مادر برایم قصه نگو...

 از همان اول یکی بوده و یکی نبوده است

 

اشتباه بزرگی درحقم کردی

 

در ان سال ها این کلاغ بیخانه

 

بحرانی بود برای خودش

 

مادر برایم قصه نگو

 

اخر قصه هایت همیشه خودم را به خواب زده بودم

 

اما حیف که نمیشد اول قصه خوابید

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
:(
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
آدم ها گاهی عوض نمی شوند

هر کسی را سازشی ست، با ساز خود تنها نزن

٩٥/١١/٢٤
راننده تاکسی بی اعصاب

خاطرات یک روان پریش

٩٥/١١/٢٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
زیر ترنم باران وحی

موسیقی خدا

٩٥/١١/٢٤
مراقبش باش

ماه بالا بلند من

٩٥/١١/٢٤
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
من اکنون هستم

جانان من

٩٥/١١/٢٤
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
تبلیغات
تبلیغات