به همان اندازه که نمی دانم، میدانم
دلنوشت

به همان اندازه که نمی دانم، میدانم

نویسنده : خورشید

نمی‌دانم با طلوع کدام آرزو متولد شده‌ام و با غروب کدام امید خواهم مرد. اما می‌دانم بر فراز تمام امیدهایم خواهم نشست ودلم را پر از شور قصه زیستن خواهم کرد.

نمی دانم با طلوع کدام عشق متولد شده‌ام و با غروب کدام مهرخواهم مرد. اما می‌دانم عشق در وجود خاکی‌ام همیشه زنده خواهد بود و با من نفس خواهد کشید.

نمی‌دانم‌ با طلوع کدام نگاه متولد شده‌ام و با غروب کدام تصویرخواهم مرد. اما می‌دانم نگاهم تا آسمان‌ شعله خواهد کشید و زیباترین تصویر را برایم‌ خلق خواهد کرد.

نمی‌دانم با طلوع‌ کدام رویا متولد شده‌ام و با غروب کدام خیال خواهم مرد. اما می‌دانم رویایی‌ترین روزها برایم خاطره‌هایی خواهد شد در دفتر سبز زندگی که با تاروپود هستی‌ام ورق خواهد خورد.

نمی‌دانم با طلوع کدام لبخند متولد شده‌ام و باغروب کدامین شادی ‌خواهم مرد. اما می دانم لبخندهایم تمام غم‌هایم را از بین خواهد برد و دلی سرشار از صفا و یکرنگی به من هدیه خواهد داد تا باور کنم سختی‌ها تمام شدنی است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/١٥
١
٠
این جمله، جمله ایهام دار زیباییه : ((نمی دانم با طلوع کدام عشق متولد شده‌ام...))
خورشید
خورشید
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون از نگاه شما
خورشید
خورشید
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون از نگاه شما
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٨/١٥
٠
٠
می دانم لبخند هایم تمام غم هایم را از بین خواهد برد....زیبا و دلنشین :))
خورشید
خورشید
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون :)
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٨/١٥
٠
٠
خییییلیییی خووووب بوووود. اما می‌دانم عشق در وجود خاکی‌ام همیشه زنده خواهد بود
خورشید
خورشید
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون از نگاه شما
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١٥
٠
٠
زیبا بود موفق باشید
خورشید
خورشید
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون .
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٨/١٦
٠
٠
زیبا بود ..
خورشید
خورشید
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون.
پربازدیدتریـــن ها
پایان تمام حسرت ها

حصار تنهایی

٩٧/٠١/٢٧
گذار یک اعتراف بکنم

پیوند ما از جنس جنون بود

٩٧/٠١/٢٩
لطفا با گویش مشهدی بخوانید

مشتبا وارد می شود!

٩٧/٠١/٢٦
موسسه پیش گویی «نون تو ماست» پیش بینی کرد:

وضعیت سلبریتی ها در سال 97

٩٧/٠١/٢٧
حسی که در من جوانه زده

كمي دركمان كنيد!

٩٧/٠١/٢٣
آنقدر می‌خندد که از چشم‌هایش اشک می‌آید

مه لقا بانو / قسمت اول

٩٧/٠١/٢٦
شعری سروده خودم

تیر خلاصی

٩٧/٠١/٢٨
عشق، زندگی؛ خانواده

غرق در دنیای مجازی

٩٧/٠١/٢٣
یک جعبه واژه رنگی

شاید بشود گفت برگشت!

٩٧/٠١/٢٨
تو خوب بمان

دل نشکنیم

٩٧/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

من چه گویم

٩٧/٠١/٢٧
از خودم بدم می آید

دروغ...!

٩٧/٠١/٢٥
آخرین باری که لبخند زدیم

از خوشی ها بخوانیم

٩٧/٠١/٢٤
با کلمات بازی نکنید

کارگر را چه به زندگی؟

٩٧/٠١/٢٩
عطرت عجب ماندگار است

آن خانه

٩٧/٠١/٢٦
هدف از بعثت چه بود؟

سیاست‌زدگی تا کجا؟

٩٧/٠١/٢٦
همدیگر را زیر دست و پا له نکنیم

گور دسته‌جمعی بود آن پناهگاه

٩٧/٠١/٢٣
درباره پایتخت 5

سناریو عجیب

٩٧/٠٢/٠١
شعری سروده خودم

من دیوانه

٩٧/٠٢/٠٢
دل نمانده برایم

برای شما که دلتنگ تان شدم

٩٧/٠٢/٠٢