هفت تیرکشی در  هفت
پیرامون حواشی اخیر فراستی و منتقدانش

هفت تیرکشی در هفت

نویسنده : محسن_قربانی

 اتفاق جالبی در برنامه هفت رخ داد که به نوبه‌ی خودم بسیار ستودنی و در عین حال نادر و دردناک بود. مسعود فراستی را کم و بیش همه ما می‌شناسیم. منتقدی متفاوت که معمولا روی خوشی به هیچ چیزی نشان نمی‌دهد و به ندرت نقد مثبتی در مورد فیلمی می‌نویسد. اسکار و جوایز متعدد اصغر فرهادی را به چالش می‌کشد و آقا یا خانم خرس بازیگر در فیلم "بازگشته یا از گور برخاسته" را در دریافت جایزه اسکار، شایسته‌تر از لئوناردو دیکاپریو می‌داند! با تمام ابعاد دانش فنی و تخصصی  او و با در نظر گرفتن نوع ادبیات گرفتاری و نوشتاری او که مخالفان و موافقان متعددی هم دارد، یک نکته را به نظر من به بهترین شکل ممکن در برنامه هفت در یک جمله ساده ولی به غایت دردناک بیان کرد. 

جمله‌ای که باید همانند نقل قول‌های کوروش و داریوش و دکتر حسابی و شریعتی و پروفسور سمیعی دست به دست و دهان به دهان بچرخد و هر ایرانی برای یک‌بار هم که شده آن را نوش جان کند. دلم می‌خواست کاش می‌توانستم با صدا و تصویر خود او این جمله را بیان کنم زیرا با چنان اعتقاد راسخی این جمله را بیان می‌کند که به‌واقع انگار از زبان ناخودآگاه هر ایرانی ایراد می‌شود. هر ایرانی که می‌داند دردش چیست و ضعف و مشکلش کجاست ولی عبارت و کلمه‌ی مناسبش را نمی‌یابد و نمی‌داند چگونه آن را بیان کند که البته مسعود فراستی به بهترین نحو ممکن ما را از این مخمصه نجات داد. ممنونم از مسعود فراستی که به بهترین شکل ممکن ما ایرانی‌ها را تعریف کرد که البته او منظورش فقط سینمای ایران بود ولی به شخصه معتقدم می‌شود به کل مردم ایران بسط داد ((یه ذره لوس بار اومدیم، تحمل نقد و انتقاد رو نداریم)). چقدر این جمله برازنده و مناسب قد و قواره‌ی‌ ما ایرانی‌هاست. تحمل هیچ چیزی را نداریم. تحمل نقد و انتقاد را نداریم. تحمل هیچ کسی را نداریم، تحمل مخالف سلیقه‌مان را نداریم، تحمل مخالف عقیده‌مان را نداریم، تحمل هرکسی که هر چیزی، غیر از آنچه که ما تایید می‌کنیم را  نداریم، تحمل هیچ حرفی را غیر از آنچه که ما می‌گوییم را نداریم. تحمل هیچ باوری غیر از باور خودمان را نداریم. در کل خیلی لوس و غیر قابل تحمل هستیم. 

اگر مخالف عقیده و باورمان حرفی گفته‌شود به جاهای باریکی ختم می‌شود. اما قسمت دردناک داستان می‌دانید کجاست؟ قسمت دردناک تراژدی سیاه زندگی ما ایرانی‌ها این است تحمل طرفداران و هم عقیده‌هایمان را هم نداریم. با تمام این تفاسیر یک وجه اشتراک بارز داریم که به بهترین شکل ممکن با تمام توان و قوای خود آن را بروز می‌دهیم. آن هم این است که تحمل فقر و بدبختی اطرافیانمان را داریم ولی ظرفیت خوشبختی و رفاه دیگران را نداریم. اصغر نعمتی مخاطب مسعود فراستی در برنامه هفت برای فرار و یا مقابله با مسعود فراستی به زندگی شخصی و درد معیشت و زندگی او حمله می‌کند و او در لفافه غمگین و در واقع بدبخت خطاب می‌کند. بدبخت آن هم از نوع بدبختی فقر و درد معیشت. نمونه بارز دیگر اکبر عبدی که در پخش زنده به زندگی و وضع مالی و شخصی‌ترین راز دوران گذشته‌اش با مسعود فراستی حمله می‌کند. در پس صحبت‌های این دو آقا به نوعی آرزوی بدبختی و فقر و فلاکت مسعود فراستی دیده می‌شد. نمی‌دانم چقدرماها هم شبیه این دو نفر هستیم ولی بد نیست گاهی برای آرزوی موفقیت و خوشبختی دیگران را هم داشته‌باشیم و از مشکلات و سنگلاخ های مسیر زندگی‌شان خوشحال نشویم.  

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
zi_kh
zi_kh
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
با این طور کلی حرف زدن در مورد همه ایرانی ها موافق نیستم، و خوب خیلی مطمئن نیستم که همه جا غیر از ایران هم مردم به راحتی با انتقاد کنار بیایند. البته تذکر خوبی در دل نوشته تان برای هرفرد وجود دارد که : سعی کنیم لوس نباشیم در برابر انتقاد
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
دقیقا خیلی مهمه تحمل انتقاد رو داشته باشیم، هر چه قدر می خواد این انتقاد بیرحمانه و خشن باشه.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
شاید یه ذره ادبیاتش بد باشه ولی اکثر نقداش رو قبول دارم مخصوصا همین لوس باراومدنمون رو!
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
منم خودم با اکثر صحبتاش موافقم. آدم صاحب سبکیه و قلم و صحبتش عیار داره
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
اول من تو انجمن فروشنده گفتم فرهادی حاضره با خونوادش بره این فیلم رو ببینه ؟ بعد تو برنامه ی هفت این جمله رو گفتن مدرک اش هم تو همون انجمن موجوده خخخخخ ٬ حق با شماست ما کم حوصله شدیم و تاب نمیاریم و حمله میکنیم موفق باشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
اینا همش به خاطر اینه که آدم های ضعیفی شدیم. کم حوصله و کم طاقت و پرادعا
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
راست گفته اقای فراستی که تحمل انتقاد رو نداریم,واقعا همین طوره,و فقط کسانی که کم می اورند از موضوعات شخصی طرف صحبت میکنند.مطلبتون هم خوب بود خسته نباشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
دقیقا. خیلی بده آدم هایی که در یک بحث کم میارن به خود شخص حمله کنن و نقاط ضعفش و به رخش بکشن.
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٨/٠٧
٠
٠
اصلا نوشته ی جالبی نبود. فراستی صرفا آدم منتقدی نیست وهر توهینی نقد حساب نمی شه.ما ایرانیها تحمل همه چیزو داریم به جز توهین ایشون اگر راست می گن یک فیلم بسازند در حد شخصیت ایرانیها.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/٠٧
٠
٠
خوشحالم یک نظر مخالف هم پیدا شد. کار منتقد فیلم ساختن نیست. دقیقا شبیه استاد دانشگاهیه که دروس 3 واحدیه طراحی بتون و طراحی فولاد و برای دانشجویان مهندسی عمران درس میده ولی خودش تا به حال یک ساختمون هم نساخته و هیچ مهندس عمرانی به استادش هم نمیگه اگه راست میگی برو یک ساختمون بساز ببینم. حوزه ی فعالیت منتقد و کارگردان تهیه کننده و فیلنامه نویس کاملا از هم تفکیک شده است و هرکس وظیفه خاص خودش و داره. یک جامعه شناس آسیب های جامعه ش و رسانه ای میکنه ولی هیچگاه سمت سیاسی در هیچ دولتی نداشته و به اصطلاح دستی در آتش نداشته. اول لاز مه به فرق یک منتقد و فیلم ساز واقف باشیم. دوما فراستی توهین نکرد بلکه به به خشن ترین شکل ممکن فیلم سخیف کارگردان و نقد کرد و دست آخر بهش گفت لوس بار اومدیم که تحمل نداریم. سوما: نمونه بارز تحمل نداشتن ما ایرانی ها رو تو اعترضات مردمی و غیرمردمی به فیلم و سریال ساخته شده و توهین تلقی کردن اون رو زیاد دیدیم که لازم به گفتن نیست. بازم مرسی از نظر مخالفت
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/٠٨
٠
٠
دو تا اشتباه لپی در ویرایش متن دیده می شود که از دوستان عذر خواهی می کنم. متاسفانه پس از ارسال متن امکان ویرایش وجود ندارد.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٨/٠٩
٠
٠
حرفهای مسعود فراستی کاملا درست و حقیقت هر فیلم و ماجرا است ولی کاش طوری صحبت میکرد که بخاطر دور از ادب بودن حرفهایی بدون شک خالی از دروغ و ابهام مواخذه نشه
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/٠٩
٠
٠
خب به هر حال خودش میگه ادبیات من اینجوریه. البته خیلی هم بد نیست. تند و نامتعارف صحبت میکنه که بهش میاد. از هرکسی اینجوری صحبت کردن بر نمیاد. در کل آدم جالبیه
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
شعری سروده خودم

درد شادی

٩٦/٠٣/٠١
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
تبلیغات
تبلیغات