دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

نویسنده : مائده رئیس الساداتی

اين روزها دلم شديدا مي‌خواهد تك تك كتاب‌هايم را ببرم وسط حياط و آتش بزنم و بعد خاكسترشان را جمع كنم و بريزم داخل يك قوطى و در آخر هم مثل فيلم‌هاى بلاد كفر بروم بالاى يك كوه و خاكسترشان را به باد دهم. اين روزها من و كتاب‌هايم ويروسى شده‌ايم! ويروسى كه بيشتر از همه ذهنم را درگير خودش كرده است! اين عامل خارجي غيرجاندار مدت طولاني است كه مهمان زندگي من شده است اما اين روزها دارد كم كم تك تك سلول‌هاى خاكسترى مغزم را از كار مى‌اندازد و به تازگى نيز توانسته مرا ٤ روز تمام راهى رخت خواب كند و نگذارد لاى حتى يك كتاب و جزوه را هم باز كنم.
يك جورهايى اين مهمان ناخوانده صاحب‌خانه شده است. به خيال ديگران سرماخورده‌ام و با دو عدد قرص و دارو خوب مى‌شوم! اما خودم مى‌دانم كه اين سرماخوردگى نيست! ويروس مهمان من و كتاب‌هايم و ذهنم ويروس نااميدى و ترس است! نااميدى از خودم و ترس از آينده‌اي كه هنوز نيامده است. من بايد بروم تمام كتاب‌هايم را آتش بزنم. چون هر روز كه مي‌گذرد اين عامل خارجى بيشتر از قبل در تك تك سلول‌هايم تكثير مى‌شود و ذهنم را از پاى مى‌اندازد! اصلا بايد دست منِ الانم را بگيرم و بروم يك جايى گم شوم و دست اين منِ ترسو را ول كنم و خودم به تنهايى برگردم!
بايد بروم تك تك كتاب‌هاى اين ١١ سال تحصيلى گذشته‌ام را پيدا كنم و روى هم بچينم و آتششان بزنم تا شايد يادم بيايد منِ قبلى كه بود و اصلا خواندن اين كتاب‌ها براى چه بود؟ بايد خاكسترشان را به باد دهم تا شايد خاطراتى كه با تك تك‌شان داشتم يادم بيايد و لذتى كه از فهميدن‌شان مى‌بردم! من بايد خودم را درمان كنم و اين ويروس را ريشه كن! هر چند طبق گفته يكى از كتاب‌هاى همين امسال: بسيارى از بيمارى‌هاى ويروسى درمان نمى‌شوند! خط كتاب زيست بود ديگر نه؟ آخ نكند يادم رفته باشد زير قيد بسيارى خط بكشم‌! دفعه قبل تست همين بخش را اشتباه زده بودم ....
دوباره افتاده‌ام به هذيان گفتن! داشتم كتاب‌هايم را آتش مي‌زدم نه؟ بايد بروم همه چيز را بسوزانم تا اين ويروس فرار كند و برود و مرا به‌حال خودم بگذارد. اما نه! همه‌ى كتاب‌هايم را آتش نمي‌زنم بعضى‌هايشان را خيلى درست دارم! فقط كتاب‌هايى را آتش مي‌زنم كه با قطر زيادشان ترس به دل آدم مى‌اندازند آن‌هايى را آتش مي‌زنم كه كتاب وزارتى ١٠٠ صفحه‌اى را ٣٠٠ صفحه كرده‌اند! همان‌هايى كه بنفش و زرد و آبى‌اند را آتش مي‌زنم! من هنوز كتاب زيست دوم دبيرستانم را با تمام شلوغى‌اش دوست دارم! بايد همين روزها بروم اين زرد‌ها و آبى‌ها و بنفش‌ها را بسوزانم تا چند كتاب وزارتى بماند و منى كه ديگر اين ترس ويروسى‌ام فرارى شده. من بايد بروم يك جايى گم شوم تا اين ترس مرا دوباره پيدا نكند راستش را بخواهيد تازگى‌ها از كنكور مي‌ترسم!
كاش بشود اين منِ ترسو گم شود! آخ سرم، فكر كنم دوباره بخور لازم شده باشم! ولى اى كاش كه بشود اين همه نااميدى و ترس را بسوزانم! اى كاش....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
یاد خودم افتادم که بعداز کنکور چه حس بدی به کتابام داشتم و حالم رو بد میکردن:( من و حسین مداحی هم پارسال روزی بالای ده ساعت میخوندیم ولی بعد از عید هر دومون مریض شدیم و زحماتمون برباد رفت سه چهار ماه بلکه هم بیشتر مریض بودم :( داغم تازه شد :( ولی انشاا... که شما موفق میشین :)) من مطمئنم تا انتها با قدرت میخونین و موفق میشین :) انشاا... شیرینی موفقیت تون رو بخوریم :)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
بسيار ممنون..!!ان شالله همه نتايج زحماتشون رو ببينن منكه دارم خيلي خانواده رو اذيت ميكنم!! مرسي كه خوندين!!
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
زیبا بود ..
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
زيبا خونديد!!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
چرا ناامید آخه؟! فکرهای منفی رو بریز دور :) همین که تمام تلاشتو می کنی یعنی ادم موفقی هستی :) انشاالله که یه رتبه خیلی خوب بیاری و توی همون رشته و دانشگاهی که میخوای ادامه تحصیل بدی :)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
ممنون از انرژي مثبتتون ان شالله:)
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
خیلی درس میخونین خو
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
اين طور نيست !! اگر بود ك ..هعييي!!
پربازدیدتریـــن ها
عوضی شده بود

من او را کشتم

٩٧/٠٢/٢٣
از صدا و سیمای میلی تا بی تفاوتی زنان

من به این سکوت معترضم!

٩٧/٠٢/٢٥
شعری سروده خودم

تمام خانه‌ای که پریشان گشت

٩٧/٠٢/٢٥
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٣
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
هزار بار نوشتم

ردپای قلم

٩٧/٠٢/٢٤
اثر جدید مانی حقیقی

درباره فیلم خوک

٩٧/٠٢/٢٤
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
همیشه به آدم های احساسی می گویند

کمی منطقی باش

٩٧/٠٢/٢٣
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
این بزرگترین آرزویم بود

سرعت ثانیه های زندگی

٩٧/٠٢/٢٥
امنیت مانع پیشرفتتان نشود

ناحیه امن

٩٧/٠٢/٢٤
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
این حجم ندانستن

خدایا تا کی؟

٩٧/٠٢/٢٣
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠