گیسوباد / شعر
با هر که گفت عقلت پسر جان کوش؟ جنگیدم

گیسوباد / شعر

نویسنده : hamid_kh

این آخرین بوسهست باید تلخ تر باشد

این آخرین بوسه ست از این آخرین دیدار

باید کمی از قهوه ام باقی بماند تا

لیلی نفهمد شب برایش مانده ام بیدار

***

او قصه هایم را کمی آشفته‌تر می‌کرد

اینگونه حق شعر را لیلی ادا می‌کرد

گاهی اگر اشعار من اندک غمی هم داشت

بعد از مرور شعرهایم خون به پا می‌کرد

***

لیلی برای ریه‌هایم مثل بهمن بود

یک انقلاب از چشم هایش پیروی می‌کرد

تا پلک می‌زد پهلوی تسلیم او می‌شد

با اخم هایش فتح حتی شوروی می‌‌کرد

***

بر باد می‌رفتم که شاید لای گیسویش

- با باد حتی بر سر گیسوش جنگیدم –

یادم نمی‌آید که لیل هست یا رفته است

با هرکه گفت عقلت پسر جان کوش؟ جنگیدم

***

رفتن؟ نرفتن؟ بوسه‌اش این بار مشکوک است

هر چند در هر حالتی شب خاطراتش هست

او در خیالش با همین یک بوسه کیشم کرد

زیباییش اینجاست : " سربازی که ماتش هست "

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٨/١٥
٠
٠
احسنت به این حسن سلیقه در انتخاب اسم زیبای لیلی، و سرودن این شعر بسیار زیبا و عالی^ _ ^
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٨/١٥
٠
٠
خیلی ریتمش سنگین بود...
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٦
٠
٠
شمام که رد پاتونو فقط میشه تو شعرای اقای خبازی پیدا کرد..حسابی محوین
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٨/١٥
٠
٠
عـــــــــــــــــالی ممنااااانم :} قسمت اول و دوم و حتی سوم عالی بود ولی نمیدونم چرا یهو تغییر ریتم دادید...
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٨/١٦
٠
٠
کلا یک رقمه شعر قابل چاپ نمی گی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٦
٠
٠
جیم هم هیچ رقمه صرف نظر نمیکنه از خط قرمزای الکی البته:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٥/٠٨/١٨
٠
٠
خداوکیلی این دیگه چیزی نداشت حامد خان :-/
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٨/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود ^_^
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠٨/١٦
٠
٠
بسیار لذت بردیم :) ممنون و موفق باشید لیلی برای ریه‌هایم مثل بهمن بود یک انقلاب از چشم هایش پیروی می‌کرد تا پلک می‌زد پهلوی تسلیم او می‌شد با اخم هایش فتح حتی شوروی می‌‌کرد بنظرم شعرهاتون رو اگه رضا یزدانی بخونه، خیلی خوب میشه
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٦
٠
٠
شعرهاتون فوق العاده اس:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٨/٢٠
٠
٠
سلام دوست عزیزجناب حمیدخان.کم زیارتتون میکنیم.شماآقایی.شادو سلامت باشید
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١