من که میمیرم برای زندگی با تو
چطور می شود بی عشق زندگی کرد؟

من که میمیرم برای زندگی با تو

نویسنده : banu69

دیروز دوباره برای چند دهمین بار از داشتنت ناامید شدم. حالم خراب بود. خیلی! آنقدر که دلم می‌خواست یکی از همین ماشین‌ها مرا له کند و از این زندگی راحت شوم. غروب مجبورشدم بروم خیابان. چاپگر نداشتم. برای گرفتن فرم‌ها رفتم کافی‌نت. هوا یکهو سرد شد. درب ماشین را که بازکردم شیرجه زدم توی کافی‌نت. خلوت بود. آن زن خوشگل و جدید نشسته بود پشت سیستم. شماره ثبت نام را دادم بهش تا پرینت بگیرد، آن ورتر یک زن نشسته بود نگاهش کردم. صاحب قبلی کافی‌نت بود، می‌شد زن برادر همان زن خوشگل! آمده بود بهش سربزند و از هزینه سنگین ویزیت دکتر بداخلاق سرخیابان گلایه کند. خودش بود. همان زن. همان که کنکور را برایم ثبت‌نام کرده بود. وقتی دانشگاه قبول شده بودم گفته بود مبارک است و از کشوی میز کناری به من و خواهرم گز تعارف کرده بود و کلی برای دانشگاه و رشته‌ام خوشحالی کرده بود. 

آن روز تویی درکار نبود و الان هم دیگر تو را نداشتم. چشمانم از مرور خاطرات پر از اشک شد. به زن نگاه کردم. مطمئن بودم مرا یادش نیست از آن روزها شش هفت سال گذشته بود. فرم‌ها را گرفتم و راه افتادم توی خیابان. چراغ مغازه‌ها روشن، چراغ ماشین‌ها روشن. آدم‌ها در جنب و جوش. دلم می‌خواست تا خانه را پیاده بروم، اشک بریزم، قلبم بدجور تیر می‌کشید. هم قلبم و هم دلم. رسیدم به ماشین. راه افتادیم.

از شریعتی تا بانک مسکن سرم را چسباندم به شیشه و با چشم‌های عینکی ضعیف توی تاریکی شب بین آدم‌های پیاده‌رو، احمقانه دنبال تو و چهارخانه‌های پیرهنت بودم. هنوز هم بعد این همه وقت فکر می‌کنم شاید دوباره جایی توی این مسیر باشی. سرایستگاه اتوبوس جلوی بانک،پیش پیرمرد سیگار فروش، توی تعمیرگاه حسن‌زادگان. مثل بارهای قبل باز تو را ندیدم. ازبانک مسکن که رد شدیم تا خانه به این فکر کردم که بی‌عشق چطور می‌شود زندگی کرد؟ 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mhv
mhv
٩٥/٠٨/٢٢
٣
٠
استفاده از جمله های کوتاه یک هنره و همیشه به کار نمیاد. اگر می خواین از جملات کوتاه استفاده کنین باید هر جمله یک تکیه داشته باشه و هم تموم بشه و هم ادامه داشته باشه و هم ارزش. دوم اینکه در جملات کوتاه نباید یک فعل دوبار پشت هم بیاد چون روان خوانیش رو از بین می بره:)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٨/٢٣
٢
٠
عاشقانه هاتون عالیه... عالی
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٨/٢٣
٠
٠
ممنونم دوست گرامی مطالعه ی مطلبم،موفق باشید
zi_kh
zi_kh
٩٥/٠٨/٢٤
١
٠
خیلی این متن رو دوست داشتم. موفق باشید
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنونم دوست گرامی شما هم موفق و پیروز باشید
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١