Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48 جیم - پاییز فصل رنج ها www.jeem.ir
پاییز فصل رنج ها
در وصف پادشاه فصل ها

پاییز فصل رنج ها

نویسنده : n_JAFARI2

شهریور چه غمگین می‌گذرد. با حالتی اندودآلود به گوشه‌ای از سال تکیه می‌دهد و به پاییز دل می‌بندد به پاییزی که هیچ‌گاه از جنس او نمی‌شود. پاییز که می‌آید دیگر هیچ غنچه‌ای حس شکوفایی ندارد و روز به‌روز و لحظه به لحظه تمام گل‌ها، غنچه‌ها و شکوفه‌ها زردتر و سردتر می‌شوند و سرانجام پژمردگی آن‌ها را زیر لگدهایش له می‌کند.

گویی پاییز نمی‌آید. پاییز تا لباس طلایی درخت‌ها را بر تن چوبی‌شان ندوخته‌باشد نمی‌آید. پاییز با دست‌های سرشار از بی‌مهری‌اش به خانه‌هامان سرک می‌کشد و برای ما به‌سان دخمه‌ی بی‌انتهای تنهایی می‌شود و در لحظه لحظه‌های خود ما را در خانه‌هامان حبس می‌کند.

آه، پاییز که فقط فصل دوری معشوقه‌ها نیست. شاید فصل جدایی مادربزرگی است از نوه‌هایش. نوه‌هایی که سکوت کوچه باغ خانه‌اش را در تابستان شکسته‌اند و حالا سکوت و اشک‌های پیر بر خرابه‌اش حکومت می‌کنند.

درست پشت پنجره‌های پاییز چشم‌های مادری در پی پسر سربازی است که دوری مسیر هیچگاه فرصت مرخصی به او نمی‌دهد.

پاییز فصل زجرهای دختری است که درغربت عروسی کرده‌است و حالا چشم‌های نیمه بادامی‌اش و پلک‌های ریمیل کشیده‌اش هرغروب زرد و گرفته‌ی پاییز، از سر دلتنگی تمام صورتش را سیاه می‌کند و در دوردست‌ها هیچ‌کس نمی‌خواهد باور کند که کبودی گوشه‌ی پلک‌هایش از سر ضرب محکم دست معشوقه‌ای است که سال‌ها پیش روی اسمش قسم می‌خورده‌اند.

شاید پاییز فصل جدایی پسرکی باشد که سال‌های زیادی در مدرسه او و لهجه‌ی دهاتی‌اش را مسخره کرده‌اند و حالا هر بار که نام مهر را می‌شنود، شروع به فحش و لعنت و نه گفتن به اول مهر و دانستن چیزهایی که به هیچ درد آدم نمی‌خورد، می‌کند.

پاییز فصل غم‌های دختری است که وجودش در دست‌های پسری کلّاش قفل شده‌است و با قلبی که تهی از مهر و دوستی است در هوای گرفته‌ی پاییزِ زندگی‌اش از حالت شادی و طراوت فقط نفس کشیدنش را حفظ کرده‌است.

به قول اخوان "پاییز شاه فصل‌هاست" آن هم چه شاهی، شاه دیکتاتوری که پایه‌های ستون حکومتش غم و دل‌گرفتگی و جدایی است. شاهی با تاج طلایی برگ‌های زرد درختان، شاهی که مات چهره‌ی شهریور و انارهایش شده‌است.

نگاه کن پاییز هیچ‌گاه چشم به راه نمانده‌است و وقتی که می‌آید تا لحظه‌ی آخر زندگی‌ات مهمان تو و قلب کوچکت می‌شود.

نگاه کن، لمس کن، استشمام کن، پاییز را حس می‌کنی؟ غمش بوی تلخی دارد و جدایی‌اش طعمی گس، کاش آنقدر توان به من داده شده‌بود که می‌توانستم محبت پاییز را هم مثل دست‌های سفید یارم لمس کنم.

آه پاییز چه تلخ می‌آید و چه تلخ‌تر می‌رود. پاییز فصل دلتنگی است...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آلاء
آلاء
٩٥/٠٨/٠٥
٠
٠
پر از تشبیه های زیبا...... موفق باشید
n_JAFARI2
n_JAFARI2
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
تشکر بسیار زیاد از محبتتون
پربازدیدتریـــن ها