Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48 جیم - خاطره های عامو عابد www.jeem.ir
خاطره های عامو عابد
زنده کردن خاطرات

خاطره های عامو عابد

نویسنده : n_JAFARI2

آب داخل بطری کوکا را داخل قمقه خالی میکند، قمقمه چند دقیقه دیگر جوش خواهد آمد. تکههای خاروخاشاک و شاخه درختهای پیر و پوسیده آتش سرخی درخور چای ساختهاند. عامو دستمالی دور دست میپیچد، هر چند حالا که دستهایش پینه بستهاند دستمال دور دست بستن دیگر فایدهای ندارد اما باز عامو دستمال دور دست میبندد. با دستهای دستمال پیچ شده، سبیل‌هایش را کمی فر می‌دهد، با این سبیل‌ها شبیه ارتشی‌های زمان شاه شده. شبیه جناب سرهنگ‌ها. هنوز هم به یاد اوایل انقلاب و سرکشی‌های ضد اربابی‌اش، روستایی‌ها او را سرهنگ عابد صدا می‌زنند. هنوز هم گاهی داس در دست می‌گیرد و به یاد قدیم که کیژان با مشقت و رنجی فراوان دوشادوش او گندم درو می‌کرد، چند متری را با دست درو می‌کند. از آن چند لحظه که افق را می‌نگریست و چشم‌های ریز و پرهیبتش خیس شده بودند می‌توانستی حدس بزنی که یاد روزهایی افتاده که کیژان آبستن بوده اما با شروع فصل درو درست مثل مردها داس در دست می‌گرفته.

+ ها چیه نعمتو؟ دری دروی یه پیرمرد ره دید مزنی؟

_ کاش همه دید زدن‌ها مثل ای دید زدن باشن عامو. عامو بیا، بیا بِرت پنجاه و هفت گیر آوردُم، کل مغازه‌های اطراف میدون اعدام مشهد رِ زیرورو کردم تا تونستم پیدا کنم، کارِ ول کن بیا به یاد روزای بعد انقلاب و آزادی مملکت پنجاه و هفت بکش. کاش می‌دادی کل زمینِ کمباین درو کنه. به خدا سخته، خودتِ دری اذیت مِنی، عامو بیا چای غُلید.

کمی از آب جوشیده قمقمه ی زغالی رنگ را خیس می‌کند. آتش رنگ عوض می‌کند. عامو سلانه سلانه طوری که صدای خش‌‌خش چکمه‌هایش روی ساقه‌های درو شده را می‌توانستی به راحتی بشنوی. نزدیک نعمتو می‌شود. با هر پُک پنجاه و هفت، قلپی از چای دودی را سر می‌کشد. لب‌های خشکی که حالا کمی‌تر شده‌اند را از هم باز می‌کند با هیبتی عاشقانه از سوی دلتنگی برای کیژان می‌گوید :

+  سال‌ها بعد وقتی عاشق بشی و عشقت کِنارت نِباشه مِفهمی ارزش دِره سختی بکشی تا بِتنی فقط یگ دِنَه خاطره از او رِه برِی خودت زنده کنی ...

ها نعمتو مفهمی خاطره زنده کردن ارزش سختی کشیدن رِه دِرَه.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٩/٠٦
٠
٠
بازم لهجه شیرین جنوب ممنون منتظرش بودم خیلی عالی بود
n_JAFARI2
n_JAFARI2
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
ممنون از محبتتون دوست عزیز
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٩/٠٦
٠
١
لهجه هاش مال کجا بود؟ عامو مال جنوبه ولی توی متن به مشهد اشاره شده! یه جورایی نه مشهدی بود نه جنوبی! / روایت قشنگی بود ولی جا داشت توش توصیفات و تشبیهات بیشتری به کار ببرید :)
n_JAFARI2
n_JAFARI2
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست عزیز که اینقدر موشکافانه کار رو بررسی کردین، در دو داستان قبلی به این اشاره شد که نعمتو به جنوب برای دیدن عمویش می رود و از انجا خاطراتی را تعریف می کند انگار عامو جنوبی است و نعمتو مشهدی و در این داستان خاطره گونه سعی بر این شده که تلفیقی از دو داستان رو بیارم
s_samane
s_samane
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
چه قدر خوبه ادم وفادار بمونه حتی وقتی که یارش کنارش نباشه... خیلی قشنگ بود
n_JAFARI2
n_JAFARI2
٩٥/٠٩/١٨
٠
٠
ممنون از ابراز لطفتان
پربازدیدتریـــن ها