Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48
جیم - زندگی در پست راک www.jeem.ir
زندگی در پست راک
خوب حس می کنم

زندگی در پست راک

نویسنده : محسن_قربانی

من از درک و دریافت موسیقی به افسانه‌ی فراموش شده‌ای انسانیت ایمان آوردم. ایمان آوردم آن‌گونه که می‌گویند  افسانه نبوده است. واقعیتی مظلوم در پستوی خواهش‌های حقیرانه‌ی بوده است. واقعیتی دردناک که چون مسیح، به صلیب جهالت کشیده شده است. افسانه از این واقعی‌تر برای ما ممکن نبوده و نخواهد شد. چقدر دچار خسران گشته‌ایم که واقعیت خود را افسانه‌ای ساخته و افسانه‌ها را به دیده‌ی واقعیت می‌نگریم. ولی این افسانه فراموش نشده است. دارد کم‌کم رنگ واقعیت به خود می‌گیرد. افسانه‌ی انسانیت من دارد شکل می‌گیرد. نوای رازآلود موسیقی بر بطن خاک این افسانه چکید و گِل واقعیت به خود گرفت. و اینگونه شد که من با موسیقی زنده‌ام، با موسیقی بزرگ شدم، با موسیقی خواندم، با موسیقی دیدم و با موسیقی آواهای دیگر طبیعت را شنیدم. با موسیقی زندگی کردم، خوابیدم، با موسیقی شکل گرفتم، گریه کردم و خندیدم. موسیقی مرا به نگاشتن واداشت و عاشقم کرد. با موسیقی فراموش کردم. با موسیقی بود که به خود رسیدم و خود را یافتم. با موسیقی بود که دریافتم افسانه‌ی من، حقیقی‌تر از هر واقعیتی است. افسانه‌ی من فراموش شده بود و موسیقی آن را به یاد من آورد.

نوای افسانه‌ای موسیقی گروه mono   در آلبوم  The Last Dawnاین را به یاد من آورد. احساسی که از گوش دادن به این آلبوم موسیقی به من دست می‌دهد، احساس درک سرزمین‌های ناشناخته است، احساسات کشف نشده‌ی انسان‌هاست. افسانه‌ای است که انسان در زمانی بسیار دور آن را درک می‌کرده و حالا به فراموشی سپرده است. این موسیقی ضربات ترنمی بر ذهن رازآلود ماست برای درک ناشناخته‌هاست. نمی‌دانم چرا ولی هر چه به سمت شرق این جهان می‌رویم به درک هستی عالم و درک ناشناخته‌ها نزدیک می‌شویم. به درک آنچه از آن غافل مانده‌ایم و فراموش کرده‌ایم، نزدیک‌تر می‌شویم. چه حقیقتی در شرق این جهان آرامیده است که دنیایی را مسحور خود کرده است؟ در چه اوجی می‌زنید که این‌چنین می‌توانید مرا به اوج برسانید؟ از کدامین منبع تغذیه می‌کنید که آواهای کشف نشده‌ی سرزمین‌های ناشناخته را چنین سحرآمیز می‌نوازید؟ سحر از این همه جادوی موسیقی به شگفت آمده است. به چه زبانی سخن می‌گوید که آن را نمی‌شناسم ولی با تمام وجوم آن را حس می‌کنم و می‌فهمم؟

از رازی با من سخن می‌گویید که انگار از ازل در گوش من زمزمه شده و من آن را فراموش کرده‌ام. این چه رازی است که برای درک آن، اندازه‌ای به وسعت انسانیت نیاز است و جهانی به کوچکی این دنیا؟

از چه سخن می‌گویی که این‌چنین بی‌مقاومت آن را می‌پذیرم و بر خود جاری می‌سازم؟ این چه حس رهایی است که از این ساز بر می‌خیزد؟ از کدامین سرزمین ناشناخته سخن می‌گویی که مرا به آن سمت می‌خواند؟ از کدامین حقیقت پنهان سخن می‌گویی که این‌چنین مرا جادو نموده است؟ من با خود چه کرده‌ام؟ چه چیزی را از دست داده‌ام که نوای گمشده‌ی تو، گمشده‌ام را به یاد من می‌آورد؟ چه گمشده‌ای؟ چه ناشناخته‌ای؟ چه رازی؟ چه افسانه‌ای؟ نمی‌دانم این‌ها کدام است ولی چه خوب حس می‌کنم. حس می‌کنم. در می‌یابم. می‌فهمم.

مرا به سمت افسانه‌ی فراموش شده‌ی خود فرا می‌خوانی. مرا به سمت راز سرزمین‌های ناشناخته می‌خوانی. مرا به سمت گمشده‌ام فرا می‌خوانی. گمشده‌ای که واقعیتی زیبا داشت و در گذر زمان، افسانه‌ای شد در سرزمین‌های ناشناخته.

موسیقی تو را کامل حس می‌کنم. زبان موسیقیایی تو را درک می‌کنم. موسیقی تو گمشده‌ام را به من نشان می‌دهد. موسیقی تو افسانه‌ام را برایم بازگو می‌کند. موسیقی تو افق سرزمین ناشناخته‌ها را نشانم داد. نه یک افسانه و نه یک سرزمین ناشناخته بلکه یک حقیقت واقعی که در بدو ورود به این جهان، در جهانی دیگر جا گذاشته‌ام. باید بازگردم به آن نقطه ازلی و آن گمشده‌ام را دریابم و این افسانه‌ی حقیقی را بشناسم. چه دیگر آن سرزمین ناشناخته، ناشناخته نیست و بهتر از هر سرزمین دیگر آن را می‌شناسم. می‌خواهم رها شوم و در خود فرو روم و پرواز را در خود آغاز نمایم. به درون خود عروج کنم و سرزمین ناشناخته‌ام را آن‌جا بیابم. افسانه‌ی فراموش شده‌ام را آن‌جا بیابم. در خود حقیقتم را بیابم. گمشده‌ام را آن‌جا بیابم. نوای سحرآمیز تو بود که این راه را نشانم داد. به جادوی موسیقیایی تو این مسیر را کشف کردم. پرواز در خود و رسیدن به خود.

چه از این زیباتر مقصود است؟ چه زیبایی دیگری را می‌توان یافت که با این حقیقت برابری کند؟ گوش به تو می‌سپارم و قدم در این پیچ هزار تو می‌گذارم. در دالان خود فرو می‌روم و در رقص گردابی این هزارتو، فرو می‌روم و آخر در می‌یابم این سرزمین ناشناخته را. آخر می‌یابم این حقیقت افسانه‌ای خود را. چه آنچه که ناشناخته‌تر است به من نزدیک‌تر است.

 غافل از خود به کشف آنچه پرداختم که نباید می‌پرداختم و از کشف خود غافل ماندم. در این گرداب حلزونی هزاران پستو، افسانه‌ای پنهان شده است که نوای موسیقی تو مرا به آن‌جا رساند.

چه زیباست این حس رهایی. چه زیباست این خلاء. چه زیباست این خلسه‌ی روحانی، چه زیباست کشف سرزمین‌های ناشناخته افسانه‌ای من، چه جادوی دل‌انگیزی است زندگی در پست راک.

 

لینک دانلود آلبوم:

http://vmusic.ir/2014/10/mono-the-last-dawn-2014/

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٩/٠٤
٠
٠
کاش لینک دانلود رو میذاشتین اول متن و اول دانلود میکردیم بعد با صدای زیر موسیقی پیشنهادی تون متن رو میخوندیم :) انگار که یه متن عاشقانه نوشته باشید برای معشوق...
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠٤
٠
٠
دقیقا. این نوشته رو تقریبا دو سال پیش نوشتم وقتی که برای اولین بار این آلبوم موسیقی رو گوش کردم. یه جورایی عاشق گروهشون شدم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/٠٩/٠٤
٠
٠
دانلود کردم
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠٤
٠
٠
مرسی اشکمهر جان. قول میدم پشیمون نمیشی و خوشت میاد
parisa_parsa
parisa_parsa
٩٥/٠٩/٠٤
٠
٠
زندگی در پست راک به موسیقی راک ربط داره دیگه؟ من هیچوقت نتونستم با راک ارتباط برقرار کنم. شایدم اصلا نمیدونم چی هست! این لینکی که گذاشتین موسیقی راکه؟ گوش کنم ببینم چی هست!
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠٤
٠
٠
نه این در واقع راک نیست. سبک پست راکه که خیلی ملایم تر از سبک راکه. حتما گوش کنید
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٩/٠٥
٠
٠
آلبوم آخرین طلوع فوق العادست سال 2014 موسیقی بی کلام مثل گروه یانی تقریبا خیلی خاطره دارم باهاش ممنونم
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠٥
٠
٠
البته مثل گروه یانی نیست. سبک یانی new Age و سبک اینا پست راک. ولی خوشحالم خوشت اومد
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٩/٠٥
٠
٠
من اول که دانلود کردم متن و نخوندم فکر کردم راک .میونم چندان با راک خوب نیست . ولی این اهنگ عالیه .ممنون از معرفیش
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠٥
٠
٠
خواهش میکنم
یاسین(رضی الله عنه)
یاسین(رضی الله عنه)
٩٥/٠٩/١١
٠
٠
امان از این پست راک :) مدتیه یکی دو تا گروه هم توی ایران، خیلی جدی رفتن سمت پست راک
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١١
٠
٠
اسمشون و بگو کاراشون و دانلود کنیم
پربازدیدتریـــن ها
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات