معتادهای تکنولوژی چه شکلی می‌شوند؟
به بهانه پخش فصل سوم؛ معرفی و بررسی سریال black mirror

معتادهای تکنولوژی چه شکلی می‌شوند؟

نویسنده : محمد حسین وکیلی
اول دو نکته را روشن کنم بعد برویم سر اصل مطلب. از فیلم و سریال‌های علمی-تخیلی خوشم نمی آید و دوم کلا با سریال آنتولوژی نمی‌توانم ارتباط زیادی برقرار کنم. با وصف این‌که خودم را یک سریال‌بین نسبتا پیگیر می‌بینم بیشتر از چند قسمت نتوانستم true detective را ببینم. البته دو سریال، ، از این قضیه مبرا هستند یکی فصل اول مینی سریال fargo  که بر پایه واقعیت بود و عجیب. دوم، همین سریال که متفاوت‌ترین سریال دنیا است و البته لعنتی‌ترین آن‌ها!
-
Netflix
آمار و ارقام «آینه سیاه»
این مینی‌سریال از سال 2011 شروع شد که فصل اول آن 3 قسمت داشت. فصل دوم هم به همین منوال در سال 2013 منتشر شد و تک قسمت کریسمس هم هفتمین قسمت از آینه سیاه بود. تا این‌که فصل سوم این سریال با شبکه Netflix بسته شد. از آن‌جایی که نت‌فلیکس استاد اجرای داستان‌های پیچیده و درام است(مثلا قوی‌ترین مارول‌های ساخته شده، محصول این شبکه است) نوید یک سریال، با متن خوب و البته اجرای بهتر را می‌داد که چند روز پیش این اتفاق افتاد و البته با یک اتفاق بهتر هم همراه شد، این فصل بر خلاف فصل‌های قبل 6 قسمتی است. همچنین فصل 7 این سریال هم قرار است سال دیگر ساخته شود.
داستان کلی این سریال درباره انسان‌ها، زندگی و تکنولوژی است و انصافا ایهام اسم آن جالب توجه است. آینه سیاه، آینه‌ای که علاوه بر خصوصیتی که در صفتش دیده می‌شود ویژگی صفحه نمایشگر خانگی، مانیتور و البته گوشی تلفن همراه شما هم هست.
توضیح کوتاه سریال
این سریال آنتولوژی است یعنی هر قسمت آن داستان خودش را دارد. در هر قسمت این مجموعه غالبا نویسنده سعی بر خلق یک دنیای موازی کرده تا حرفش را راحت‌تر بزند یعنی دنیایی پر از غلو، که مخاطب هم درکش می‌کند ، هم تاثیر بیشتری می‌گیرد و هم کارگردان کار راحت‌تری در اجرای افکار خود دارد (خاصیتی که دنیای انیمیشن‌ها داراست) اما این دنیای موازی ذهن‌تان را سمت جنگ‌ستارگان وفیلم‌های امثالهم نبرد بلکه همین دنیای خودمان با کمی چاشنی بزرگ‌نمایی است. هر قسمت سریال به یکی از پدیده‌های تکنولوژی می‌پردازد و آن‌قدر این کار را خوب انجام می‌دهد که شما فضا را درک می‌کنید و برای‌تان قابل لمس است اما در انتها به حدی با همین قدرت تکنولوژی عذابتان می‌دهد که نمی‌توانید درک کنید چرا این‌طور شد!
توضیح مبسوط‌تر
چارلی بروک(نویسنده و تهیه کننده سریال) در آینه سیاه نشان داد که استاد فضاسازی است و مهره‌های داستانش شاید نقشی خاکستری داشته باشند اما آن قدر لبه خاکستری نازک است که نقش‌ها نمی‌توانند روی آن لبه حرکت کنند و قطعا یا غالب‌اند یا مغلوب. سریال نقش محور است، شما را درگیر یک شخصیت می‌کند اوایل داستان با همذات‌ پنداری می‌کنید، شاید حتی بعضی از رفتارهایش بسیار شبیه رفتار شما و اطرافیانتان باشد اما بعدش چنان دردی وارد سریال می‌شود که شما هم با آن رنج می‌کشید. اگر بخواهم مثلا یک قسمت از سریال را بازگو کنم باید بگویم تصور کنید که در حال یک بازی کامپیوتری تیراندازی هستید، در داخل بازی، همه به یکدیگر شلیک می‌کنند اما شما امکان دارد با یه لحظه حواس پرتی یک نفر را بکشید یا کلا از دستتان فرار کند/ حالا همین را در داستان یک قسمت از سریال تصور کنید. ابتدا فیلم‌برداری از  داخل بازی‌است. آدرنالین بالا می‌رود، شما قضاوت می‌کنید، کاراکتر را حس می‌کنید اما آخر داستان یک‌هو دوربین عقب می‌رود و می‌فهمید کل داستان بازی خورده‌اید و یک تغییر کوچک تمام فرمول‌های ذهنی شمارا عوض می‌کند. در قسمت دیگری برای شما اسطوره سازی می‌کند اما به وقیحانه‌ترین شکل ممکن سوپراستارها را متلاشی می‌کند و به معنای واقعی می‌شوند یک ضد قهرمان! این سریال به شما نشان می‌دهد که چگونه در یک دنیای واقعی می‌شود انسان‌ها را بلاک کرد و یا بلاک شد و یا در اپیزودی دیگر ، بازی رسانه ای سیاست‌مداران را به شما نشان می‌دهد.
بر خلاف‌ چیزی که ما در کشورمان می‌بینیم و اصطلاحا مسئولان آن را سیاه‌نمایی می‌دانند این فیلم یک بیانیه از یک رویداد نیست و تفکر داستان بر خبر دادن یک معضل نیست بلکه به شما فضایی برای درک و در نتیجه مواجه با آن را می‌دهد. مثل آن می‌ماند که اول راه اعتیاد هستید و یک معتادی که بعد از سال‌ها ترک‌ کرده می‌خواهد تمام سختی‌ها و مشکلاتش را به ذهنتان منتقل کند و یک روزه تجربه زندگی‌اش را داشته باشید. در این شرایط لازم نیست راه فرار به شما داده شود بلکه خودتان به هر نحوی از اعتیاد فرار می‌کنید. حالا این اعتیاد اگر مجازی باشد می شود «آینه سیاه»
آینه سیاه
فصل سوم
همان‌طور که گفتم فصل سوم این سریال به تازگی شروع شده و من فقط قسمت اول آن را دیدم و دوست هم ندارم یکی- دو روزه 6 قسمت آن را ببینم و ترجیح می‌دهم که با فاصله این فصل را تمام کنم.
اگر سریال را دیده باشید در نخستین پلان این فصل فضای داستان تا حدی زیادی دست‌تان می‌آید. داستان این قسمت شاید اغراق شده باشد اما فضای آن در چند ساله اخیر جامعه محسوس است. قضیه قسمت اول به نام «سقوط آزاد» درباره نیاز برخی‌ها به لایک شدن و دیده شدن است. حالا تصور کنید این لایک‌ها جدی‌تر شود و به عنوان میزان سنجش مردم در دنیای واقعی و ارتقاع جایگاه‌شان در اجتماع باشد. آن وقت است که هدف همه می‌شود یک چیز:«لایک»
لبخند‌ها و احترام‌های مصنوعی که ما در دنیای مجازی به هم تحویل می دهیم حالا هر روز زندگی‌مان باید به صورت واقعی باشد. در حقیقت مجبوریم همیشه لبخند بزنیم تا همیشه لایک شده باشیم مثل عروسک‌هایی که فشارشان می‌دهی تا برایت قهقهه از ته دل بزنند. عروسک‌هایی که دل ندارند، صداقت ندارند اما همیشه خوشحال‌اند البته الکی مثلا!
نقد و بررسی  سریال آینه سیاه
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آلاء
آلاء
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
ممنون که معرفی کردین ولی من منتظر میشم تموم شه تا همشو یکجا ببینم....! فقط دوبله یا زیرنویس شده دیگه؟؟؟
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
مرسی معرفی سریال. فصل سومش تازه شروع کردم به دیدن و دو قسمتش و دیدم.
خورشید
خورشید
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
خیلی وقته فیلم ندیدم . شاید اگه روزهای اول زمستون کمی سرم خلوت شه سراغش برم
پربازدیدتریـــن ها
حرمت را ندیده ام...

من به تو وابسته ام، آقا تو راهم می دهی؟

٩٦/٠٧/١٨
همان دختر دوباره به رستوران آمد

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت یازدهم

٩٦/٠٧/١٨
انتظار پیشرفت نداشته باشید

عدالت یا صرفه جویی آموزشی؟

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

می نویسم تهدید تو بخوان التماس

٩٦/٠٧/٢٠
حرف های تمام نشدنی

دوست های رادیویی

٩٦/٠٧/١٨
تا یادم نرود که...

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

٩٦/٠٧/٢٠
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
آقا بیا...

قرن تنهایی

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

امید دارم

٩٦/٠٧/١٩
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
از ظلمی که می شود...

جهان امروز و امید به آینده

٩٦/٠٧/٢٠
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
تبلیغات