ته دیگتم!
برای خدا

ته دیگتم!

نویسنده : h_sadat

خدایی، خدا جانم؟ ای تویی که به غیر از تو هیـچ کسی را ندارم. یادت هست؟ موقع‌هایی که دلم می‌گرفت و بغض می‌کردم؟ عادت دارم بی‌صدا گریه کنم! جوری که هیچ کسی نفهمد! خدایی؟ مرسی بابت فرصت‌هایی که بهم می‌دهی تا قوی شوم. فکر نکنم تعداد افراد زیادی این متن را بخوانند..! نمی‌دانم، شاید هم به دعوت خودت می‌خوانند اما حرفی نمی‌زنند. خدا جانم؟ غریبی‌ام را دیده‌ای؟! دیده‌ای که حتی با همه هم، تنها هستم؟! دیده‌ای که دلم و قلبم فقط تو را می‌خواهد؟ دیده‌ای که مردم شهرمان هم چه عجیب تنها هستند؟! دیده‌ای که چقدر آسان دل می‌شکنند و پشت سرشان را هم نگاه نمی‌کنند؟... خدایی؟ خسته شدم از شهر مصنوعی‌مان. آدم‌هایی با چهره‌های پلاستیکی. حداقل می‌شود که جایی باشد، من و تو باشیم و بتوانم هق هق گریه کنم؟ جوری که صدایش تا آسمان‌ها هم بالا برود؟ تنها کاری که از دستم بر می‌آید، لعنت کردن شیطان است. آره! دنیا درحال ته کشیدن است! کسانی که برای دنیا هستند، مثل غذا مصرف می‌شوند. اعمال‌شان هم، هیزم جهنم‌شان (خدا نکند) و کسانی هم که تو را می‌خواهند، ته دیگ‌اش می‌شوند، درست است که می‌سوزند و زیر فشارند، اما خوشمزه‌ترند و با لذتی بیشتر مصرف می‌شوند!

پ.ن: دردت بکِشم، بیا که درمان منی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آلاء
آلاء
٩٥/٠٨/١٧
٠
٠
بسیار بسیار عالیییییی.... تا حد زیادی و بجز پاراگراف آخر عمیقا احساس کردم دارم حرفای خودم و خدا رو میخونم.... خیلی ممنون موفق باشی...
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
مطلب رو دوست داشتم اما پاراگراف آخر و تیتر خیلی مناسب نبود.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
چرا اینقدر نگاه تاریک و ناامیدانه؟ در ضمن سه خط آخر بدجوری تو ذوق میزنه
پربازدیدتریـــن ها
به دور از هرگونه طنزیجات

در توصیف دوستان جیمی

٩٧/٠٤/٢٨
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

جوانی و خامی

٩٧/٠٤/٢٧
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

٩٧/٠٤/٢٧
ناراحتم که در حال تمام شدن است

یک روز فوق العاده

٩٧/٠٤/٢٨
نفرین کدام خداست؟

در برزخم، به تاریکی سوگند

٩٧/٠٤/٣٠
دانشمندها چه غلطی می کنند؟

چقدر رابطه ی نیمه کاره در من مرد

٩٧/٠٤/٢٧
توجه به توانمندی بازیگران

مواد لازم جهت یک فیلم کمدی ایرانی

٩٧/٠٤/٢٦
بهترین دوست دنیا

املی را در سینما دیدم

٩٧/٠٤/٣٠
این روایت هر صبح من است

فرشته ای در حیاط

٩٧/٠٤/٢٧
گرما طاقت فرساست

مورچه ها

٩٧/٠٤/٢٨
مرا آمدن منجی خوش است

منجی

٩٧/٠٤/٣٠
فمینیست وارداتی!

نامه‌ای برای دختران سرزمینم

٩٧/٠٤/٢٥
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
رفیق صد ساله!

صمیمیت از نوع الکی

٩٧/٠٤/٣٠
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥