حق خوری
کاش یادمان می دادند...

حق خوری

نویسنده : mohamad_s

من قائل به هیچ ظلمی نبودم این را وقتی فهمیدم که مدام توی دعواهای کودکانه از برادر کوچکترم کتک می‌خوردم. آن وقت‌ها کسی به آدم یاد نمی‌داد که دفاع کردن ظلم کردن نیست...

مثلا یادم هست توی یکی از دعواهای‌مان که همیشه هم مقصر ذات ستیزه‌جویی او بود، با یک وسیله‌ی بازی سنتی بنام "منزلاق" با همان قسمت میخ دارش چنان به لبم کوبید که لبم سوراخ شد! درد آن یادم نیست اما هنوز صدای نفرین‌های بی‌بی توی گوش‌ام می‌پیچد که برادر در حال فرارم را بدرقه می‌کرد، اما بالاخره آن عصر گرم تابستانی که زیر دست و پایم داشت له می‌شد فهمیدم که توان رویارویی دارم. که اگر دفاع نمی‌کنم از ناتوانی نیست! بله آن روز عصر چنان کتک جانانه‌ای از من یادگاری گرفت که روی زمین ولو شده بود و من مثل سربازان پیروز روی سرش رجز می‌خواندم که دیدی؟ دیدی؟...

اگر نمی‌زنم دلیل بر ناتوانی نیست. که اگر نمی‌زنم از بزدلی نیست. که اگر بخواهم می‌توانم، اما حیف... حیف که هیچ‌وقت از آن روز درس خوبی نگرفتم با آن‌که می‌توانست یک کلاس ایده‌آل باشد برای آینده...! آینده‌ای که می‌گوید یک‌بار محکم بایست تا هر روز زمین نخوری، آینده‌ای که می‌گوید یک‌بار حدود و حق‌ات را مشخص کن تا هر روز به مرز ات تجاوز نشود تا هر روز حق به تو صدقه نشود یا خورده نشود. آینده‌ای که قائل به ظلم نبودن‌ات را بر بودن برداشت نکند. آینده‌ای که احقاق حق پر رویی تلقی نشود. صحبت کردن و ارائه‌ی نظر گستاخی تعریف نشود. آینده‌ای که آزادی فقط در امنیت و سلامت جسم معنا نشود و تا وقتی که روح آزاد نباشد امنیت و آزادی جسم به چه کار می‌آید. کاش بزرگ‌ترها به ما می‌گفتند حق رای داشتن یعنی چه! راستی چرا کودکان‌مان را درست تربیت نمی‌کنیم؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٧
٠
٠
واقعا مشکل خیلی ها هس :) چه موضوع خوبی انتخاب کردین ؛ من خودم این مشکل رو زیاد داشتم ولی خب از یه سنی به بعد دیگه بهتر شد ؛ مخصوصا واسه مرد اصلا خوب نیس ؛ موفق باشید
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
تا حالا دو سه مطلب اجتماعی بیشتر ننوشتم ..دوست داشتم دوستان کمی عمقی تر فکر کنن ...داستان رو تعمیم بدید به کلیت جامعه ..توی جامعه اطراف ما پر از برادر هایی ئه که ذات ستیزه جو دارن ..ما در روابط اجتماعی مدام با ادمها و قوانینی روبرو میشیم که بنوعی حق ما رو از ان خود میدونن ....ما از فرمول های ریاض
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
تا حالا دو سه مطلب اجتماعی بیشتر ننوشتم ..دوست داشتم دوستان کمی عمقی تر فکر کنن ...داستان رو تعمیم بدید به کلیت جامعه ..توی جامعه اطراف ما پر از برادر هایی ئه که ذات ستیزه جو دارن ..ما در روابط اجتماعی مدام با ادمها و قوانینی روبرو میشیم که بنوعی حق ما رو از ان خود میدونن ....ما از فرمول های ریاضی شهرداری که وقت سطح شهر گرفتن از ارباب رجوع سر در نمیاریم ..از احتساب مالیاتی و بخشودگی ش هم ..از حق استفاده از امکانات .....همه و همه ...ما از خودمون نپرسیدیم بعد از ورود یه نماینده به مجلس ..یه رییس جمهور به مسند ،چه حقوقی رو باید بازپس بگیریم ......خونواده به ما چی یاد داده ؟ ..جامعه چی خواسته ما یاد بگیریم ...؟ بیایم ببینیم چطور باید تربیت بشیم
meisam_saberi
meisam_saberi
٩٥/٠٩/١٧
٠
٠
راستی چرا کودکان‌مان را درست تربیت نمی‌کنیم؟ واقعا چرا اینگونه شده ، همه رو آوردن به فرزند سالاری نمیدونم بخاطر شرایط بدی که زمان جنگ داشتیم همه به این فکر افتادن بچه هامون سختی نبینند .
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٩/١٧
٠
٠
آخــــی چقــــد گنــــاه بودین شمــــــــا!!! خخ الان من چی یاد پسرم بدم دقیقــــــا؟؟؟ 0_o بگم کتک کاری بده؟خب اونجوری کتک میخوره بگم از خودت دفاع کن؟اونم که میشه مقابل به مثل... چه کنم لطفا؟؟؟! o_0
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
مسئله ای که مطرح کردین، ویژگی اغلب درون گراهاست! به نظرم هر سنی که دارین برای برطرف کردن این مشکل دیر نیست... چون زندگی با این حس یه کم سخته!
s_samane
s_samane
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
الان که دارم فکر میکنم می بینم چه قدر شبیه برادر شما هستم ، نسبت به خواهرم...واقعا وقتشه بهش یاد بدم از خودش دفاع کنه..خخخخ
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات