اندر مصائب آمارگیری / طنز
یادداشت‌های آقای تاریکفکر

اندر مصائب آمارگیری / طنز

نویسنده : محمدعلی محمدپور

همان‌طور که احتمالا می‌دانید این روزها سرشماری نفوس و مسکن در سطح کشور انجام می‌شود، البته مسئولین برای این‌که هرگونه شائبه‌ای ایجاد نشود که مثلا مردم جوجه پنداشته شده و دارند آخر پاییز شمرده می‌شوند این کار را اول پاییز انجام می‌دهند. بنابراین تصمیم گرفتیم یادداشت امروز را به موضوع سرشماری اختصاص دهیم.

اتفاقی که سرشماری امسال را نسبت به هر سال متمایز کرده، این است که سرشماری به دو صورت اینترنتی و حضوری انجام می‌شود. تجربه نشان داده اصولا ما ایرانی‌ها دوست نداریم شمرده شویم مگر این‌که پای یارانه در میان باشد که آن موقع ممکن است دختر همسایه‌مان عباس‌آقا که برای بازی با بچه‌ها به خانه‌مان آمده را هم جزو اعضای خانواده‌مان معرفی می‌کنیم یا برویم مامان‌بزرگ فراموش شده‌ی خانواده که در خانه سالمندان هست را هم بیاوریم شمرده شود بلکه یارانه‌اش را بگیریم بگذاریم توی جیب‌مان.

خب البته امروزه که خانواده‌ها رو به کم جمعیت شدن می‌روند این کار آسان‌تر شده شما یادتان نمی‌آید مثلا همین دهه‌ی شصت یا اوایل هفتاد اگر مامور آمارگیری را می‌فرستادی و مامور از آقای خانواده می‌پرسید چندتا بچه داری طرف می‌گفت: «الان یا الان؟!» یا حتی ممکن بود آقای خانه برگردد برود توی خانه تا تعداد فرزندان را بشمارد. مهین تاج، آفت، چنگیز، شهپر، دختر عباس آقا برو کنار، مهوش، تیمور ... البته آخرش هم همیشه یکی توی دست به آب جا می‌ماند و آمار دقیقی نمی‌شد بیرون آورد. یا مثلا یکی از سئوالات این است که آیا در 365 روز گذشته صاحب فرزند شده‌اید، خب آن موقع جواب به صورت روتین آری بود که البته ممکن بود دو یا بیشتر هم در 365 روز فرزند آورده باشد. چرا این طوری نگاه می‌کنید؟ خب در صورت دوقلو یا چندقلو زاییدن ممکن می‌شود دیگر.

یا یکی از سوالات در مورد کار و شغل است. یعنی به طور معمول شما برای آمار گرفتن بروی در خانه‌ی شخص کلا همه‌شان بیکار هستند و اگر کار دارند هم حقوق‌شان بسیار بسیار کم است. حالا هزار هم که توضیح بدهی این آمار گرفتن نه ربطی به مالیات دارد نه یارانه و نه هیچی به خرج‌شان نمی‌رود. البته مسئولین هم زرنگی کرده‌اند امسال کلا گزینه‌ی بیکاری را از سیستم حذف کرده‌اند و بدین ترتیب ضربه‌ی محکمی به کندن ریشه‌ی بیکاری در این کشور وارد آورده‌اند. یعنی طوری سوال چیده‌اند که مثلا اگر شما شش ماه پیش هم کمک کرده باشی ویلچر مادر عباس‌آقا را از روی جوب رد کرده باشی جزو صاحبان شغل به حساب خواهی آمد. یعنی طوری‌ست که شما جواب همه‌ی سوالات را هم که خیر بزنی تهش می‌پرسد یعنی یک استکان هم توی خانه‌تان نشسته‌ای؟ اصلا تشکت را هم خودت جمع نمی‌کنی؟ بعد یک آری می‌زنی و بدین ترتیب تو هم شاغل به حساب می‌آیی!

یا مثلا در یکی از پرسش‌ها در مورد وضعیت ملکی منزل چرا حقیقت را نمی‌گوییم؟ مثلا مامور آمار مراجعه می‌کند هر طبقه اعلام می‌کند طبقه بالایی‌مان صاحبخانه است بعد مامور آمار بیچاره هی هر طبقه می‌رود به طبقه‌ی بالایی ارجاع می‌شود نهایتا بالاترین طبقه گربه‌های روی پشت بام را صاحبخانه معرفی می‌کند و نهایتا همه‌شان مستاجر به شمار می‌آیند. یا مامور آمار در مورد نوع مصالح از صاحب یک خانه‌ی دوبلکسِ شیک می‌پرسد طرف تمارض می‌کند می‌گوید خانه‌مان از خشت خام و کاهگل درست شده و هر لحظه ممکن است روی سرمان خراب شود تا کسی نفهمد از بهترین مصالح و سنگ مرمر یا گرانیت مرغوب بنا شده است. یا خانه‌اش بالای دوهزار متر است می‌گوید یک آلونک بخور و نمیری داریم در حالیکه حمام‌شان از کل زیربنای خانه‌های معمولی بزرگتر است.

به هر حال همه‌ی این‌ها را گفتم تا در پایان پیام اخلاقی این نوشته را بگذارم و آن این‌که بیاییم با مامورین آمار همکاری کنیم و اطلاعات صحیح در اخیارشان قرار بدهیم تا بشود در برنامه‌ریزی‌های کلان کشور به این اطلاعات استناد کرد بلکه با این برنامه‌ریزی یارانه‌مان هم بیشتر شود!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
عزیزی
عزیزی
٩٥/٠٧/٢٧
١
٠
این تکراری نیست؟
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/٢٧
٠
٠
والا همین امروز بعدازظهر نوشتمش دیگه نمی دونم والا...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/٢٨
٠
٠
وانیا قبلا موضوع صداقت با مامورین امار را پست کرده بود:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٧/٢٧
١
٠
مثل همیشه خیلی خوب :) راستی " پریوش " رو جا انداختین !!
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/٢٧
٠
٠
مرسی البته اگر دقت کنی گفتم همیشه یکی گلاب به روتون تو دست به آب جا می مونه :))
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٢٧
١
٠
خخخ..قشنگ بود .... ما یه مهین تاج و مهوش داریم تو آشنایان ///
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/٢٧
٠
٠
خداوند حفظ کنه ایشان رو.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/٠٧/٢٧
١
٠
ما که تصمیم گرفتیم من برم دم در بگم فقط من اینجا زندگی میکنم و مجردم و تنها/خلاص/بره پی کارش
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/٢٧
٠
٠
انشالا که خیره.
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٧
٠
٠
خخخخخخحخخخخخخخخ.سپــــــــــــــــــاس ....ینی با هر خطش از خنده منفجر شدم خخخخخخخخ عالی بود..موفق باشید
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/٢٩
٠
٠
من نگران سلامت تون شدم! امید که همواره بخندید.
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٢٨
٠
٠
من که موقع ثبت نام اینترنتی کد آمار رو از دست دادم، سایت نامرد هم دوباره کد نمیده
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/٢٩
٠
٠
انشالا حل شود.
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٢٩
٠
٠
دیشب حل شد الحمدالله
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٧/٢٨
٠
٠
چرا مصائب؟ این که صاحب شغل شدیم مصائبه؟ از مزایای آمارگیریه اخوی...
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/٢٩
٠
٠
امید که خداوند هیچگاه شما را از شغل و شغل را از شما نگیرد.
paariss
paariss
٩٥/٠٧/٢٩
١
٠
خیلیییی خوب بود :)))
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/٢٩
٠
٠
ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣