شب ماهی و تب ماه به هم ریخته است!
شعری سروده خودم

شب ماهی و تب ماه به هم ریخته است!

نویسنده : غزاله بانو

تو که رفتی همه‌ی راه به هم ریخته‌است

شب ماهی و تب ماه به هم ریخته‌است

گل گردون که دگر از همه رو گردانده

دوران‌های زمین آه به هم ریخته‌است

تو شبیه کتب منحرف قانونی

همه محدودیت شاه به هم ریخته‌است

خبرت رفت به کنعان و پدر دید به چشم

گل زیبای ته چاه به هم ریخته‌است

غم مرداب به وحشی شدن نیلُفرش

خبر ای موش که روباه به هم ریخته‌است

نه دگر رغبت بوییدن گل‌ها بی تو

گل شب بوی شبانگاه به هم ریخته‌است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
تو که رفتی.. ت اولش نخورده چرا؟:) میشه تصحیحش کرد؟
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
اصلاح شد
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
با تشکر^__^
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
بسیار زیبا هم بود شعرتون..
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
خیلی ممنون شما به بنده لطف دارید:)
ساده
ساده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
قشنگ بود فقط فتحه کسره و ویرگول یادتون رفته یحتمل( دوران= دَوَران، و= تو، همه محدودبت= همه، محدودیت) منشورتان پر وجه :-)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
کلا همیشه یادم میره ببخشید:) ممنون از یاداوری و تصحیحتون^__^ این که دیگ خداییش منشوری نبود ، بود؟:)
ساده
ساده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
نه خوشبختانه نبود خخخ
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
مرتضی شعر( کوچه کمی کم داریم ) که در مورد شهدا بود ذهن زیبا گذاشته بود شاعرش شمایی؟:) خیلی قشنگ بود از یه ماه پیش میخواستم ازت بپرسم یادم رفته همش ؛ الان گفتم بپرسم ازت کامنت های خانوم رضایی هم بیشتر میشه منم به جوابم میرسم :))من اون موقع خوندم خیلیییی خوشم اومد:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
کامنت های خانوم رضایی هم زیاد شه:))) با تشکر :دی من به تعداد کامنتا و بازدیدا حساسم مرسی^__^
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
چه قشنگ بود :)) از اون ها بود که خیلیی دوست داشتم ؛ پس شما هم حال و روزتان به هم ریخته است ٬ چه بیت های خوبی داشت موفق باشید :)))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
از روی ردیف شعر شما این شعر رو گفتم:) ممنون باعث یه شعر خوب شدین:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
از روی ردیف شعر شما این شعر رو گفتم:) ممنون باعث یه شعر خوب شدین:)
ساده
ساده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
گفتم چقدر آشنایه برام خخخ
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
واقعا !؟ فک کردم شما قبل از خوندنش این شعر رو گفتین باعث افتخاره ^__^(^__^ این کاربردش همین جاهایه دیگه ؟ خخخ)مثل جوابیه من شده(آواز به هم ... :) موفق باشید:))
ساده
ساده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
نه متاسفانه شاعرش من نیستم.
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
وزن و ردیف رو با هم برداشتین که ٬ من فک کردم فقط ردیف بوده :) الان هی میرم شعر خودم رو میخونم بعد شعر شما رو مقایسه میکنم ببینم کدوم قشنگ ترشده خخخخ ؛ به نتیجه خاصی نرسیدم ولی وزن و ردیف خلاقیتش مهم بوده دیگه من اول به ذهنم رسیده :))) داشتم فک میکردم مثلا اگه خیلی بهتر از شعر من میسرودین واسه من آبروریزی میشد خخخخخ٬ خوبه حدودا هم سطح گفتین فقط شما شعرتون معلومه دخترونه اس (مثل بیشتر شعرای فروغ واسه همینم خوشم اومده) خیلی ممنون آبرو داری کردین:)))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
اولا وزن خلاقیت نمیخواد زیاد:دی بعدشم وزن شعر من فرق میکنه^__^ فقط ردیفش وسوسه انگیز بود اول خواستم به عنوان جوابیه به شعر شما بگم ولی منصرف شدم:) بابت ابرو داری هم بگم که هزینشو سریعتر پرداخت کنید بی زحمت:دی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
در ضمن کاربردِ(^__^) این هم مشخص نیس کلا وقتیه که ادم احساس میکنه این شکلی شده^_^ :دی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
تو که رفتی همه‌ی راه به هم ریخته‌است شب ماهی و تب ماه به هم ریخته‌است تو شبیه کتب منحرف قانونی همه محدودیت شاه به هم ریخته‌است ؛ این دو تا رم بیشتر از همه دوست داشتم ٬ تو شبیه کتب منحرف قانونی چه زیبا :)) موفق باشید :))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
اون(گل گردون که دگر از همه رو گردانده / دوران های زمین اه به هم ریخته است ) هم خیلی قشنگه همه خوبن این سه بیت بهتر :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
ممنون از حسن سلیقتون جناب^__^
آلاء
آلاء
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
مرسی خیلی قشنگ بود:)_ نه دگر رغبت بوییدن گل‌ها بی تو گل شب بوی شبانگاه به هم ریخته‌است..... چه تعبیر قشنگی...!
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
مرسی آلا جونی^__^
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
نه دگر رغبت بوییدن گل ها بی تو گل شب بوی شبانگاه به هم ریخته است همه ی ابیات قشنگ بودن :) این بیت یه چیز دیگه بود :)
آلاء
آلاء
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
عه من زودتر به این بیت اشاره کردم ها...خخخخخ:)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٨/١٠
٠
٠
خخخخ ها ولی واقعا این یه بیت خیلی قشنگه😉😉
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
خانوم فرزاد همممه ی بیت هاش خوب بودن شما دیر رسیدین تموم شد :)) تکراری ام نداریم بعله خخخخ
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
چقدر هم به نحکت میاد ^__^ ممنون.. این بیتی بود که «بی تو» هزار بار عوض شد و ویرایش شد تا اخر شد این یه عالمه جایگزین داره:دی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
آلا میگم چطوره به مزایده بذاریم؟:دییی دانشگاه خرج داره به جان خودن
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
خیییلی شعرای شما رو دوس دارم... مرسی از اینکه اینها رو واسه ما می ذارین
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
مرسی از شما که با کامنتاتون برای من قوت قلبید:))
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
شما کلاس واسه گفتن شعر رفتین؟ من اگه بخوام شروع کنم چطوری میشه؟
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
شعر گفتن تقریبا میشه گفت ذاتیه، ولی برای یاد گرفتن اصولش میشه کتاب وزن و عروض بچه های انسانی رو خوند:))) شعراتونو بذارین که دنبال کنیم لذتشو ببریم^__^
خورشید
خورشید
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
امان از این رفتن های لعنتی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٢
٠
٠
هر رفتنی یه اومدنی داره:) دنیاعه و تضاداش:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
مثل همیشه :) خیلی خوشگل ^_^
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٢
٠
٠
ممنونم الهام جونی^__^
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٨/١٢
٠
٠
خیلی شعر خوب و قشنگی بود و یک مصرعش خیلی منو گرفت : گل گردون که دگر از همه رو گردانده
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/١٢
٠
٠
تا باشه ازین گرفتنا:)) ممنون
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات