شرط ثبت نام
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

نویسنده : f.farzad

جمعه بود و هوا بسیار سرد. من به همراه مادرم و البته یکی از خالههایم درون تاکسی نشسته بودیم و سکوت کرده بودیم. در طول مسیر کسی صحبتی نمیکرد. جای تعجب داشت که حتی رانندهی محترم هم صحبتی نمیکردند! نه از ترافیک، نه از سردی هوا و نه...! از ماشین صدا می‌آمد ولی از ما هیچ صدایی در نمیشد. میانهی راه بودیم که خاله جان به حرف آمدن و سکوت درون ماشین را شکستند و از من پرسیدند: راستی قضیه‌ی حرم به کجا رسید؟ و من که به سختی با این مسئله کنار آمده بودم، داغ دلم تازه شد و با یه آهی که از سُویدای دلم بود شروع کردم به توضیح دادن که:

ای خاله جان، دلتان خوش‌ ها...! انگاری ناف بنده را با بد شانسی بریدند! با هزار امید و آرزو رفتم حرم. بعد از خواندن اذن دخول و اجازه خواستن از آقا وارد حرم شدم و بعد از پرس‌وجو‌های بسیار محل ثبت نام را پیدا کردم. با کشیدن یه نفس عمیق و گفتن «بسم الله» رفتم داخل. حاج آقایی تو راهرو نشسته بودند. از جناب‌شان پرسیدم؛ برای ثبت نام آمدم. کجا باید برم. مرد یک لبخندی زد و گفت:شرایط ثبت نام را خواندی؟ منم از همه‌جا بی‌خبر گفتم: نه! گفتند به دیوار نزدیک در ورودی یک اعلامیه زدند، شرایطش را داشتی بیا تا راهنمایی‌ات کنم. من هم با یک لبخند گنده رفتم که شرایط ثبت نام را بخوانم و بعد اعلام حضور کنم.

اما وقتی به دیوار مورد نظر رسیدم، مثل کسی که یک پارچ آب یخ روی سرش بریزند، یخ زدم و همان‌جا هاج و واج ماندم. اصلا باورم نمی‌شد منی که با هزار امید و آرزو آمدم حالا باید دست از پا درازتر برگردم. اصلا باورم نمی‌شد. آخر «متاهلی» چه ربطی به خادمی حرم دارد؟ یعنی رضایت همسر بالاتر از رضایت پدر است؟!

بله خاله‌جان درست متوجه شدید اصلی‌ترین شرط ثبت نام«تاهل»بود! بعد دوباره آهی کشیدم و سکوت بود که درون ماشین حکم‌فرمایی می‌کرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
تقی زاده
تقی زاده
٩٥/٠٩/٠٩
٤
٠
لعنت الله علی کسانی که سنگ جلوی پای جوانان می گذارند تا به جایی نرسند:-) به کسی که بیکار است زن نمی دهند، به کسی هم که مجرده کار:-)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
چی بگم والا ،،،این نیز بگذرد....ممنون از حضورتون :)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
اقا به مجرد کار میدن کی گفته نمیدن:)شما با کارگری می تونی شروع کنی زن بگیری بعد بری استخدام بشی:)خخ
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
بعدشم ازدواج مسخره بازی که نیست..باید زجر بکشی..کارم شوخی بازی نیست باید زجر بکشی که شوخی نکنی:)دلیل کاملا علمی داره رابطه کار و ازدواج خخخ
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
این که همش زجر کشیدن شد!! :/
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
٢
٢
عی بابا!!عب نداره خو!!عروس بشین:))البته شوهر نیس درک میکنم:))
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید //شوهر خوب مگر گیر کسی می آید
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
خخخخ دیدین گفتم:))
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
شما فرمودین شوهر نیست ..بنده میگم هست خوبش نیست :)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
همون بدشم نیست خخخ والا این همه خوب هست
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
اینجا جوابتونو نمیدم....تو تخته بعدا عرض میکنم که چرا میگم خوبش کمه:/
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
من تو حرم مویرگی آشنا دارم بگم کارتون رو راه بندازن؟ خخخ به بچه های بالا خبر بدم کارتون رو درست کنن؟ افتخاری ها رو جدیدا غذای تبرک میدن دعا میکنم قبول کنن خادم شین ؛ بعد پرس غذا رو یکی در میون تقسیم کنیم :) خوبه ؟ خخخخ . انشاا... هر زمانی که قسمت هست خادم آقا شوید :) موفق باشید
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
خخخخ مویرگی!!اقوام یکی در میون خادمن ولی گفتن با پارتی کاری نمیکنند :(
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
متاهل بودنه ربطی به اجازه پدر نداره که...دلایل دیگه داره.....شما میتونین از طریق بسیج اقدام کنین.شاید بتونین برا بازرسی بروید
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
نه جناب...درست نخوندین...میگم دختر مجرد اجازه ی پدر و داره دیگه..حالا متاهل نباشه ...
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
اقا اصلا مساعله رضایت و اجازه نیست مسله چیز دیگست:)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
شما اگه اسم منو میبردین حتما کارتون راه می افتاد:))
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
خخخخ میترسیدم همو اول منو با تیپا بندازن بیرون...همو بهتر اسمی ازتان نبردم خخخخ
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
شما اسم منو میبردین خادم حقوق بگیر میشدین کجا کارین خخ
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
عجب...
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
١
١
شما می تونین از خادمی مسجد شروع کنید کم کم به خادمی حرم برسید..الان یک مسجد در حال ساخت داریم اجر پرت کن نداریم میتونین کارتونو از اونجا شروع کنید:)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
خادم مسجد هستم ولی خواستم اگه امام رضا اجازه بدن اونجا هم نوکریشونو بکنم که نشد :(( آجر پرت کنی؟ :|
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
به به چ توفیقی..انشاالله قسمتتون میشه:)مهم همش به فکرش باشید
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
٠
١
حیف حیف اسلام دست و پامو بسته!
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
پس زندانی دینی هستی خخخ:)
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
والا بخدا:))
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
چندوقت دیگ خانوما میان خواستگاری اقایون!!!مث همین دختره ک از گلزار خوارستگاری کرد:)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
١
چن وقت دیگه نداره..الان همی طوری شده..الان دخترا جلو در خانه ما صف بستن خخخ
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
جناب ایمان خان این چیزارو بزارید تو تخته بحث کنیم در موردش :دی
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
خانوم فزردا شما امانتی منو اوردین؟
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
ممدحسن مدرسه دخترونه کنارخونه ما از بلنگو خواستگاری میکنن کل شهر فهمیدن دردسر شده واسم:)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٩/٠٩
٠
١
ایمان من میترسم شبا از خونه تنها بیام بیرون:)میترسم منو بدزدن خخخ
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
ممدحسن؟؟خا دگ بسه!!!
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٩/٠٩
٢
٠
منم اون زمان هایی که خیلی دوست داشتم خادم بشم با همچنین شرطی روبرو شدم. البته الان چون ساعت کاری خادم ها 12 ساعته شده و شیفت ها هم هر 8 روز هست؛ عملا برای بازنشسته ها یا کسایی که ساعت کارشون دست خودشون هست خوبه.
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
از ساعت کاریشون اطلاع داشتم واسه همین دیدم وقتم آزاده، شاید خدا خواستو قبول شدم که یه شرط یا بهتر بگم یه سنگ به چه بزرگی جلو پام گذاشتن...
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
خلاصه اون زمانی که هم وقت داشتیم هم حال داشتیم؛ متأهل نبودیم. حالا هم که متأهل شدیم نه وقتش رو داریم نه شوق روزهای جوونی رو :)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/٠٩
١
٠
منم حرفم همینه که فردی که ازدواج نکرده عملا وقتش بیشتره و همچنین حالو حوصلش ولی اینکه اصلی ترین شرطشون ازدواج باشه رو درک نمی کنم...!
ایمانم:-)
ایمانم:-)
٩٥/٠٩/٠٩
٠
٠
بسم الله الرحمن الرحیم صاحابش اومد در بریم:)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٩/١٠
١
٠
متاهلى:||||||| چى بگم منم خادم شدن رو دوست داشتم اما با اين شرط :|||
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
آره مائده جون خیلی شرط بدی گذاشتن:( ولی شرط سنم بودااااا! مرسی از حضورت:)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
خوب منكه الان ك نمي خوام برم ك:))))) ي چند سال ديگ:) اميد داشتم ك با تأهل نا اميد شدم:|
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
ناامید نشو عزیزم امیدت به خدا باشه :) انشاءالله تا اون موقع این شرطم ورداشته بشه!!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٩/١٠
٢
٠
مطمعنی؟ یکی به من گفت برم ! گفت شرطی به غیر از سن نیست!
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
عیـــــــــــن واقعیته!!اصلی ترین شرطش تاهل بود کجای کاری...! ولی به قول جناب م نص اگه از طریق بسیج اقدام کنی(باید فعال باشی!)شاید فرجی شد شاااااااید!!!!!
گل برگ :)
گل برگ :)
٩٥/٠٩/١٠
١
٠
نمی فهمم چرا انقد اذیت میکنن:(
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
واقعا منم درکشون نمیکنم :( ممنونم از همراهیت :)
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
میخوان جوونا رو تشویق به ازدواج کنن :///
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
یحتمل هدفشون همینه :/ ممنون از حضورت عزیزم ^_^
زینب_خالقی
زینب_خالقی
٩٥/٠٩/١٥
٠
٠
تا اونجا که من میدونم حتی یکی از خانوم‌های باسابقه‌ای که قبلاً خادم بود به خاطر مجرد بودن میخواستن بیرونش کنن. اینو از یکی از خانومهای آشنا که خادم افتخاری بودن شنیدم.اما روش‌های دیگه‌ای هم برای خدمت به امام رضا(ع) هست که امیدوارم تو اونا موفق باشید
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٥
٠
٠
واقعا!؟! نمیدونستم! //قطعا همینطوره که میگی :) امیدوارم خدمتگذار خوبی باشم :دی ممنونم زینب جان :)
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
سلام علیکم. یادداشت خوبی بود. به موضوع خوبی اشاره کرده بودید. ولی بریم سراغ نقد. از اشتباهات تایپی و بعضا رعایت نشدن فاصله ها که بگذریم میرسیم به مسائل مهم تر. ببینید اولین موردی که به نظر من رسید بحث دیالوگ نویسی بود. معمولا برای بیان دیالوگ ها شکسته نویسی رایج هست و دیالوگ ها رو شکسته مینویسن. شما در بعضی جاها این مورد رو رعایت کرده بودین و بعضی جاها نه. مثلا فعل «بریدند» یا فعل «نشسته بودند» رو باید به این صورت بنویسین «بریدن» و «نشسته بودن» چون در واقعیت شما اینطوری بیان شون میکنین. پس سعی کنید دیالوگ ها رو دقیقا طوری که بیان میکنین بنویسین. حتی اگر لهجه هم دارین چه بهتر که با لهجه بنویسین و نوشته رو لذت بخش تر کنین! موضوع بعدی ای که به نظرم رسید فضای ایجاد یک تعلیق بود. یعنی شما میتونستید به راحتی یک تعلیق توی نوشته ایجاد کنید که خواننده رو ترغیب کنید نوشته رو تا آخر بخونه اما این کار رو نکردید و خیلی واضح گفتید که توی مسئلۀ مطرح شده شکست خوردید. البته علت این شکست مشخص نیست اما این که خودِ شکست بیان شده از جذابیت نوشته کم میکنه. شما تصور کنید که خواننده تا لحظۀ آخر ندونه که شما بالاخره خادم حرم میشین یا نه؟ کنجکاوی ش میره بالا و بیشتر ترغیب میشه که مطلب شما رو ادامه بده. میشد یک تعلیق خوب ایجاد کرد که شما این کار رو نکردید. یک مورد دیگه هم به نظرم رسید و اون اینکه شما میتونستید توصیفات بهتری رو به کار ببرید. مثلا عرض میکنم. شما خیلی ساده اومدین بیان کردین که توی ماشین همه ساکت بودن و هیچکس حرفی نمیزد. در حالی که میتونستید با استفاده از توصیفات خوب این قضیه رو به مخاطب بگید. مثلا میتونستید بگید که توی راه صدای حرکت لاستیک ها روی آسفالت خیابان حواسم را به خود جمع کرد. یا مثلا صدای تیک تیک راهنما موقع دور زدن هم گزینۀ خوبیه برای توصیف. شما میتونستید اینجوری هم یک کم زیبایی ببخشید به نوشته و هم بیان کنید که داخل ماشین ساکت بوده و هیچکس حرفی نمیزده چرا که شما به صداهای دیگه ای تمرکز کرده بودید. فعلا همین موارد به ذهنم رسید. به نظرم میشد نوشتۀ خیلی بهتری بشه با رعایت این موارد. در هر صورت موضوع نوشته موضوع خوبی بود و بیانتون هم خوب بود. ساده و به دور از هرگونه آلایش. موفق باشید.
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
از وقتی که گذاشتید و نقدتونو بیان کردین بسیـــــــــــار سپاسگذارم... اشتباهات تایپی دست من نبود چون هنگام نگارش متن تمام قواعد نگارشی و همچنین فاصله ها رعایت شده بود و وقتی خودم متنو رو سایت دیدمو خوندم متعجب شدم که چرا به این شکل در آمده!! سعیمو میکنم که تمام توصیه هاتونو در نوشتن موضوع بعدی به کار ببرم ...بازم از لطفتون ممنونم :) موفق باشید.
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کافه

٩٦/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

نمی دانست هوای یار به سر داری

٩٦/٠٢/٢٧
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

عشق

٩٦/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
گرمی دست هایت

کبریت می فروشم

٩٦/٠٢/٢٧
لعنت به خاطرات

راننده تاکسی عاشق

٩٦/٠٢/٢٧
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
برنده مناظرات او بود

بهترین نامزد انتخابات

٩٦/٠٢/٢٧
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
بینندگان عزیز با شما هستیم

یک داستان اخباری

٩٦/٠٢/٢٧
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
تبلیغات
تبلیغات