با شنیدن صادرات همه یاد خدابیامرز مرحوم مصدق می‌افتند، چه خودش چه دستاوردش. ولی روز ملی صادرات ربطی به نفت ندارد! بار اول که متوجه شدم باور نکردم ولی سایت مربوطه کم و بیش معتبر بود، سنگینی علامت سوال روی سرم داشت اذیتم می‌کرد که نگاهم به عبارات «از سال 1376 بيست و نهم مهر ماه با تصويب شوراي فرهنگ عمومي كشور، به عنوان روز ملي صادرات تعيين گرديد تا بيانگر عزم و اراده ملي در مجموعه دولت و مردم براي توسعه صادرات غير نفتي و درنتيجه توسعه اقتصادي كشور باشد» افتاد. چاره‌ای جز قبول کردن نداشتم.

جدا از اسم وزین ارگان تصویب کننده باید خاطر نشان کنم که چین را همه ما به عرضه کالای بسیار مرغوب(!) و قیمت پایین می‌شناسیم و برای قدردانی از زحماتش به غیر از سزا و ناسزاهایی مثل... (به من چه شما خود از همین دسته‌اید و کاربلدتر از من چون حتما صابونش به تن و بدن مبارکتان خورده) که می‌گوییم او را در رتبه اول صادرات غیر نفتی (البته در سال 94) قرار دادیم تا خدای ناکرده از صادر کردن دُرهای ارزشمند صنعتش به ما پشیمان نشود! (نروید تحقیق جریان گزارشگر و سازنده استادیوم را برای من از نو بنویسید)

صنایع پتروشیمی و میعانات گازی در صدر صادرات غیرنفتی! تضمین، لازم به توضیح نیست.

فرش، پسته و زعفران هم محصولات سنتی ایرانند که به نوعی پرچمدار هم دسته‌های خود نیز می‌باشند و مانند پرچم‌دار تلفن همراه پر حاشیه الحمدلله خارجی‌اش! پتانسیل بالای خود را در تولید داستان‌‌های کش‌دار نشان داده‌اند.

خلاصه هر ساله روز سابق الذکر وزیر و وکیل و ایضا خدم و حشم  از چند بنگاه صادرات تقدیر به عمل می‌آورند و چند جلسه با میوه‌های رنگی و غذای‌های طیب و پاک را به راحتی هر چه تمام‌تر پشت سر گذاشته و با بادی در غبغب ما فیه را می‌شرحند! و رکوردی مثال زدنی برای مستقبلان بر جای می‌گذارند!

به قول شاعر:

«توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه / معصیت را خنده می‌آید ز استغفار ما»

تا وقتی نفت هست چرا غیر نفت!

به قول یک شاعر دیگر

عیب رندان مکن ای...

و اما اصل مطلب و طبق گفته شاعر دوم برویم خود را باشیم، مرا چه به این حرف‌ها باید از اول می‌گفتم که آقا صادرات چیز جالبی‌ست به این صورت که می‌توانستیم یک زنگ به دوست و رفیق زده و به مراسم برگذار شده در محرم دعوت کنیم که به نوعی صادرات معنویت نیز کرده باشیم؛ هر چند دوستانم متفق العقیده به عبث بودن کتب دین و زندگی در دبیرستان رای دادند و می‌دهند بدون این‌که صلاحیت ارگان شمارش کننده آرا محل تشکیک باشد! ولی اینجانب حق معنوی داشتن نسبت به یکدیگر را از آن کتب آموختم مگو چیست از آن کتب آموختن! نقطه سر خط

توضیحات:

خدابیامرز مرحوم: خیلی هم درست است، رجوع شود به پدر بنده اگر می‌شناسیدش چون می‌گوید افراد زنده نیز خدابیامرز لازمند!

شین: شورای فرهنگ عمومی کشور!

1367: چشم به جهان گشودم و یحتمل مسبب نام گرفتن روز ملی صادرات توسط منصب سخت التلفظ و دارای ستیزآوایی شین، پا قدم اینجاب بوده!

ایضا: کلمه پر طرفدار جیم نویسان

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات