هوکو هوکو
تقدیم به گروه کاکوبند

هوکو هوکو

نویسنده : محسن_قربانی
هوکو هوکو از این بی‌داد، هوکو هوکو از این صدای خفه در باد، هوکو هوکو از بغض نشسته در فریاد. به دعوت تو هوکو هوکو گویان رقص آیینی ناشناخته را در ضرب‌آهنگ هوکو هوکو گویان تو با بی‌زبانان عالم می‌آمیزم و به دعوت تو شراب حرارت بخش موسیقیایی تو را می‌نوشم و گرم از این جرعه، گِرد آتشی ناشناخته می‌گردم و سرجنبان می‌رقصم. تو رقص در آتش انداخته‌ای و آتش را در جان من. هم نوا با رقص در آتش تو، به دور آتش جانم می‌چرخم و رقص گونه نوای بی‌زبانی تو را فریاد می‌زنم و بی‌آنکه بدانم تو چه می‌گویی، درک می‌کنم چه می‌خوانی. من که عمری در سکون محض خشکیده و ریشه‌ام را در شوره‌زار هرز زبانی دوانده بودم، با رقص در آتش تو به پرتگاه سقوط از خود رسیدم و با بی‌زبانی از توهم خود، سقوط نمودم. خرد شدم. شکستم. له شدم. 
آنچه را که تو می‌گویی، نمی‌فهمم ولی آنچه را که نمی‌گویی به خوبی می‌فهمم. از زبان خلق رها شدم و بی‌زبانی تو را فریاد زدم بی‌آنکه بدانم چه می‌گویم. چگونه از بی‌زبانی با من سخن می‌گویی که از هر زبانی گویاتر است؟ اما تو به من چه می‌گویی؟ می‌گویی هر چه می‌خواهد بشود؟ درک من را از جهان موسیقیاییم شکستی. تو با موسیقی‌ات هر چه را خواستی فریاد زدی بی‌آنکه گوشت تلخان عالم بفهمند تو چه می‌گویی. زهر زبانت زهر وجود عفریته‌های چنبره زده بر روح و روان مردم را خنثی نموده است. من که از ترس افعیان روزگار در قفسی خود ساخته دلخوش به پرواز تنهاییم بودم که نوای بی‌زبانی تو مرا از قفسی خود ساخته‌ام رها کرد. من عمری به پرواز در قفس خو گرفته بودم و میله‌های زندانم را چونان افق دیدگاهم می‌دیدم و جهانی به مرز بوسه‌ی زمین بر آسمان برای خود ساخته بودم که نوای رستاخیز تو مرا به وجد آورد و زنده‌ام کرد و رقصنده‌وار ضرب‌آهنگ زندگی بخشش را بر قلب سنگ شده‌ام بکوفت و مرا به نجات خودم فراخواند. به نجات سیاره‌ی من که تنها موجود زنده‌ی روی آن خودم بودم اما نابودی آن که به دست دیگران رقم خورده بود. هم نوا با فریاد بی‌زبانی تو و هلهله‌کشان آیین ناشناخته تو را به خدای بی‌زبانی با بی‌زبانان عالم به رقص می‌نشینم و به دعوت تو به رقص در آتش در می‌آیم و می‌سوزم و طلسم پرواز در قفس را به سقوط می‌کشانم. هر چه می‌خواهد بشود. نجات سیاره‌ی من، رستاخیز من است.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
این هوکو هوکو اول متن برام لاینحل موند! ادامه متن بازش نکرد!
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
این نوشته بیشتر به خاطر گروه موسیقی کاکوبند نوشته شده و از اسم قطعات آلبومش استفاده شده. هوکو هوکو اسم یکی از قطعات این آلبومه به نام دعوت
آلاء
آلاء
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
تحلیلی به آهنگ رقص در آتش کاکو بند؟؟!
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
مرسی که گرفتی و مرسی که گوش دادی آلبومش و
لیلی
لیلی
٩٥/٠٩/٠٢
٠
٠
بهترین اهنگ البوم دعوت کاکو بند"Dance in fire"
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠٢
٠
٠
لیلی عزیز: البته بهترین اهنگش از نظر من fall فوق العاده است. دابسمش های بامزه ای هم از روش ساختن
آلاء
آلاء
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
آنچه را که تو می‌گویی، نمی‌فهمم ولی آنچه را که نمی‌گویی به خوبی می‌فهمم. از زبان خلق رها شدم و بی‌زبانی تو را فریاد زدم بی‌آنکه بدانم چه می‌گویم. چگونه از بی‌زبانی با من سخن می‌گویی که از هر زبانی گویاتر است؟..... ازین جاش خوشم اومد:)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
قربونت
لیلی
لیلی
٩٥/٠٩/٠٢
٠
٠
درود به این احساس پاک و لذت جاودان که به دست کلمات رها شده،
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠٢
٠
٠
مرسی از توصیف قشنگت
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٩/٠٥
٠
٠
این گروه با اواهاشون دیوانت میکنن ممنون از شما امیدوارم موفق باشید هم شما هم گروه کاکو
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠٥
٠
٠
تقریبا بعد از شادمهر هیچ خواننده ای رو تو ایران نه میشناسم و نه دنبال میکنم. اینا اولین کسایی هستن که بعد از رفتن شادمهر حرکت و صدای و سبک جدیدی تو ایران راه انداختن.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات