاوره ای هس ٬ ممنون با همون یه کلمه ذهنم واسه تصحیح اش باز تر شد :) انشاا... هر وقت ٬ وقت شد تصحیح میکنم
s_samane
s_samane
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
خدارو شکر کنین تو قطار نبوده..قطار خطر داره..خخخخخخخ:)) بسی عالییییی بود
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
خخخخخ راس میگین الحمدا... که تو قطار نبوده :) ممنون از حضورتون :) لطف دارید ٬ موفق باشید
m.babaee
m.babaee
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
شعرتون بسیار زیبا بود تخصصی درباره شعر ها ندارم ولی در مقابل شعرهای قبلی شعرhttp://jeem.ir/article/blog/27981 به نظرم خیلی بهتر سروده شده بود
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
بله خودم هم فک میکنم قطعا همین شعر که شما لینکش رو گذاشتین و شعر (شهر دنبال من و من پی تو میگردم ) اشعاری پخته تر و بهتر بودن :) ممنون از حسن سلیقه و حضورتون :) لطف دارید موفق باشید
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٩/١٩
٠
٠
خیــــــلی قشنگــــــ بود ممنااانم :} شاگــــــرد نمیخواین بــــــرادر استـــاد مهدیزاده؟؟؟ :)))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٩
٠
٠
از شما خیلی ممنون برای لطف تون :) شاگرد !؟! من خودم در حال حاضر شاگرد شما و دیگر دوستان هستم :)موفق باشید
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/١٩
٠
٠
بیت دوم عالی ترین ش بود ....زیبا بود ..موفق باشی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٩
٠
٠
ممنون از حسن سلیقه و حضورتون :) لطف دارید ٬ سلامت باشید ٬ همچنین
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٩/٢٠
٠
٠
....نیستی,بسیار زیبا و عالی,بی تعارف اقای مهدیزاده دیگه این یکی بد به دلم نشست و حرف نداره :)))موفق باشید.
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٠
٠
٠
ممنون از لطف تون :) خوندم کامنت تون رو رفتم تو شعرای پروفایلم دو تا رو احساس میکردم از این باید بهتر باشه رو نگاه کردم شعر (شهر دنبال من و من پی تو میگردم) و شعر (حیف که روی من اینجا به تو هم باز نبود) اینا رو فک کنم نخوندین تو پروفایلم هست اگه حوصله و وقت داشتین یه نگاه بیندازید فکر میکنم از این هم دلنشین تر باشه حداقل به نظر خودم :) بازم ممنون ٬ سلامت باشید همچنین
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٥/٠٩/٢٠
٠
٠
شعر بسیار خوب و روانی بود..سکته مکته رو هم دوستان میفرمان جدی نگیرید..دیشب ی شعر از شهریار میخوندم اگ میخواستن نقد کنن احتمالا شعر بعد چنتا سکته میمرد! بنظرم باید از حس شعر لذت برد و نیمه پر لیوان رو دید تا اینکه دنبال ایراد بگردیم که هیچ چیز خالی از ایراد نیس جز ذات اقدس باری تعالی..القصه اینکه شعرتون خوب، حستون عالی، القای این حس به مخاطب عالی، ذوقتون و استفاده از ترکیب های مختلف و جدید هم بسیار بسیار فعال و عالی..با اون بیت پرچین و حصار هم خیلی ارتباط برقرار کردم..در کل موفق باشین دوست گرامی و هنرمند :) منتظر بعدی ام :)))
N_dahji
N_dahji
٩٥/٠٩/٢٠
٠
٠
موافقم:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٠
٠
٠
ممنون از لطف شما :)) در مورد سکته و روونی فک میکنم تقصیر ما شاعر ها شده معمولا رو وزن (فَعِلاتن) شعر میگیم این روون بودن تو ذهن شون مونده و توقع از وزن خیلی روون دارن . خودِ سکته گاها تو نوع خاصی از اشعار تکنیک به حساب میاد و قطعا شاعر های بزرگی مثل شهریار به درستی و اگاهانه استفاده میکنن:)٬ شعر قبلی رو وزنی بود که یکی درمیون هجا ها کوتاه و بلند میشد هم خودم وقت بیشتری صرف کردم چون ذهنم با این وزن آشنا نبود هم بقیه با وزنش راحت نبودن چون تماماً تکرار (فعلاتن ) شده وزن ها البته وزن این شعر هم (فاعلاتن) بود که روون هست٬ دوستان هم که میگن نقدشون رو قطعا واسه پیشرفت میگن و واقعاً لطف بزرگی میکنن :)) این شعر هم چون خیلی سریع گفتم یه سری اشتباهات داشت قطعا :) باز هم ممنون از شما:) موفق باشید دوست عزیز
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٩/٢٢
٠
٠
چشم‌هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی خوب می‌دانم که دیگر بی‌قرارم نیستی این بیتش غم انگیزه برام:(( عالی بود.
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٣
٠
٠
خودم هم دوبیت اول برام غم انگیزه :) ممنون از حضورتون ٬ موفق باشید
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٩/٢٣
٠
٠
فوق العاده ... از همه شعراتون این بیشتر چسبید:))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٣
٠
٠
:( یه کم طولانی تر بزارین کامنت و خب که با جوابم هماهنگ بشه :/ میخواستم سوال بپرسم الان نمیپرسم اصلا :( تازه این شعر نقد داشت ممنون از حوصله تون و نقدتون :| موفق باشین :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٢٣
١
٠
یه ترانه ی عالی پشنهاد میکنم اگه چشم تون خورد بخونین :) من و جون پناه خودت کن برو بزار پای این آرزوم وایستم ... به هر کی بهم گفت ازت رد شده قسم میخورم من خودم خواستم ...:( من و جون پناه خودت کن برو من از زخم هایی که خوردم پرم ...تو باید ازین پله بالا بری تو بالا نری من زمبن میخورم :) درست لحظه ای که تو باید بری اسیر یه احساس مبهم شدیم ... ببین بعد یک عمر پرپر زدن چه جای بدی عاشق هم شدیم...برای تو مردن شده آرزوم یه حقی که من دارم از زندگیم ... نگام کن تو این برزخ لعنتی چه مرگی طلب دارم از زندگیم...:( ...به هرجا رسبدم به عشق تو بود :( .. کنار تو هر چی بگی داشتم ... ببین پای تاوان عشقم به تو عجب حسرتی تو دلم کاشتم ... :)) آهنگ تاوان از خواجه امیری:) اینجا به اشتراک گذاشتم لذت ببرین اگه خوندین:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات