غزل مردی ایستاده در غبار
شعری سروده خودم

غزل مردی ایستاده در غبار

نویسنده : محمدرضا مهدیزاده

واژه‌هایم کوک و رقصان می‌شود

این سکوتم غرق طوفان می‌شود

کوچه‌های خیس و مهتابیِ شب

با ستاره‌ها چراغان می‌شود

خوش به حال شانه‌های پنجره 

امشبی را خیس باران می‌شود

می‌روم گاهی کنار شیشه‌ها

خاطراتت شرِّ شیطان می‌شود

در میان حوض تاریک حیاط 

روی ماه‌ت غلط غلطان می‌شود

اشک‌های بی‌غرورِ آسمان 

بی‌رمق پهن خیابان می‌شود

لحظه‌هایم تلخ می‌ماند ولی

قهوه تلخِ کافه تهران می‌شود

از صدای پچ‌پچ این کوچه‌ها

ناگهان حالم پریشان می‌شود

گفته بودن عاشق ترسوی شهر

پشت بغضی سرد پنهان می‌شود

حرف موج خستۀ بی‌آبرو 

پیش دریا رفته مهمان می‌شود

فیلم مردی ایستاده در غبار

بی‌گمان یک روز اکران می‌شود...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آلاء
آلاء
٩٥/٠٨/٢٢
١
٠
خیلی قشنگ بود:) مخصوصا از دو تا شعر قبلیتون خیلی بهتر بود، موفق باشید:)
آلاء
آلاء
٩٥/٠٨/٢٢
١
٠
البته از لحاظ فنی و قواعد شعری و اینا نمیدونم شاید دوتای قبل ازین بهتر بوده باشه ولی من به شخصه ازین بیشتر خوشم اومد...
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٢
٠
٠
خیلی ممنون لطف شماست :) از نظر قواعدی شعری و اینا هم نه مزیتی نسبت به هم ندارن :) سلامت باشین همچنین
faezeh76
faezeh76
٩٥/٠٨/٢٢
١
٠
واقعا شعر زيبايي بود خوش به حال شانه‌های پنجره امشبی را خیس باران می‌شود...عالي
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٢
٠
٠
لطف دارین ٬ خوشحالم به نظرتون زیبا اومده ؛ موفق باشید
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٥/٠٨/٢٢
١
٠
قشنگ بود,تبریک :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٢
٠
٠
ممنون از شما:)اگه نقدی هم وزنی یا محتوایی ؛ چه شما چه دوستان دیگر دارین خوشحال میشم بشنوم:) موفق باشید
ساده
ساده
٩٥/٠٨/٢٢
١
٠
:-)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٢
٠
٠
:) مرتضی اگه نقد وزنی نداشتی؟ موفق باشی:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٢
٠
٠
اگه اضافی اومده :) پرسیدم نقد نداشتی؟ :) ممنون موفق باشی:)
ساده
ساده
٩٥/٠٨/٢٢
١
٠
عالی بود، فقط اون موقع سردرد بودم یه :-) گذاشتم، شرمنده
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٢
٠
٠
نه عزیز دشمنت شرمنده :) گفتم یعنی وزنش اذیت نکرد؟دلیلشم که تو تخته گفتم چرا در مورد وزن اش پرسیدم بازم ممنون :))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٨/٢٢
١
٠
بیت آخرش خیلی خوب بود و هوشمندانه
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٢
٠
٠
خیلی ممنون مجتبی جان :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٥/٠٨/٢٣
١
٠
فوق العاده بود :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٣
٠
٠
لطف دارین شما :)) خیلی ممنون :)) موفق باشید
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٨/٢٣
١
٠
شعرات خیلی خوبن :)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٨/٢٣
١
٠
عه... همسن هم که هستیم :))))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٣
٠
٠
لطف داری :)) آره دیگه هم سن هستیم :) تو اون مطلب که یکی دو ماه پیش در مورد دانشگاه گذاشتی باهات ابراز همدری کرده بودم که منم مثل خودت شدم امسال :( موفق باشی:))
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٨/٢٣
١
٠
بسیار عالی و خوب :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٣
٠
٠
لطف دارید :) خیلی ممنون از حضورتون :) موفق باشید
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٨/٢٤
٠
٠
قشنگ بود : ) فقط اون جا شو نفهمیدم که میگین لحظه هایم تلخ می ماند ولی/قهوه تلخ کافه تهران می شود
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون از شما لطف دارید :) اون بیت اشاره داره با خاطراتی که این شب بارونی به یادم آورد همچنان لحظه هام تلخ مونده ولی اینبار مثل قهوه های تلخ کافه های تهران این لحظات برام دوست داشتنی هست :) موفق باشید
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٨/٢٤
٠
٠
به معنای واقعی چسبید ...عالی بود ..
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون از شما ؛ لطف دارید ٬ موفق باشید
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٨/٢٥
٠
٠
آقای مهدیزاده تبریک میگم ..اشعارتون به نظر پخته تر شدن :) منم با اون بیت لحظه هایم تلخ می ماند ولی ... یه کوچولو مشکل داشتم و البته نقد، که جوابی رو که به مریم سادات عزیز دادین این مسئله رو حل کرد..شرمندتونم که دیر کامنت دادم :( موفقیات :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٢٥
٠
٠
من شرمنده ام از لطفی که همیشه دارید :) بازم از لطف همیشگی تون ممنونم :) سلامت باشید همچنین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٨/٣٠
٠
٠
سلام دوست عزیز:لذت بردم ازشعرزیبایتان.همیشه شادکام باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٣٠
٠
٠
خیلی ممنون استاد لطف دارید ٬ همچنین
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات