مسابقه ی غسل
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

نویسنده : بهمن بهمنی

آخر پاییز مثل امسال هوا بدجور سرد شده بود، «طالب» خود را انداخت داخل استخر، سرش را هم زیر آب فرو برد
به «خدا بیامرز پدربزرگم» گفتم، چرا چنین کرد؟
پدر بزرگ گفت : غسل می‌کند بابا!
تابستان سال بعد جلوی دخترهای فامیل علاوه بر انواع حرکات نمایشی شیرجه حرکت نمایشی غسل را هم می‌رفتیم، آخر فکر می‌کردم غسل نوعی از آب‌تنی هست! مثلاً می‌گفتم بهنام بیا مسابقه غسل بگذاریم، هرکس سرش را زیر آب بیشتر نگه دارد او برنده هست...!
کلاس پنجم خاطره‌ی مسابقه غسل را برای معلم زنگ انشا خواندم :
به نام خدا
موضوع انشا: غسل !
***

پ.ن: مسائل دینی را شفاف برای نوجوان‌ها بازگو کنید :|
پ.ن 2: در غسل ارتماسي انسان بعد از پاک کردن بدن خود از نجاست نيت مي‌کند بعد به يک‌باره تمام بدن خود را به زير آب فرو مي‌برد. مانند پريدن در استخر!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٣
١
٠
خدا رحمتشون کنه :) نمیدونم چرا بعضی از پدر و مادرا تو این موارد حیا میکنند و بچه هاشونو تو مسائل دینی روشن نمی کنند؟///حالا واکنش معلمتون بعد از خوندن انشا چی بود؟ :دی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
خخخخخ بهمون یاد دادن :)@
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٩/١٣
١
٠
چقــــــــدر جالب :) ممناااااااانم :}
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
ممنان ترم :))
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/١٣
١
٠
انگار بزرگترها بعضی مسائل رو واهمه داشتن بیان کنن ....مثه همین الان .....مطلب زیبایی بود
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
:)ممنونم از شما
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
شاید احساس میکنن این وظیفه گردن آموزش و پرورش هس ولی واقعا تو برنامه ی اموزش و پرورش یا نیست یا درست اجرا نمیشه و کم اجرا میشه:) دمت گرم بهمن :) موفق باشی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
ممنونم محمد جان :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
سرکار میزاشتن بچه ها رو :ی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٩/١٥
٠
٠
خخخخخ :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١